کودکان مستعد ربایش و مفقودی !

کلاب سرنخ

این یک واقعیت است. کودکان به دلیل ناتوانی یا عبارت دقیق تر آن کم توانی نمی توانند در برابر ربوده شدن مقاومت کنند. آن‌ ها توانایی این را ندارند که در برابر یک بچه دزد بایستند یا این که بخواهند با افرادی مقابله کنند که در خیابان او را تن‌ ها یافته اند. در نتیجه نیاز به نگهداری شبانه روزی دارند. همان طور که در سه پرونده پیش رو مشاهده خواهید کرد سه کودکان چهار الی دو سال گم شده اند و با وجود انجام تحقیقات پلیسی و قضایی هنوز هیچ سرنخی از آن‌ ها پیدا نشده است.

حسین اسدی

 این کودک دو سال پیش گم شده است روز سیزده بدر بود که خانواده اش برای گذراندن یک روز خوش به حاشیه خلخال رفته بودند. جایی که رودخانه کوچکی هم وجود داشت. بعد از ماجرای گم شدن حسین اسدی بعضی‌ ها ادعا می کردند که این کودک در آب افتاده است و دلیل شان نزدیکی محل اسکان گردشگران سیزده بدری حوالی این رودخانه کوچک بود. حالا بعد از گذشت نزدیک به دو سال مشخص شده که این ماجرا نه تن‌ ها غرق شدن نبوده، بلکه یک آدم ربایی بی سرانجام است. این ماجرا وقتی میان می شود که به دلایلی افسر پرونده را تغییر می دهند و وقتی وی بررسی های دقیق تری روی پرونده انجام می دهد متوجه سرنخی می شود که نشان می داد پای حسین کوچولو به کرج باز شده بود تمامی مدارک در پرونده جمع شد و بالاخره چند مظنون بازداشت شدند تا این که یک نفر از متهمان اعتراف اولیه خود را انجام داد. به گفته پدر این گم شده، مدارک زیادی در پرونده علية متهم اصلی وجود دارد که مرد جوانی است، که پلیس همچنان به دنبال ردی از اوست تا بتواند بفهمد دقیقا ربایندگانش او را به کجا برده اند

 دنیا علمی

 ماجرای فقدان دنیا به سه سال پیش باز می گردد روز بیستم آبانماه سال ۱۳۹۴ بود که خانواده دختر سه سال های هراسان به ماموران انتظامی در بندر انزلی مراجعه و ادعا کردند کودکشان ربوده شده است. براساس صحبت هایی که خانواده اش مطرح کرده بودند در خانه به صدا در می آید و دنیا وقتی می رود تا ببیند چه کسی دم در است ربایندگان او را می دزدند. حالا سه سال از آن روز می گذرد و پدر و مادر دنیا همه جای ایران را گشته اند و هر جایی را که امکان داشته در این باره خبری باشد سر زدهاند، ولی هیچ اثری از این کودک پیدا نکرده اند پدر دنیا می گوید با همسرش هفت سال پیش ازدواج کرده و دختر گمشده شان را بعد از یک سال به دنیا آمده است. حالا آن‌ ها دارای یک پسر کوچولو مهم هستند، اما به هیچ وجه نمی توانند دنیایی را که روزگاری برایشان تمام شب و روزشان را پر سروصدا کرده بود فراموش کنند. دنیا دختری نبود که بدون اجازه خانواده از خانه خارج شود و حالا هیچ اثری از او نیست.

مائده كبرایی چهار سال پیش در روز چهارم خردادماه دختر کوچولویی از اهالی بندرانزلی گم می شود. این که مائده به کجا می رود و چه کسی او را می برد مشخص نیست. هیچ کس هم در شهر بندرانزلی از این ماجرا خبری ندارد و تن‌ ها امید و آرزوی پدر و مادر مائده این است روزی افرادی که تصویر او را می بینند شناسایی و با خانواده اش تماس بگیرند. روز واقعه بعد از اتمام درس‌ ها مائده طبق معمول از مدرسه بیرون می آید و به سوی خانه اش می رود. بعد از نیم ساعت خانواده اش متوجه می شوند او گم شده و به خانه بازنگشته است. آن‌ ها به تحقیق از همکلاسی های کودکشان می پردازند اما آن‌ ها هیچ خبری از مائده کوچولو نداشتند. مائده دختری نبود که بخواهد جایی برود. خیلی سریع مادر و پدر مائده پلیس را در جریان ماجرا قرار می دهند اما ماموران نیروی انتظامی نیز با وجود گشتن كل شهر به هیچ جایی نمی رسند. خلاصه این که جای جای شهر را می گردند و در آخر به هیچ جایی نمی رسند و پرونده ای در زمینه فقدان مائده کبرایی در اداره آگاهی انزلی تشکیل و برای رسیدگی جریان می باید تن‌ ها سرنخی که در این رابطه به دست آمده یک کیف است که پدر و پسری ماهیگیر از رودخانه گرفته اند. بنابر شنیده‌ ها پدر و پسر ماهیگیر وقتی قلاب را به آب می اندازند به جای ماهی به قلابشان کیف مائده گیر می کند. آن‌ ها در ابتدا متوجه موضوع نمی شوند، اما همین که در میان کتاب‌ ها دنبال نشانه ای می گردند پی می برند اسم و فامیل دختربچه گم شده روی آن ثبت شده است. بعد از آن کیف کشف ش ده نیز به اداره آگاهی تحویل داده می شود؛ اما از این طریق همه سرنخی برای یافتن مانده به دست نمی آید و بعد از گذشتن نزدیک به چهار سال همچنان پدرو مادر چشم به راه هستند تا روزی دختر کوچکشان به خانه بازگردد

نویسنده : سید خلیل موسوی / منبع : مجله سرنخ