تور کاشان ویژه نوروز 99

تورهای گردشگری

مسافران نوروز 99 کاشان دقت داشته باشند که اطلاعات و تصاویر مربوط به هر هتل تور کاشان ویژه نوروز 99 (بهار) در همین صفحه موجود است . عزیزان توجه کنند که قیمت های زیر برای 3 شب تنظیم شده است و در صورت درخواست میتوانند شبهای بیشتری را در کاشان بگذرانند.

گشت و گذار در شهر کاشان

هزار ساله دوست داشتنی

کاشان از جمله شهرهای قدیمی، آباد و مهم ایران است که هر چند هیچ‌گاه پایتخت سلسله‌ای نبوده اما همپای پایتخت‌های کهن ایران مانند قزوین، تبریز، اصفهان، شیراز، نیشابور و زنجان اهمیت دارد. نشان آبادانی و رونق آن نیز آثار تاریخی فراوانی است که از دوران گذشته در این شهر باقی مانده است. در این میان کاشان به داشتن خانه‌های تاریخی بزرگ و زیبا شهرت دارد. به همین مناسبت چندی پیش در صفحه ایران گردی به معرفی مهم‌ترین خانه‌های تاریخی کاشان که در محله سلطان میراحمد قرار گرفته‌اند، پرداختیم و البته دو سه اثر دیگر این محله یعنی بقعه سلطان میر احمد و حمام احمد را نیز معرفی کردیم. اکنون می‌خواهیم به سراغ دیدنی‌های دیگر این شهر برویم؛ از باغ فین و بازار بزرگ گرفته تا مدرسه آقا بزرگ و مسجد جامع. گرچه زمستان‌های کاشان سرد و سوزناک است، اما دست کم امسال با این هوای بهاری به نظر نمی‌رسد که برای سفر زمستانی دچار مشکل خاصی شوید. البته سرمای کاشان بیشتر در شب‌‌هاست و اگر روزهای زمستانی آفتابی باشند که اغلب این طور است سرما آزاردهنده و خارج از تحمل نخواهد بود.

باغ فین؛ باغ جهانی

باغ فین از باغ‌های معروف ایرانی است که پیشینه آن تا دوران پیش از اسلام عقب می‌رود و حتی به اسطوره‌‌ها نیز راه می‌یابد. حتی در باورهای عامیانه، چشمه سلیمانیه که باغ فین از آب آن سیراب می‌شود، ‌نام خود را از سلیمان نبی (ع) گرفت و از آثار دوران این پیامبر بزرگ است. در منابع تاریخی گفته شده که کسانی مانند یعقوب لیث صفاری و ابن سینا در این باغ اتراق کرده‌اند. درباره ابن سینا این داستان نقل شده که وقتی او به باغ وارد شد و پس از آشامیدن آب جاری در نهرهای آن متوجه شد که این آب جیوه دارد، حدس زد که احتمالا همه اهالی محل به علت خوردن این آب بیماری‌های مزمن دارند؛ بنابر این از همراهانش خواست که مردم را در باغ گردآورند تا به معاینه آنها بپردازد. مردم هم از اینکه یک پزشک پرآوازه به روستای شان آمده (فین هنوز هم روستایی است چسبیده به کاشان) خوشحال شدند و با سبدهای پر از انار به دیدار او شتافتند. در اینجا بود که ابن سینا با مشاهده انارها به اشتباه خود پی برد و متوجه شد که پادزهر موجود در انار، اثرات جیوه در بدن مردم فین را خنثی می‌کند. تا چند سال پیش باغ فین هنوز در محاصره انارستان‌های بزرگ و زیبا بود، اما مرغوبیت زمین در آن حوالی پای بساز و بفروش‌ها را به جاده فین کشاند و بسیاری از باغ‌ها برای خانه‌سازی از میان رفتند. چندان که جاده فین نیز شباهت زیادی به خیابان پیدا کرد.

تقسیم آب و نقشه آبیاری درختان باغ، کاری است از غیاث‌الدین جمشید کاشانی، ریاضی دان بزرگ ایران. ساختار کنونی باغ با ساختمان‌های مختلفی که درونش ساخته‌اند، مربوط می‌شود به دوره صفویه که البته در دوره قاجار نیز بناهایی بر آن افزوده‌اند. بنابر این در باغ فین مرتب با نام‌های صفوی و قاجاری روبه رو می‌شوید، مثلا شتر گلوی صفوی و شتر گلوی قاجاری یا حمام صفوی و حمام قاجاری. از حمام گفتیم، حتما می‌دانید که یکی از دو حمام موجود در باغ فین محل قتل امیرکبیر، صدراعظم اصلاحگر ناصرالدین شاه قاجار بوده است. همچنین موزه کاشان در همین باغ قرار دارد. باغ فین سال 1390 همراه با هشت باغ دیگری ایرانی در فهرست میراث فرهنگی جهان ثبت شد.

صحن با صفا و گنبد مخروطی رنگارنگ و مناره‌های بلند امامزاده ابراهیم و کوچه باغ‌های پیرامون، همه بر جذابیت این مکان مذهبی افزده‌اند.

تپه‌های باستانی سیلک؛ یادگار تمدنی کهن

تپه‌های باستانی سیلک که در سه کیلومتری کاشان قرار دارند و با توسعه شهر تقریبا جزیی از آن شده‌اند، برای عموم مردم ایران خیلی شناخته شده نیستند، ‌اما در محافل باستان شناسی جهان معروفیت زیادی دارند و آثار به دست آمده از آنها زینت بخش موزه لوور پاریس است.

این تپه‌ها نشان می‌دهند که منطقه کاشان امروزی در هزاره پنجم پیش از میلاد، یعنی هفت هزار سال پیش جایگاه یک تمدن پیشرفته ما قبل آرایی بوده که خود از دوره‌های مختلفی تشکیل شده بود. این مردم به شهادت ابزارهای ابتدایی که در سیلک کشف شده، کشاورز بوده‌اند و در دوره‌های بعد با فن کوزه‌گری و آجرپزی نیز آشنا شدند. آنها همچنین در اثر برخورد و مراوده با تمدن باستانی عیلام واقع در خوزستان و به مرکزیت شوش، با خط و نوشتار نیز آشنا شده بودند و مانند عیلامی‌ها پرستشگاهی به شکل زیگورات برای خود برپا کرده بودند.

تمدن سیلک حدود سه هزار سال پیش بر اثر ورود آریایی‌ها به فلات ایران از میان رفت تا امروز که آثار اندک آن به عنوان نشانی از دیرینگی این سرزمین زینت بخش موزه‌های ایران و جهان و موجب افتخار شهر کاشان شده است. در کنار تپه‌های سیلک موزه کوچک و جمع و جوری هم ساخته‌اند و برخی آثار بدست آمده از محل را در آن به نمایش گذاشته‌اند.

کیلومتر سه جاده کاشان – فین (امیرکبیر)

راه و چاه سفر

کاشان تقریبا در میانه راه تهران به اصفهان، در فاصله 240 کیلومتری شمال اصفهان قرار گرفته است. هوای این شهر در زمستان‌ها نسبتاً سرد و در نوروز و بهار‌ها گرم و خشک است. بنابر این نوروز و بهار و بهار بهترین زمان سفر به این شهر است، ‌اما از آنجا که در سفرهای کوتاه یک یا دو روزه می‌توان کاشان را دید، در روز‌های معتدل تر زمستان نیز که هوا آفتابی است،‌ می‌توان به این شهر سفر کرد. وجود آزاد راه‌های منتهی به کاشان از سمت تهران و اصفهان سفر به این شهر با اتومبیل شخصی را خیلی راحت کرده است. سفر با اتوبوس و قطار نیز از راه‌های سفر به این شهر حاشیه کویری است.

ایستگاه راه آهن:  کمربندی (بلوار ملاصدرا) تلفن ؛ 1 – 4233000

پایانه مسافربری: کمربندی (بلوار ملاصدرا)، جنب میدان میوه و تره بار؛ 4455000

کاشان با وجود توسعه صنعت گردشگری در سالیان اخیر به اندازه کافی هتل خوب و مجلل ندارد. به هر حال مهم‌ترین اماکن اقامتی این شهر عبارتند از:

هتل نگارستان :‌4 ستاره

خیابان امیر کبیر؛ 9 – 5347000

هتل امیرکبیر :‌3 ستاره

خیابان امیرکبیر ؛ 5 – 5304091

هتل کوثر : 3 ستاره

بلوار قطب راوندی روبه روی پارک آیت الله مدنی

بازار بزرگ کاشان؛ جایی زیر آسمان شهر

از آنجا که کاشان همیشه از کانون‌های بزرگ صنعت و تجارت در ایران بوده، بازار آن از رونق و شکوه بسیار برخوردار بوده است. اگر به نوشته‌های جهان گردان اروپایی در دوره صفویه مراجعه کنید، می‌توانید شرحی از بزرگی و اعتبار کاشان را به دست آورید. زلزله‌ای که اندکی پیش از دوره قاجار، کاشان را به شدت لرزاند و خرابی زیادی به بار آورد، به بازار تاریخی این شهر نیز صدمه زیادی زد. بنابر این بیشتر بخش‌های بازار از دوران قاجار باقی مانده‌اند. مثل همه بازارهای کهن ایران، بازار کاشان فقط جای داد و ستد نیست، بلکه اماکن عمومی زیادی از مسجد و مدرسه گرفته تا حمام و قهوه خانه در آن وجود دارد و به واقع شهری است درون شهر کاشان، معروف‌ترین بخش بازار، تیمچه امین‌الدوله است که در دوره ناصرالدین شاه قاجار ساخته شده و به خاطر سقف بلند و مقرنس کاری شده‌اش شهرت دارد. اینجا همان لوکیشن معروف تیتراژ ابتدایی سریال «زیر آسمان شهر» است. بسیاری از جهان گردان اروپایی دوره قاجار در وصف این تیمچه داد سخن سرداده‌اند و نقاشی‌هایی را از معماری باشکوه آن کشیده‌اند. در بازار کاشان بیشتر کالاهای بازارهای سنتی از قبیل فرش، پارچه و خواربار به فروش می‌‌‌رسد. چند مغازه عتیقه فروشی هم در این بازار هست که جای دیدن دارد.

میدان کمال‌الملک، ابتدای خیابان بابا افضل

مسجد و مدرسه آقا بزرگ؛ ساده و با شکوه

مسجد و مدرسه آقا بزرگ میان بناهای پر شمار مذهبی شهر کاشان از همه معروفتر و شاید مهمتر است؛ جایی برای گزاردن نماز و تحصیل علوم دینی، این مکان در دوره قاجار برای تدریس و تشکیل جلسات بحث حاج ملامحمد مهدی نراقی معروف به آقا بزرگ ساخته شد و مثل همه مدارس علوم دینی بخشی از آن نیز به مسجد اختصاص یافت. دو چیز معماری مسجد و مدرسه آقا بزرگ را برجسته می‌کند. یکی این که در عین صلابت و استحکام معماری دارای ظاهر بسیار ساده آجری است و تزیینات آن بیشتر در داخل بنا و سر در آن نمود یافته است. دیگر این که به شکل زیبایی در دو طبقه ساخته شده، ‌به این معنی که بخشی از آن پایین‌تر از سطح زمین قرار گرفته است؛ به گونه‌‌ای که پشت بام مدرسه، صحن مسجد را تشکیل می‌دهد. مناره‌های مسجد و مدرسه آقا بزرگ بلندترین بناها در بافت تاریخی کاشان هستند این بنای سترگ یکی از نمادهای شهر کاشان به شمار می‌‌آید.

میدان کمال الملک خیابان فاضل نراقی

امام زاده ابراهیم؛ لوکیش فیلم‌های ایرانی

در کاشان امامزاده‌ها و بقاع متبرکه کم نیست، اما امامزاده ابراهیم یا به قول خود کاشی‌ها شازده ابراهیم چیز دیگری است. صحن با صفا و گنبد مخروطی رنگارنگ و مناره‌های بلند و کوچه باغ‌های پیرامون، همه و همه بر جذابیت این مکان مذهبی افزوده‌اند. شاید به همین خاطر باشد که بسیاری از فیلم‌های سینمایی ایران در این مکان جلوی دوربین رفته‌اند. بنابر کتیبه‌های موجود، امامزاده ابراهیم از فرزندان امام موسی کاظم (ع) است و ساختمان فعلی مزار او نیز در دوره قاجار به همت بانوی نیکوکاری به نام خاله بیگم ساخته شده است. خاله بیگم خود نیز در همین بقعه دفن شده است.

کیلومتر 5 جاده کاشان – فین (امیرکبیر)

مسجد میدان محرابی که در برلین است

مسجد میدان مانند مسجد جامع کاشان قدیمی است و گمان می‌رود که مربوط به دوره سلجوقیان باشد اما ساختمان فعلی آن در اوایل سده ششم هجری و مقارن با حمله مغولان به ایران ساخته شده است. برای کسانی که علاقه‌مند به معماری ایرانی هستند، دیدن این مسجد هم جالب است و هم اندوهبار! جالب به علت ظرایف هنری و فنون معماری‌اش و اندوهبار به این علت که کاشی‌های زرین فام و زیبای محراب این مسجد در اواخر دوره قاجار یا اوایل پهلوی به سرقت رفت و به موزه هنرهای اسلامی برلین در آلمان انتقال پیدا کرد.

گویا اروپاییان مدت‌ها بود که برای این محراب نفیس دندان تیز کرده بودند زیرا یکی از نویسندگان دوره ناصرالدین شاه درباره این محراب چنین پیش‌‌بینی کرده بود: «کاشی‌های برجسته را در محراب مسجد میدان دیدم. خیلی تماشایی و معتبر است و فرنگی‌ها آن را اقلا دو هزار تومان می‌خرند. حیف است. آن را به هر تقدیر باشد،‌ خواهند برد.»

مسجد میدان نیز مانند مسجد جامع کاشان قدیمی است و گمان می‌رود که مربوط به دوره سلجوقیان باشد اما ساختمان فعلی آن در اوایل سده ششم هجری و مقارن با حمله مغولان به ایران ساخته شده است.

سایر دیدنی‌های کاشان

آثار تاریخی کاشان و دیدنی‌های این شهر یکی دو تا نیست و همانطور که گفتیم قبلا در صفحه‌ای جداگانه تعدادی از خانه‌های تاریخی این شهر و دیگر اماکن تاریخی محله سلطان میراحمد را معرفی کرده بودیم. اکنون فهرستی از برخی دیگر از آثار تاریخی این شهر را می‌آوریم.

§         برج و باروری کاشان

در کنار بافت تاریخی کاشان دیوارهای بلند کاه‌گلی وجود دارد که از بقایای حصار معروف عهد سلجوقی است. نشانی: انتهای خیابان علوی، میدان خرمشهر

§         خانه تاج

خانه‌ای 200 ساله در محله سلطان میراحمد، جایگاه موزه مردم شناسی و خانه هنرمندان کاشان. نشانی: خیابان فاضل نراقی، خیابان علوی

§         امامزاده میرنشانه

مدفن امامزاده حسن بن موسی بن جعفر، نشانی: میدان کمال الملک،‌ خیابان محتشم

§         امامزاده پنجه شاه

مدفن جمعی از سادات و نیز صفیه خاتون دختر مالک اشتر نخعی. نشانی: میدان کمال‌الملک، خیابان بابا افضل

§         بقعه خواجه تاج‌الدین

محل دفن چند تن از امامزادگان و دانشمندان. نشانی: میدان کمال‌الملک. خیابان ملا حبیب الله شریف

§         مناره زین‌الدین

بنایی که توسط خواجه زین‌الدین در کنار بقعه او ساخته شده است. 

مسجد جامع؛ کهن ترین بنای کاشان

مسجد جامع کاشان، قدیمی‌ترین بنای این شهر است که از دوره سلجوقیان بازمانده و حول و حوش هزار سال قدمت دارد. این مسجد را بسیار محکم ساخته‌اند وگرنه چگونه می‌توانست از مصایبی که طی صدها سال بر سر کاشان آمده از جمله زلزله سال 1292 قمری جان سالم به در ببرد؟ البته می‌توان حدس زد که زلزله مزبور صدمه زیادی به این مسجد زده،‌ زیرا فضای کنونی آن با آنچه در منابع تاریخی از شکوه و جلالش گفته، همخوانی ندارد. البته برخی مورخان بنای مسجد جامع را از این هم قدیمی‌تر می‌دانند و می‌گویند که در سده نخست هجری به همت صفیه خاتون دختر مالک اشتر ساخته شده است. برخی نیز بر این عقیده‌اند که پیش از اسلام اینجا آتشکده‌‌ای بوده که بعدها با مسلمان شدن ایرانیان روی آن مسجد ساخته‌اند. به هر حال مناره آجری مسجد تاریخ 466 هجری قمری را نشان می‌دهد که معاصر با دوران ساخت گنبد خواجه نظام‌الملک توسی در مسجد جامع اصفهان است (البته یک مقدار قدیمی تر).

نشانی: میدان کمال‌الملک، خیابان بابا افضل، محله میدان کهنه

امامزاده حبیب بن موسی؛ آرامگاه شاه عباس اول

امامزاده حبیب بن موسی چندان که از نام آن بر می‌‌آید از فرزندان امام موسی کاظم (ع) است. از آنجا که شاهان صفویه به سادات موسوی ارادت نشان می‌دادند، توجه زیادی به مزار او داشتند. بنابر این در شکوه بخشیدن به ساختمان مزار آن کوشش زیادی کردند.

حیف که نتیجه این کوشش‌ها به هدر رفت و در سالیان اخیر بخش‌های زیادی از بنای قدیمی تخریب شد تا جای خود را به بنایی بدهد که از نظر معماری و هنری به گرد پای ساختمان دوره صفویه هم نمی‌رسد. بگذریم. یکی دیگر از دلایل معروفیت امامزاده حبیب بن موسی، قرار گرفتن مزار شاه عباس اول صفوی، در مجاورت مزار امامزاده و به فاصله کمی از ضریح اوست.

اگر این مزار را ببینید از دو چیز متعجب می‌شوید: یکی جلال و نفیس بودن سنگ قبر سیاه رنگ شاه عباس و دیگری این که هیچ نام و نشانی از او روی سنگ مزار به چشم نمی‌خورد.

از آنجایی که شاه عباس پیش از مرگ احتمال می‌داده بعدها عده‌ای از دشمنانش قبرش را خراب کنند، دستور داده بود که او را به صورت مخفی و بی نام و نشان دفن کنند.

حتی وقتی در گذشت، درباریان چند جای دیگر را به عنوان مزار او به مردم معرفی کردند که حواس‌ها از سمت بقعه حبیب بن موسی منحرف شود. اما به هر حال تاریخ کار خودش را کرد و پس از مدتی همگان دریافتند که قبر بزرگ ترین فرمانروای سلسله صفویه کجاست.

خیابان آیت الله کاشانی

—————

ثبت راهنمایی برای تفرج در قمصر

مهد گلاب گیری ایران

موعد برگزاری اش، هر سال، درست همین روزهاست؛ اواسط اردیبهشت تا اواسط خرداد. این بار می خواهیم شما را به میان گل های محمدی و دیار گلاب ببریم؛ دیاری نیمه کویری با مردمانی سخت کوش و البته میهمان نواز، شهر «قمصر» و روستاهایی چون بَرزُک، نیاسر، کامو، وادقان، ون و دره، مرکز گلاب گیری ایران هستند و خیلی ها را در این فصل از سال، از اقصی نقاط میهن، به این منطقه می کشانند. ناگفته نماند در میان روستاهایی که ذکر شد، «وادقان» و «ون» مرتبه بالاتری دارند. هرچند بنا به شرایط اقلیمی نیز ممکن است زمان گلاب گیری تفاوت اندکی داشته باشد. به عنوان مثال، کاشان و اطرافش به سبب آنکه هوای گرم تری نسبت به قمصر دارند، یک ماه زودتر، مراسم خود را آغاز می کنند.

مراسمی که اکنون «جشن گلاب گیری» نام دارد، عقبه ای حدودا هزارساله دارد، کمتر از صدسال پیش چنین گستردگی یافته است. البته می توان ریشه آن را در «عید گلابی» دانست که آیینی باستانی بوده و «در عهد اکبرشاه در هندوستان مرسوم بود و در آن روز امرا شیشه های گلاب پیشکش می کردند.» (لغت نامه دهخدا، ذیل مدخل عید گلابی). جشن گلاب گیری که اکنون در کاشان به «لتان» معروف است را دکتر «ادوارد یاکوب پولاک» پزشک دربار ناصرالدین شاه و پیش تر از آن، سیاح معروف فرانسوی «ژان شاردن» که در عهد شاه عباس صفوی به ایران سفر کرد، هم از نزدیک دیده اند و شاردن حتی در مجلدهای سوم و چهارم سفرنامه اش هم بدان اشاره داشته است اما شاید بیش از همه بتوان از «ابوالقاسم عبدا…قاسانی»-قاسان معرب شده کاشان است- یاد کرد که مورخی از قرن هفتم هجری است و در آثارش به عطر و انواع آن پرداخته است. او البته اشاره ای هم به گلاب گیری با استفاده از دستگاه های تلفیقی چون قرع کرده است. شکی نیست که اصیل ترین، ظریف ترین و تکنیکی ترین شیوه گلاب گیری منحصر به قمصر کاشان است که سینه به سینه از پدران به پسران رسیده و هیچ گاه از رونق باز نایستاده است. مردم شناسان، حدود 200شیوه گلاب گیری را از گذشته تا به حال در این خطه گل خیز شناسایی کرده اند که در این میان، شیوه «ترمذی» به سبب آنکه حاصلش گلابی با غلظت بالاست، بسیار ویژه بوده و موردتوجه است. نکته مهم اینکه شیوه گلاب گیری با قدمت طولانی خود، بیانگر روحیه نوآورانه ایرانیان است که با روش تقطیر، اقدام به تولید عرقیات سنتی و گیاهی می کرده اند چندان که آوازه شان در این باب تا خانه خدا نیز رسیده است. به نحوی که شست و شوی خانه خدا که سالی دو مرتبه در ماه های شعبان و ذی الحجه صورت می گیرد، با گلاب ناب قمصر انجام می شود. جالب آنکه، به تبع رواج و گسترش گلاب گیری، صنایع دیگری چون شیشه سازها و مسگرها هم به کمک آمده اند تا گلاب قمصر کاشان به اقصی نقاط دنیا برسد. حتی امروز، بازه زمانی یک ماهه گلاب گیری به آیینی ملی بدل شده و همه بومیان منطقه به تکاپو می افتند تا  آن را به بهترین نحو ممکن برگزار کنند. برای آنها، گلاب گیری که ریشه در گذشته شان دارد، ارزشمند است و اگر جز این بود، مانند بسیاری از آیین هایی که به مرور از رونق افتاده یا حتی فراموش شده، اثری از آن برجای نمی ماند. حال آنکه گلاب گیری که حاصل هنر، ذوق، سلیقه، پشتکار و ابتکار مردم این ناحیه است، بیش از پیش گرامی داشته می شود.

در کنار این، آنان در این مدت از میهمانان بسیاری هم پذیرایی می کنند که از سرتاسر وطن، خود را به خطه قمصر می رسانند تا این آیین را یک بار هم که شده، از نزدیک ببینند.

مسگر و شیشه گر؛ یاری گران گلاب گیر

گلاب گیری، مرحله ای پیش تر از خود نیز دارد؛ «گل چینی» که در «گلستان» صورت می پذیرد. در میان اهالی منطقه، باغ هایی که گل های محمدی را در خود گنجانده اند، این نام را می گیرند. به آنهایی که این عمل را انجام می دهند، گل چین می گویند که از ساعات نخست بامداد، یعنی پیش از آنکه آفتاب از پشت کوه، سپیده بزند، با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد(ص) به گلستان ها می روند و شروع به چیدن گل هایی می کنند که قرار است تبدیل به گلاب شوند زیرا اعتقاد بومیان این است که این گل قبل از طلوع خورشید عطر و بوی زیادتری دارد. پس تا پیش از طلوع، تمام گل های باغ را چیده و حالا باید گل را از سرشاخه جدا کنند که این کار به کمک انگشت شست و ناخن انگشت سبابه(اشاره) انجام می شود. این کار با احتیاط بسیار صورت می گیرد، زیرا اعتقاد این است که  عصاره گل در همان قسمتی که به شاخه منتهی می شود، متراکم می شود.

از آنجا که زمین ها اغلب خانوادگی هستند، در یک ماهه کار، تمام اعضای خانواده از زن و مرد و کوچک و بزرگ، به گلستان می آیند تا هم گل بچینند و هم گلاب بگیرند. بعضی از آنهایی هم که گلستان دارند و امکان گرفتن گلاب را ندارند، پس از گل چینی آن را به کسانی می فروشند که امکانات بیشتری در اختیار دارند.

حالا دیگر نوبت آن رسیده تا «دیگ» و «سرپوش» آن، پارچ یا «ق رابه»، «نی» و «شیشه»ها را مهیا سازند.

دیگ باید از مس یا آلومینیوم باشد و ساخته دست مسگرهای کاشان! اندازه معمول دیگ، 30کیلویی است که توانایی پذیرش 30کیلوگرم گل محمدی را دارد اما دیگ های 40 و 50کیلویی هم مورد استفاده قرار می گیرد. رایج آن است که به اندازه هر کیلوگرم گل، چهاربرابر آب درون دیگ می ریزند. پس از عمل آوری، چهارساعت بعد، به اندازه یک پارچ گلاب (30 تا 40 لیتر) تحویل تان می دهد.

گلاب گیرانی که امکانات در اختیار دارند، بسته به فضای حیاط خانه یا کارگاه شان، دو تا شش دیگ در اختیار دارند. دیگ ها را روی اجاق های گلی می گذارند. درون این اجاق ها که از گل یا گچ ساخته می شوند، مقداری زغال مشتعل ریخته و دیگ را روی آن قرار می دهند. پارچ ها هم مسی هستند که ظرفی استوانه ای شکل با دهانه ای تنگ است که حجمی حدود 30 تا 40لیتر دارد. هرچند در گذشته، پاچ های کوچک تری با ظرفیت 9لیتر مورداستفاده قرار می گرفت. شیوه ارتباط دیگ و پارچ کمی پیچیده است. در مقابل دیگ ها، چاله ای دراز اما باریک در زمین حفر می کنند. دهانه پارچ که در مقابل دیگ قرار دارد را کمی بالاتر از سطح زمین قرار می دهند. زمان گلاب گیری که فرا می رسد، همین چاله را از آب روان پر می کنند زیرا می خواهند آب، بر اثر بخاری که وارد پارچ می شود، گرم نشود. در غیر این صورت، عمل تقطیر انجام نمی شود. مزیت دیگر پر کردن چاله از آب این است که قرابه یا همان پارچ ها، در چاله فرو نمی رود. برای نگه داشتن قرابه، دو میله آهنی را در دو طرف دهانه قرابه به حلقه فلزی که در طرفین چال کوبیده شده، فرو می کنند. این دو میله مانع بالا آمدن قرابه به حلقه فلزی که در طرفین چال کوبیده شده، فرو می کنند. این دو میله مانع بالا آمدن قرابه از آب می شود. هر چند سابق در این، از تخته های چوبی سود می بردند. راه ارتباطی قرابه با دیگ هم نی است که یک جفت لوله آلومینیومی است. این لوله ها، از یک سو به بخاری می رود و از سویی دیگر به دهانه قرابه متصل می شود. پس باید تاخورده باشد تا هم به شکل مورب، به جهت بالا، به دیگ برسد و هم اینکه به پارچ عمود شود. همه  این سازوکارها سبب می شود تا با طولانی تر شدن مسیر، بخار در نی زودتر سرد شود.

شاید برای تان جالب باشد که بدانید گذشتگان، از چوب خیزران به عنوان نی استفاده می کردند که وضعیتی مشابه آلومینیوم دارد. با این تفاوت که درزهای اتصال را با پارچه ای آغشته به خمیر گندم می گرفتند تا بخار از درزها خارج نشود. به هر حال هر دیگی باید درپوشی هم داشته باشد. درپوش دیگ، تسمه تنگ و دهانه گشادی دارد. برای محکم کردن درپوش روی دیگ، محور آهنی ضخیمی که دو انتهای آن قلاب مانند و در وسط آن میله ای در قالب پیچ و مهره پایین و بالا می رود، روی آن می گذارند و به دو سر محور، زنجیری می اندازند که این زنجیرها به طرفین حلقه آهنی که در زیر لبه دهانه دیگ نصب شده، وصل هستند. این باعث می شود تا فشاری روی درپوش آورده و کاملا سر جای خود قرار گیرد. در گذشته سرپوش، لغاری بود از گل پخته شده.

پایان کار، ریختن گلاب های به دست آمده در شیشه های گپ، کتابی، نیره ای یاقوتی است که بسته به اندازه، 200گرم تا سه کیلوگرم گنجایش دارند. آنها که در این زمینه اطلاعی دارند، حتما می دانند که وجود 35میلی گرم در 100میلی لیتر، چه بوی بی نظیری خواهد داشت.

چگونه برویم؟

برای رسیدن به کاشان، از پایتخت مسیری 246کیلومتری را در پیش رو خواهید داشت.

اگر می خواهید با اتوبوس به این شهر بروید، هر روز از ساعت 7:25 صبح تا 21:30 سرویس هایی که قیمت شان هشت و 11هزار تومان است از تعاونی 15 پایانه مسافربری جنوب راهی آن شهر می شوند. البته مسافران قطار هم بدانند که هر روز ساعت 5:55 صبح یک ریل باس از تهران راهی دیار گلاب گیران می شود که بهای بلیت این سفر سه ساعته 3200تومان است. از کاشان هم تاکسی ها و مینی بوس هایی هستند که شما را به قمصر می رسانند. اما آنان که وسیله شخصی دارند پس از طی مسیر 130کیلومتری تا قم، دو راه در پیش دارند. از طریق آزادراه، پس از دو ساعت رانندگی و طی راه 102کیلومتری به کاشان می رسید. راه دیگر هم آن است که از قم به سمت سلفچگان حرکت کرده، پس از 43کیلومتر، به سه راه سلفچگان می رسید و به سمت اصفهان ادامه مسیر می دهید.

بعد از 62کیلومتر به دلیجان و با ادامه مسیر 80کیلومتری به سمت شرق به کاشان می رسید. از کاشان هم که اگر 30کیلومتر به طرف جنوب بیایید به مقصد که قمصر است، می رسید.

کجا بمانیم؟

قمصر هتلی دارد به نام هتل گلستان که وابسته به شهرداری کاشان است و در ابتدای بلوار ساحلی قرار دارد که شماره اش برای هماهنگی بیشتر 3623303-0362 است. هرچند مردم خونگرم قمصر در منازل استیجاری شان، اتاق هایی را برای شب مانی در اختیارتان قرار می دهند.

چه بخوریم؟

اهالی باصفای قمصر از شما آنگاه که میهمان شان می شوید با غذاهای سنتی همچون تاس کباب، چلو دیزی، کال جوش، خورش کدوی ترش، کشک بادمجان، قیمه ریزه، گوشت و لوبیا(آبگوشت)، اشکنه، آش جو، آش رشته و…نوشیدنی های خوش طعم و بوی مانند گل گاو زبان، نعنا، بابونه و دارچین و شربت های بیدمشک و کاسنی و گلاب پذیرایی می کنند.

از بازماندگان زبان پهلوی تا بقایای سدسلجوقی

حالا که قرار است به قمصر سفر کنید تا مراسم گلاب گیری مردم آنجا را از نزدیک ببینید، بهتر است پیش از عزیمت، کمی هم درباره تاریخ این شهر و برخی جاذبه های دیدنی دیگرش بدانید که به لحاظ جغرافیایی در زمره شهرستان کاشان بوده و به همراه شهر جوشقان، زیرمجموعه بخش قمصر هستند. این شهر با ارتفاع متوسط حدود 1900متری که دارد، در شیب کوهستان های مرکزی ایران قرار دارد. با این وجود به لحاظ اقلیمی شرایط سردتری نسبت به کاشان تجربه می کنند. هرچند مرتفع ترین نقطه قمصر که ارتفاعات «گرگش» با 3588متر است، بلندترین نقطه منطقه کاشان نیز به حساب می آید. نام قمصر را شکل یافته از دو واژک «کُم» یا کوم و «سر» دانسته اند که نخست، در زبان فارسی میانه که بیشتر در دوره اشکانیان رایج بوده به معنای «جایی پر از قنات و چاه» بوده که «کانون تامین آب» به شمار می رود و دومی، پسوند مکان است. به بیان دیگر نام کهن این شهر کمسر یا کوم سر بوده که پس از حمله اعراب، مانند بسیاری از واژگان ایرانی، به قمصر معرب شده است. این شهر 9 محله را در خود گنجانده است که نامشان از این قرار است: بالا، بن رود، پایین، سادات، سردشت، سررود، فرقهان، مازگان و میان ده. این محلات در گذشته از یکدیگر جدا بوده اند و به مرور زمان و با گسترش شهرنشینی، اکنون به هم پیوسته اند. به دلیل همین جدا بودن هم بوده است که اکنون به این محله ها می روید، مشاهده می کنید هر یک دارای مجموعه عناصر زندگی اجتماعی چون مسجد و تکیه، حمام، آب انبار، مدرسه و بازار بوده است. شهر قمصر که طبق سرشماری سال 1390، 3410نفر جمعیت را در خود گنجانده است، پیشینه ای دارد که نمونه بارز آن، سد تاریخی قمصر است. اگر از این شهر 5کیلومتر به طرف شمال حرکت کنید به گذرگاه آبی می رسید که رودخانه کاشان است و کمی بعدتر، بندی که به «سد قمصر» شهرت دارد. بنای اولیه این سد را در دوره سلطان جلال الدین ملک شاه سلجوقی می دانند؛ همان که تقویم کنونی خورشیدی در زمان او و به دست حکیم عمر خیام نیشابوری و دوستان دانشمندش سامان یافت اما بعدها، دچار تخریب شد و در عهد شاه عباس اول با سنگ و ملات ساروج، روی شالوده باقی مانده، از نو بنا شد و اکنون که به آن نظر می کنید، آن را شبیه بندهای دوره صفویه می یابید. معماران این دوره که یکی از علل از بین رفتن سد در دوره سلجوقی را  ضخامت کم 14متری سد دیدند، در بنای تازه، آن را به 26متر افزایش دادند تا ضریب اطمینانش بالا برود. هر چه به این سد بیشتر می نگرید و در آن تامل می کنید، به فراست ایرانیان قدیم بیشتر پی می برید.

لهجه رایج در میان مردم قمصر، زیرشاخه ای از گویش کاشانی است. هرچند برخی از شش روستای قمصر چون قهرود(با نام باستانی کوه رو)، به سبب جدا بودن از مرکز، کمی از زبان فارسی رایج، متفاوت بوده و همچنان می توان واژه های زبان پهلوی را در میان مردم آن سامان یافت. البته قمصر، امامزاده ای هم به نام «پیرداود» دارد که در محله «بالا»ی قمصر قرار داشته و بنایش از آن دوران آل بویه است که گنبد فیروزه ای رنگ و مخروطی شکل دارد.

گل محمدی چه خواصی دارد؟

علاوه بر آنچه ذکر شد، گل محمدی مصارف دیگری چون دارویی، عطرسازی، آرایشی و بهداشتی و مواد غذایی هم دارد. حتی شیخ الرییس بوعلی سینا هم در کتاب «قانون» خود به شفابخش بودن گلاب و خشک شده گلبرگ گل سرخ پرداخته است. از اسانس آن در تهیه بستنی، شیرینی و مربا که به نام مربای گل محمدی هم معروف است، استفاده می شود. ناگفته نماند که معجونی تحت عنوان «گل قند» وجود دارد که حاصل آمیختن گلبرگ ها ی گل محمدی و پودر قند است که طبعی گرم دارد و برای سردمزاجان که از بیماری معده و کبد خود رنج می برند، موثر و مفید است. در عین حال «عنبرگل» که مایع سیاه رنگ باقی مانده از تقطیر گل در گلاب گیری است و در دیگ مسی باقی می ماند اگرچه ظاهرا بلااستفاده است اما اهالی دیار گلاب گیران، آن را جمع می کنند و مورد استفاده درمانی قرار می دهند یا در اختیار صنایع دارویی قرار می دهند. درمان دردهای رماتیسمی، قلبی، بعضی سردردها، بیماری های گلو و دهان در کنار تقویت اعصاب و معده، محل استفاده عنبر گل محمدی است. از «گل روغن» نیز غافل نشوید که از بخار دادن گلبرگ های تازه گل محمدی حاصل آمده و خواصی چون نشاط آوری، ضدتب، ضدعفونت، ضداسپاسم، ضدویروس، مسهل صفرا، ضدیبوست و… را در خود دارد. علاوه بر این از این روغن، برای تولید عطر و همچنین برخی از لوازم آرایشی و بهداشتی استفاده می شود.

گلی ایرانی با آوازه ای رومی

یگانه گلی که در آیین گلاب گیری کاشان مورد استفاده قرار می گیرد «گل محمدی» (Rosa Damascena) است. گلی از راسته گل سرخ سانان و رده گل های رز که به یقین، عطر و بوی دیگری دارد و طی قرون و اعصار، هنوز که هنوز است، جایگاه خود را حفظ کرده است.

بد نیست به دانسته های تان این را هم بیفزایید که چون در دوره ملک شاه سلجوقی نماینده اتابکان روم شرقی، نمونه ای از گل سرخ یا همان گل محمدی را از قمصر به پایتخت خود، دمشق برد و در آنجا کاشت. اکنون به رز داماسکنا معروف است زیرا دمشق در لاتین،Damascen  است. «گلاب» نخستین بار از تقطیر گل سرخ یا همان گل محمدی بود که توسط ایرانیان قدیم به دست آمد و اطلاق این واژه تنها بر عرق گیاهی به دست آمده از این گل است که صدق می کند. اگرچه گل محمدی که سابقه کشت آن نزدیک به هفت هزار سال است را در «لاله زار» بردسیر(کرمان) و «لایزنگان» داراب(فارس)-بزرگ ترین تولیدکننده گل محمدی جهان- هم  می توان یافت. اما به سبب شرایط اکولوژیک و اقلیمی که قمصر کاشان دارد، عطر گلاب حاصل از گل های محمدی این خطه، از مرغوبیت بیشتری برخوردار هستند تا بدان جا که از سفالینه های برجای مانده از تمدن «سیلک» تا اشعار شعرای کاشانی، اثری از این گل را می توان دید که نمونه آن قطعه «راز گل سرخ» از «سهراب سپهری» است.

«…کار ما نیست شناسایی راز «گل سرخ»

کار ما شاید این است

که در افسون «گل سرخ» شناور باشیم…»

کاشان آماده پذیرایی از گردشگران در فصل گلاب گیری

حجت ا…ناصحی پور

مسوول گردشگری اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کاشان

شهرستان کاشان و مردم میهمان نواز آن، آماده پذیرایی از گردشگران در فصل گلاب گیری هستند. سنتی محلی که آوازه ای جهانی دارد. وجود جاذبه های منحصربه فرد تاریخی و طبیعی و موقعیت ویژه جغرافیایی این منطقه در ناحیه مرکزی ایران و همجواری این شهرستان با پایتخت و مراکز استان های شاخص، همه و همه از دلایل انتخاب کاشان برای میزبانی بیش از یک میلیون گردشگر داخلی و خارجی در سال 93 است.

سطح بالای زیر کشت گل، شست و شوی خانه خدا توسط گلاب ناب قمصر، کارگاه های سنتی و صنعتی گلاب گیری، تولید عرقیجات سنتی در کنار دیگر جاذبه های تاریخی منطقه دلیل جذب گردشگران بی شمار داخلی و خارجی است. از سایر هم وطنان محترم نیز دعوت می کنیم با حضور در این شهرستان با آیین گلاب گیری بیشتر آشنا شده و مراسم گل چینی و گلاب گیری سنتی را از نزدیک شاهد باشند.

استقبال بالای گردشگران، به ویژه تورهای ویژه گلاب گیری سبب شده تا رزرو کامل بیش از 1200تخت اماکن اقامتی و پذیرایی شهرستان در این ایام را شاهد باشیم.

با توجه به استقبال گسترده هم وطنان محترم برای اقامت در شهرستان کاشان و کمبود فضای مناسب اقامتی در این ایام، اجرای طرح ساماندهی منازل استیجاری و خصوصی توسط شرکت های گردشگری دارای مجوز در بخش های مختلف قمصر، نیاسر و برزک برای رفع نیاز اقامتی این شهرستان ضروری است.

برنامه ریزی نیز جهت استقرار نیروی انسانی و چینش راهنمای آثار تاریخی در فصل گلاب گیری و برگزاری نمایشگاه های ویژه این ایام صورت گرفته  است.

فصل گلاب گیری از اواسط اردیبهشت ماه شروع و تا اواسط خردادماه ادامه دارد و شهرهای برزک، قمصر و نیاسر از جمله مناطقی هستند که به دلیل وجود زمین زیر کشت گل و کارگاه های گلاب گیری سنتی و صنعتی هرساله میزبان گردشگران داخلی و خارجی هستند.

یادآور می شود مهارت سنتی گلاب گیری کاشان سال88 در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده و امید است در آینده نزدیک در فهرست میراث معنوی یونسکو(میراث ناملموس جهانی) به ثبت جهانی برسد.

————

 

دیدنی های کاشان؛ شهری که همه اهل آنیم

همسایه های سلطان میر احمد

کاشان با مجموعه وسیعی از باغ ها، بازارها، سراها، مساجد، مدارس، خانه ها، حمام ها و امامزاده ها در صدر فهرست بلند بالای شهرهای تاریخی ایران و در ردیف شهرهایی چون اصفهان، شیراز، یزد و کرمان قرار می گیرد. معرفی جاذبه های گردشگری این شهر، مجالی فراخ را طلب می کند اما در این صفحه می خواهیم تنها یکی از محله های کاشان به نام «محله سلطان میراحمد» را معرفی کنیم؛ محله ای که خانه های تاریخی آن شهرتی فراوان در سراسر ایران دارند. اگر در تهران یا دیگر شهرهای نسبتاً نزدیک به کاشان زندگی می کنید و قصد سفر یک روزه به کاشان را دارید، می توانید گردش خود را به این محله زیبا محدود کنید و در مدت چهار یا پنج ساعت (با احتساب ناهار و استراحت) زیباترین خانه های تاریخی کاشان و ایران را ببینید و در عین حال مزار سلطان میر احمد را هم زیارت کنید.

§         سلطان میر احمد کیست؟

سلطان میر احمد، امامزاده ای است از امامزادگان کاشان. نسبش به روشنی معلوم نیست. گروهی او را «احمد بن موسی بن جعفر(ع)» معرفی می كنند و گروهی دیگر بر این اعتقادند که او فرزند بلاواسطه امام موسی کاظم (ع) نیست. بلکه با چند واسطه در شمار نوادگان ایشان قرار می گیرد. هر چه هست او از افراد مورد احترام مردم کاشان بوده و به همین علت نیز بعقه شکوهمندی را بر مزارش بنا کرده اند. بر در ایوان این بقعه این طور نوشته اند که :

حامی دین مبین احمد که هست / نام او سر دفتر اهل صفا

کرد نذر روضه سلطان دین / این در دار البقای دلگشا

آن که از درگاه عام او / حاجت ارباب حاجت شد روا

ساختمان بقعه بسیار قدیمی است. احتمالاً بنای اولیه آن مربوط به دوره مغول است و مثل بسیاری دیگر از بقاع متبرکه کاشان یک گنبد مخروطی شکل دارد. همچنین چند کتیبه از اوایل دوره صفویه در بقعه سلطان میر احمد به چشم می خورد. در دوره قاجار نیز تعمیرات و دگرگونی هایی در بنا صورت گرفته که ساخت دو گل دسته از آن جمله است. محله سلطان امیر احمد نام خود را از این بقعه گرفته و خانه های تاریخی محله نیز همگی در فاصله کم یا نسبتاً کمی از آن قرار دارند.

§         چهل دختران

از دیگر مزار های مورد احترام کاشان (که البته نباید آن را هم سنگ مزار امام زادگان صحیح النسب دانست) بقعه چهل دختران است که در نزدیکی آرامگاه سلطان میراحمد قرار دارد. اهمیت آن بیشتر به خاطر قدمت ساختمان و معماری تاریخی آن است و چون معلوم نیست که دقیقاً چه کسی یا چه کسانی در آنجا دفن شده  اند، داستان ها و افسانه های زیادی نقل زبان مردم است. طبیعتاً به خاطر نام «چهل دختران» خیلی ها فکر می كنند، چهل دختر یا تعداد زیادی خانم در اینجا به خاک سپرده شده  اند که احتمالا از بانوان سادات محترم بوده اند و میان مردم ارج و قربی داشته اند. دیدن بقعه چهل دختران بیشتر باب طبع کسانی است که به معماری بومی ایران و از جمله معماری دوره ایلخانی علاقه زیادی دارند. مطمئنا سیمای ساده اما خوش طرح این بقعه هوش از سر چنین افرادی می پراند.

راه و چاه سفر

آیا کاشان نشانی می خواهد؟ این شهر آن قدر معروف است که هر کسی در هر شهری که باشد، می داند چگونه، با چه وسیله ای و با صرف چه زمانی می تواند خود را به آنجا برساند. فقط می ماند نشانی محله سلطان میر احمد. این محله در مرکز شهر و در یک بلوک شهری میان خیابان های علوی، فاضل نراقی و شهید بخارایی قرار دارد. خوشبختانه شهرداری کاشان برای دسترسی به این محله زیبا، تابلوهای زیادی را در سطح شهر نصب کرده، اما نه عبارت محله میر احمد،  بلکه با عبارت «خانه های تاریخی» بنابر این از هر طرف که وارد کاشان شدید، به تابلوهای قهوه ای رنگی را که روی شان نوشته شده «خانه های تاریخی» توجه کنید. این تابلوها شما را تا قلب محله سلطان میر احمد همراهی می كنند. آنجا هم تابلو به اندازه کافی هست که جای هر خانه را به شما نشان دهد و صد البته مردم میهمان نواز کاشان نیز شما را راهنمایی خواهند کرد.

حمام میراحمد

در محله میراحمد، حمام زیبایی وجود دارد که البته ربطی به خود میر احمد ندارد؛ یعنی به وسیله او ساخته شده و نه او در این حمام رفت و آمدی داشته، بلکه صرفاً به جهت قرابت با مزار میراحمد، به این نام موسوم شده است. حمامی است بسیار زیبا که تزیینات داخلش فوق العاده نفیس و دلگشاست. قدمت حمام به دوره صفویه می رسد اما چون بخشی از آن در زلزله سال 1192 قمری ویران شد، در دوره قاجار مرمت اساسی شد. حمام میر احمد، دو بخش حمام بزرگ و کوچک دارد. به گفته قدیمی های کاشان، حمام بزرگ از روز شنبه تا پنج شنبه به خانم ها اختصاص داشته و حمام کوچک به آقایان؛ اما در روز جمعه جای این دو را عوض می کرده اند و حمام بزرگ را به مردان اختصاص می داده اند. این را هم بیفزاییم که خانه های قدیمی محله غیر از خانه عامری، هیچ کدام حمام اختصاصی نداشته اند و لاجرم ساکنان از حمام عمومی استفاده می کرده اند.

خانه طباطبایی یادگار کلان خانواده های اشرافی

خانه طباطبایی به واقع موزه معماری ایران و هنرهای وابسته به آن همچون گچ بری، آینه کاری، مقرانس سازی، گره چینی،  ارسی سازی، نقاشی دیواری و … است. این خانه در دوره سلطنت ناصرالدین شاه قاجار ساخته شده و دیدن آن بیننده را به این فکر می اندازد که در چنین فضای گسترده و مشحون از هنر، چه کیفیتی از زندگی جریان داشته است؟ چنین خانه هایی متعلق به دوران به چندان دوری هستند که زندگی خانوادگی در ایران بر اساس الگوی کلان خانواده بوده و فرزندان خانواده (خصوصاً پسران) پس از ازدواج، همچنان کنار پدر و مادر باقی می ماندند و فرزندانشان نیز از موهبت زندگی زیر سایه پدر بزرگ و مادر بزرگ بهره مند می شدند. البته در خانواده های اشرافی تعداد قابل توجهی خدمه (یا به اصطلاح آن روزها کفت و نوکر)  نیز مشغول کار بودند و ضروری بود که جایی هم برای آنان در نظر گرفته شود. خانه طباطبایی با چند دست حیاط و انبوهی از اتاق  ها به این وضعیت اشاره دارد و از شواهد و قراین چنین پیداست که به طور معمول، دست کم 20 یا 30 نفر خدمتکار در آن حضور داشته اند. در برخی نوشته ها چنین آمده که مالک خانه طباطبایی یکی از تجار بزرگ فرش به نام سید جعفر طباطبایی بوده است.

خانه بروجردی شرط پدر زن برای داماد

حتی برای کسانی که شهر کاشان را ندیده اند، سیمای خانه بروجردی آشناست؛ زیرا بادگیر این خانه به شکل گنبدی و منحصر به فرد خود نماد شهر کاشان است و در بسیاری از فیلم ها، عکس ها،  پوسترها و کتاب ها منتشر شده است. این خانه بر خلاف نامش هیچ ربطی به بروجرد و بروجردی ها ندارد. بلکه صاحب و سازنده آن فردی به نام «حاج جعفر نطنزی» بوده که چون محصولات بروجرد را در کاشان می فروخته، به این نام معروف شده است. حاج جعفر، داماد آقای طباطبایی، مالک خانه طباطبایی کاشان بود و نقل است که وقتی به خواستگاری دختر او رفت، پدر زن آینده،  خانه اشرافی خود را به او نشان داد و تلویحاً  گفت که اگر می خواهی دخترم را به عقدت در بیاورم، باید که خانه ای به بزرگی و شکوه این خانه برای او بسازی! البته با این یادآوری که ساختن خانه بروجردی 18 سال طول کشید و در این مدت دهها معمار، بنا و هنرمند در آن مشغول کار بودند. بعید نیست که طباطبایی از شرط خود عدول کرده و دخترش را در همان سال های آغاز بنای خانه به حاج جعفر داده باشد. خانه بروجردی نمونه کاملی از خانه های تاریخی است که در و دیوارش به وسیله بزرگ ترین هنرمندان آن عصر مثل صنیع الملک و کمال الملک غفاری زینت یافته است. زیباترین بخش خانه،  ایوان جنوبی آن است که به یک تالار پذیرایی وسیع و دو طبقه منتهی می شود و آن بادگیر معروف بر فراز همین تالار قرار گرفته است.

خانه عباسیان

نماد احترام به همسایه

خانه عباسیان از دیگر خانه های تاریخی محله سلطان میراحمد است که شاید از حیث تزیینات و آرایه های هنری، همپای خانه طباطبایی یا بروجردی نباشد، اما در عوض، از نظر نقشه و معماری بر آنها برتری دارد. علت هم این است که فضاهای متعدد این بنا، به صورت عرضی گسترش پیدا نکرده اند، بلکه معمار بنا با نقشه ای پیچیده و پیشرفته، بنا را در چند طبقه ساخته و در هر طبقه حیاط ها،  صفه ها و ایوان های جالبی طراحی کرده است؛ آن هم در دورانی که از مهرآهن، بتون و میلگرد خبری نبود و اسکلت ساختمان ها را با چوب می ساختند و چوب نیز مقاومت زیادی در برابر وزن طبقات فوقانی نداشت. بنابر این، ساختمان های بیش از دو طبقه از دست هر کسی بر نمی آمد. اما جالب تر اینکه خانه عباسیان که در برخی جاها به اندازه یک ساختمان پنج طبقه ارتفاع دارد، از بیرون، یک طبقه به نظر می رسد و از خانه های مجاور خود بالاتر نیست. در اینجا نیز معمار بنا دست به ابتکار جالبی زده و طبقات را به جای اینکه به سمت آسمان بسازد،  در عمق زمین ساخته است. این کار به دو علت بوده: یکی همان شیوه ایجاد گودال باغچه (ستون «پنج ویژگی خانه های تاریخی کاشان» را بخوانید) و دیگری پرهیز از اشراف خانه بر خانه های مجاور. در آن روزگار مردم هر چه هم که قدرتمند و ثروتمند بودند،  خانه خود را به شکلی بنا می کردند که نسبت به خانه همسایگان دید نداشته باشد و حریم خصوصی و آرامش خانواده دیگران را بر هم نزند. بنابر این کسی پون مالک ثروتمند خانه عباسیان اگر می خواست خانه چند طبقه برای خود بسازد، بیشتر در زمین فرو رفت تا اینکه بخواهد سر به آسمان بساید! خانه عباسیان در اوایل دوره قاجار ساخته شده و مالک اولیه آن شخصی به نام حاج ابراهیم تاجر کاشی بوده است.

خانه عامری

معماری با حجاب

همه خانه های تاریخی کاشان بزرگ اند و خانه عامری بزرگ تر از همه. خانه ای با بیش از 80 فضای معماری که اخیراً به یک هتل مجلل تغییر کاربری داد. این خانه از بقیه خانه های محله سلطان میراحمد قدیمی تر است و گویا هسته اولیه آن در دوره زندیه شکل گرفته و سپس در دوره قاجار گسترش یافته است. مالک خانه –آقای عامری- تاجر ثروتمندی بوده که درباره مال و اموالش داستان ها بر سر زبان کاشانی هاست. از جمله اینکه محمد شاه قاجار در جنگ با انگلیسی ها بر سر شهر هرات، شتر کم آورد و از عامری خواست که برایش شتر بفرستد. عامری پاسخ داد:  به هر تعداد که یراق شتر بفرستید، برایتان شتر مهیا می کنم. محمد شاه نیز یراق های زیادی برای او فرستاد اما باز هم تعداد یراق های موجود در سپاه ایران کمتر از تعداد شترهای اصطبل عامری بود! و باز گفته اند که روزی در حین ساخت خانه، عامری در کنار حوض نشسته بود و شنید که یکی از بنایان این شعر را زیر لب زمزمه می کند:  «هر چه ساخته دست مایه / آخرش نصیب غریبه ها یه» عامری به یک باره از جا جهید و دستور داد دیگر آن قسمت را کامل نکنند تا یک وقت این شعر تحقق پیدا نکند و نصیب غریبه ها نشود. خانه عامری،  بهترین نمونه در معماری تاریخی ایران است که فضاهای متعدد آن در حیاط های بیرونی و اندرونی سامان یافته اند و ارتباط بین آنها به شکلی طراحی شده که حریم خانواده حفظ شود و میهمانان و تازه واردان اشراف و دیدی نسبت به محل زندگی خانواده نداشته باشند. تا چند وقت پیش خانه عامری ها با خرید یک بلیت ارزان قابل بازدید بود اما حالا چند ماهی است که به عنوان هتل مورد بهره برداری قرار گرفته است. بنابر این برای دیدن خانه یا باید در آنجا اتاق بگیرید یا مشتری رستوران و چایخانه سنتی شوید. در هر حال،  دیدن خانه عامری خرج قابل توجهی روی دستتان می گذارد و تازه مثل گذشته نمی توانید به تمام بخش های خانه سرک بکشید.

پنج ویژگی خانه های تاریخی کاشان

خانه های تاریخی کاشان – خصوصاً خانه های مجلل محله سلطان میر احمد- ویژگی های مشترک زیادی دارند که در اینجا برخی از آنها را با هم مرور می کنیم:

1-    همگی از بیرون ظاهری ساده با دیوارهای خشتی و کاهگلی دارند و تقریبا هیچ پنجره ای رو به کوچه ندارند.

2-    سر در آنها نسبت به معبر کمی عقب نشینی دارد و بدین ترتیب برای مراجعان و رهگذران ایجاد سایه بان می کند. در طرفین در نیز دو سکو معروف به سکوی «پیر نشین» ساخته شده که مخصوص نشست و رفع خستگی رهگذران یا مراجعان به خانه بوده است.

3-    ورودی همه خانه ها یک هشتی دارد و با یک دالان پیچ دار، به حیاط خانه متصل می شود. این وضعیت برای آن است که تازه واردان دید مستقیم به درون خانه نداشته باشند.

4-    همه خانه ها نسبت به سطح کوچه در گودی قرار گرفته اند و برای رسیدن به حیاط خانه باید از چندین پله نسبتاً بلند پایین رفت. کاشی ها به این نوع خانه ها «گودال باغچه» می گویند و هدف از به کارگیری این شیوه نیز، خنک بودن هر چه بیشتر خانه در محیط گرم و خشک بوده است. زیرا بنایی که در عمق زمین ساخته می شود، کمترین مبادله حرارتی را با محیط بیرون دارد.

5-    همه خانه ها به شیوه حیاط مرکزی ساخته شده  اند که شیوه مرسوم خانه سازی در بیشتر نقاط ایران بوده است. حیاط مرکزی چند حسن بزرگ دارد،  از جمله اینکه جلوی ورود گرد و خاک و بادهای آزار دهنده به بیرون خانه را می گیرد و امنیت و حریم خصوصی خانواده را به شکل مطلوب تری تأمین می کند. همچنین،  به ساکنان اجازه می دهد که در فصول مختلف سال، با توجه به زاویه تابش خورشید، در یکی از اضلاع حیاط مستقر شوند.

6-     همه خانه ها بادگیرهایی دارند که تهویه و خنک سازی هوا در فصل نوروز و بهار را انجام می داد.

7-    همگی، حیاط های مجزای بیرونی و اندرونی دارند.

جریان زندگی در خانه های کاشان

مرد کاشان به زندگی شان بسیار اهمیت می دادند؛ یعنی می خواستند خوب زندگی کنند؛ نه اینکه فقط زیست کنند. از همه نعمات خداوندی که در اختیارشان بود، به بهترین وجه استفاده می کردند و فضای خانه   های شان بسیار فرح انگیز، دلباز و دل گشا بود و نشان می داد که مردم زندگی را می فهمیدند. ما در کاشان به علت خشکی محیط گل و گیاه کم داشتیم و آنچه را که طبیعت از مردم دریغ کرده بود، به صورت انسان ساخت در قالب نقاشی یا تزیینات دیگر بر در و دیوار خانه می آفریدند. این نقاشی ها، تصاویر دیمی و بی هویت نبود، اکثراً داستان های مثنوی معنوی یا خمسه نظامی گنجوی را تصویر می کردند و گاه می شد که در میهمانی ها و گرد هم آیی های خانوادگی در مورد مضمون آنها صحبت می کردند. معماری خانه های کاشان به طوری بود که در نوروز و بهار که هوا بسیار گرم بود و در زمستان که سوز و سرمای آزار دهنده داشت،  زندگی، خیلی راحت در این خانه ها جریان پیدا می کرد و حتی مصالحی که در بنا به کار می رفت، یک نوع عایق حرارتی بود. اکثر خانه ها در هر چهار جبهه، شمال، جنوب، شرق و غرب فضاهای ساختمانی داشتند. مثلا در زمستان در ضلع شمالی که رو به آفتاب بود و به آن اصطلاحاً قسمت «نه سرد» می گفتند، سکنی می گزیدند و در نوروز و بهار در اتاق های ضلع جنوبی که سایه بیشتری داشت و «آفتاب رو» بود، جای می گرفتند. همه خانه ها نیز بدون استثنا دارای زیر زمین بود که هوای خنک و بسیار مطبوعی را در فصل گرما فراهم می کرد. خانه ها حتی اگر یک حیاط داشتند، باز هم به صورت بیرونی و اندرونی اداره می شدند و یک قسمت به شکل خاصی که مجزا از محیط خصوصی خانواده باشد، برای مراجعات افراد بیرونی در نظر گرفته می شد. میهمانخانه بنا نیز در دو طبقه ساخته می شد که طبقه اول مخصوص مردان بود و طبقه بالا که مشرف بر طبقه اول بود، به زنان اختصاص داشت.