مروری بر تاریخچه کمیک در مکزیک، جهان شگفت انگیزان

کلاب دانستنیها

به راستی داستان های کمیک از چه زمانی وارد زندگی انسان شدند؟ شاید بررسی اولین نقاط شکل گیری این سؤال ما را تا هزاران سال به عقب ببرد و ما نمونه های اولیه آن را، نقش نگاره های غار لاسکو بپنداریم. در گزارش پیش رو با بررسی تاریخ مختصر داستان های کمیک رو به‌ رو خواهیم شد و از طریق یک سال شمار ساده نقاط عطف این مقوله را بررسی خواهیم کرد و این که در چه زمانی کمیک های مهمی چون سوپرمن ، بت من، اسپایدرمن و تولید شدند، در چه سالی تایملی کمیک به مارول تغییر نام داد و شرکت دی سی در چه سالی مشخصاً با این نام به کار خود ادامه داد، صحبت خواهیم کرد. با در نظر گرفتن این امر که دانستن نقطه شروع هر چیزی می تواند به درک بهتر ما از آن مقوله کمکی شایان توجه کند؛ عصر ابتدایی داستان های کمیک را که عصر طلایی نام دارد، مورد واکاوی و بررسی دقیق تر قرار خواهیم داد و در نهایت با بررسی اهمیت آن در زندگی مردم مکزیک که یکی از کشورهای حائز اهمیت در این مورد است به چگونگی ورود کمیک به زندگی روزمره مردم خواهیم پرداخت.

 

 

ما قبل عصر طلایی تا ما قبل عصر نقره ای

این باور بین مجموعه داران وجود دارد که اولین کتاب کمیک «مسخره ها در حال رژه رفتن» است که در سال ۱۹۳۳ منتشر شد. این کمیک به شکل واقع کپی صفحات روزنامه بود که به شکل مجمع پرینت شد تا در دسترس قرار گیرد. به هر حال مشخصاً، اولین کتاب کمیک در ماه آگوست سال ۱۹۳۸ منتشر شد. این نقطه عطف تمام عناصر جدید یک کمیک را دارا بود که توانست برای اولین بار مرد فولادین یعنی سوپرمن را به نمایش بگذارد. این شخصیت محصول دو پسر نوجوان از «کلیولند» و «لهايو» یعنی جری سیگل و جو شاستر بود.

سوپرمن زاده یک ایده آنی بود که خود را در صنعت کمیک همیشگی کرد. این انتشار «اکشن شماره ۱» بود که به عنوان نقطه شروع عصر طلایی کمیک در نظر گرفته می شود. دلیل محبوبیت آنی سوپرمن در اواخر دهه ۱۹۳۰ کاملاً مشهود است چرا که در این دوره آمریکا ملت مهاجران بود. مردم از سراسر جهان در جست‌ و جوی رویای آمریکایی به آنجا آمده بودند. سوپرمن به‌ عنوان آخرین بازمانده سیاره نابود شده «کرییتون» مهاجر نهایی بود، در این دوران برای کودکان غیر معمول نبود که از والدینشان جدا شده باشند، چه در سرزمین مادری، چه در زمانی که به «الیس آیلند» رسیده بودند. این احساس ماجراجویی و عدم اطمینان بود که سیگل و شاستر (هر دوی آن ها فرزندان مهاجران اروپایی بودند) را از سوی مهاجر عجیبی از سیاره دیگر به خواننده منتقل می کردند.

با موفقیت سوپرمن خیل عظیمی از ابرقهرمانان به سمت دنیایی که تشنه آنان بود سرازیر شد، بت من، واندر وومن، هيومن تورچ، کاپیتان مارول، ساب ماریتر، دکتر فیت، اسپکتر، کاپیتان آمریکا و …. همه آن ها لباس های خوش رنگی به تن داشتند و در مقابل جنایت و جنایتکاران در وطن و همچنین در آن روزهای سرشار از میهن پرستی جنگ جهانی دوم در مقابل رژیم نازی اعلام جنگ می کردند. آن ها البته تنها می جنگیدند اما در اجتماع عدالت آمریکا گروه «برندگان» و «هفت سرباز پیروزی» با یکدیگر همکاری می کردند. گروه هایی که حاصل همکاری ابرقهرمانان در داستان های کمیک بودند. در دوران اوج کمیک های ابرقهرمانی حدود یک میلیون نسخه در ماه فروش داشتند. برای قهرمان بودن دوران خوبی بود و بعد جنگ تمام شد و قهرمانانی که دنیا را برای دموکراسی در امان نگه داشته بودند، دشمن قابلی برای جنگیدن پیدا نمی کردند. حقیقت این است که بعد از پیروزی بر هیتلر و ارتش اش استفاده از قدرت های ابر انسانی برای دستگیری سارقان بانک مثل کشتن یک مگس با تانک بود. قهرمانان در حال لنگیدن بودند، آن ها به بهترین نحوی که می توانستند تا حدود ۱۹۴۹ عمل کردند اما مشخص بود که روزهایشان به شماره افتاده.

عصر اتمی (۱۹۵۶-۱۹۴۹) آخرین دوره کتاب های کمیک پیش از عصر نقره ای

منتشرکنندگان کمیک نوشته های روی دیواره ها را دیدند، ناگهان همه خواستار یک روند جدید شدند. «لو گلیسون» از سال ۱۹۴۲ در حال انتشار «جرم پاسخگو نیست» بود که پس از چند سال به موفقیت بزرگی تبدیل شد. جرم و گنگسترها باب آن روزها بودند، رادیو به ما برنامه های درگنت، سایه، موزه سیاه، جرم های کلاسیک، ضرب و شتم شبانه را می داد که همراهی سریع کمیک ها را با خود به همراه داشت. جرم لو رفته (۱۹۴۸)، کمیک های جرم واقعی (۱۹۴۷) جرم های زنان (۱۹۴۸)، قاتلان (۱۹۴۷) و بسیار بسیار کمیک دیگر با وجود عنوان جرم در آن ها سوژه خبری شده بودند و میل سیری ناپذیر مردم را برای «داستان های جرم واقعی» میلی که تا امروز هم باقی مانده است را برطرف می کرد.

تزریق ژانر جدید به عرصه کمیک همان ناجی ای بود که صنعت کمیک به دنبالش بود، و همچنین می توانست باعث انحطاط آن باشد، روند دیگری که در فرهنگ عامه در اویل دهه ۱۳۴۰ و اواخر دهه ۱۳۵۰ وجود داشت، فیلم های ژانر وحشت بود که به نوبه خود باعث به وجود آمدن فیلم های علمی تخیلی شد. فیلم های ترسناک از زمان شروع جنگ جهانی دوم در حالت سکون به سر می بردند، چه کسی به گرگینه ها و خون­آشام ها اهمیت می داد وقتی هیولاهای واقعی در آلمان برای جنگیدن وجود داشتند. انتشارات «ای وان» تلاش کرد تا وارد عرصه کمیک های ترسناک در سال ۱۹۴۶شود اما «ایری» تنها محصول آن ها فقط یک شماره دوام داشت اما در سال ۱۹۴۹ جنگ تمام شده بود و هیولاها در حال بازگشت به فیلم ها و کمیک ها بودند. سال ۱۹۵۱ به ما «چیز» را عرضه کرد. «آمده از فضای بیرون، نبرد دنیاها، هیولای روباتی و مهاجمانی از مریخ» باعث وحشت ما در سال ۱۹۵۳ شدند. گودزیلا برای اولین بار در سال ۱۹۵۴ پادر توکیو گذاشت و پارانویای جنگ سرد در سال ۱۹۵۶ با «هجوم ربایندگان» به اوج خود رسید.

کمیک ها دیر به این روند پی نبردند «ویلیام گینز» وارث «ام اسی گینز» که شخص با نفوذی در صنعت نشر و همچنین رئیس کمیک های آموزشی نیز بود خیلی زود متوجه شد که ام سی گینز در حال ریاست روی یک پروژه محکوم ‌به شکست است. «داستان های تصویری از انجيل» و «چاق و لاغر» چیزهایی نبودند که عوام را به وجد آورند. پس ویلیام گینز به‌ سرعت به سیاست های جدید روی آورد و به سمت ژانر جنایی قدم نهاد و کمیک «گشت جرم» و «جنگ علیه جنایت» را به انتشار رساند، وی کسی نبود که به ‌راحتی از فرصت های به وجود آمده چشم پوشی کند. او همچنین کمیک های «حجاب عدالت»، «هفت مهرکش»، «عشق مدرن» و یک کمیک پارودی به نام «دیوانه» را انتشار داد. سپس در صفحات پایانی شماره ۱۵ کمیک «گشت چرم»، گینز «نگهبان دخمه» را معرفی کرد و این گونه بود که ژانر وحشت در کتاب های کمیک رسماً ورود پیدا کرد.

گینز تعدادی از با استعدادترین هنرمندان را در این زمینه در اختیار داشت. «جک دیویس» «والی وود»، «گراهام گستلی» اینگلز، «جک کامن»، «هاروی کورتزمن» و «هال ویلیامسون» از جمله آنان بودند.

«سرداب وحشت»، «دخمه دهشت»، «تردد ترس» …. هر چیزی که می لغزید، چسبناک بود، می خزید، می‌ کشت، فلج  می کرد یا می بلعید جای خود را در صفحات این داستان ها پیدا می کرد. هیچ ایده ای برای اشباح گینز بیش از حد دیوانه وار یا ترسناک نبود تا به مخاطبان وحشت زده این کمیک ها نشان داده شوند پایان هایی با پیچش داستانی مدل ا.هنری در این کمیک ها فراوان یافت می شد: بازیکن بیسبالی که رقیبش را می کشد، خودش کشته می شود و اعضای بدنش شبانه بازی را انجام می دهند. یا در داستانی دیگر یک همسر وظیفه شناس متوجه می شود، شوهرش که قصاب است. فروشنده گوشت های آلوده ای است که باعث مرگ پسرشان شده و به این ترتیب صبح روز بعد بقایای پسرشان را در یخچال مخصوص گوشت ها درحالی‌که خودش وحشت زده به آن ها خیره شده است، مشاهده می کند.

باید اشاره کرد که در این بین جای ژانر علمی تخیلی خالی نبود، کتاب هایی مانند «علم عجیب»، «فانتزی مرموز» و «داستان علمی شگفت انگیز» منتشر شده بودند. موشک ها، فضانوردان و خیل عظیمی از آدم فضایی های عجیب صفحات این مجلات را با وعده عصر نو ظهور اتم پرکرده بودند اما ناگهان اتفاق غیرمنتظره ای رقم خورد، انتشار «فریب بی‌گناه» در سال ۱۹۵۴ از سوی دکتر «فردریک ور تهام» دنیای کمیک را به لرزه درآورد. ورنهام به ‌مانند یک جنگجوی صلیبی بود که می خواست از نسل جوان آمریکا دفاع کند. او ادعا می کرد تحقیقی انجام داده است که ثابت می کند کمیک ها جوانان را به جنایتکار تبدیل می کنند جدا از این که نمونه های تحقیق او شامل خانواده های از هم پاشیده یا والدین زندانی می شد، کتاب های کمیک و فقط کتاب های کمیک عامل اصلی بدبختی کشور شده بود و نیاز به ریشه کن شدن داشت. امروز دیوانه ای مانند ورتهام را با خنده از رسانه ها بیرون می اندازند اما در آن دوران مردم پیام ورتهام را با جان و دل شنیدند و دیوان عالی کشور به مسئله کتاب های کمیک رسیدگی کرد و به این صورت ویلیام گینز به‌ عنوان یکی از مهم ترین منتشرکنندگان کمیک های ژانر ترسناک در مقابل قانون قرار گرفت، صحنه تماشایی نبود.

به مناسبت همین اتفاقات بود که برای دور نگه داشتن هر گونه مشکل حقوقی ای منتشرکنندگان کمیک دور هم جمع شدند و قوانین خود را وضع کردند. این قوانین برای مثال شامل ممنوع کردن استفاده از کلمات وحشت و ترس در اسم کتاب های کمیک بود. همچنین استفاده از خون آشام ها، گرگینه ها، اشباح، زامبی ها و دیگر موجودات فرا طبیعی هم در صفحات کمیک ممنوع شد. این تغییرات مورد پسند ورتهام و یارانش واقع‌ شد، البته زمزمه هایی وجود دارد که می گوید این قوانین به وجود آمد تا ای سی یعنی بزرگ ترین منتشر کننده کمیک آن دوران را از دور خارج کند اما این قوانین ادامه پیدا کرد.

اما کمیک ها نمرده بودند. در کمیک ملی، هنگامی‌که ابرقهرمانان از دور خارج شده بودند. بتمن، سوپرمن و واندر وومن ایستادگی کردند تا جایگاه خود را پس بگیرند در این هنگام به خاطر قوانین، کمیک های ترسناک و جنایی به گذشته تعلق داشتند و به نظر می رسید زمان مناسب برای احیای ابرقهرمانان فرا رسیده است.

 

 

درگیری تند و پرحرارت مردم مکزیک با کمیک

کتاب های کمیک دارای محبوبیت جهانی اند اما در مکزیک از محبوبیت غیرمعمولی برخوردارند. این مقاله به نقش کتاب های کمیک در مکزیک و چند نگاه متفاوت در مورد کمیک ها در این کشور می پردازد.

داخل ماشین پلیس، در یک اتوبوس شلوغ، وقتی برای واکس خوردن کفش به انتظار نشسته اند، داخل بازار میوه و تره بار، یا وقتی بیکار در خیابان ایستاده اند، میلیون ها مکزیکی زندگی دوگانه ای دارند.

اشتیاق پنهان آن ها ممکن است کالیمان (مرد شگفت‌انگیز) باشد که با قدرت جسمی و ذهنی فوق‌العاده اش از ضعفا حمایت می کند، یا ممکن است آناهی باشد، دختر نامشروع یک مرد فرانسوی و یک زن راهزن لاتین که با استفاده از زیبایی و شجاعتش به جنگ با دیکتاتوری محلی می رود، یا ممکن است یکی از چندین قهرمان دیگر باشد که هر هفته در کتاب های کمیک ظاهر می شود.

به دست آوردن آمار در این زمینه دشوار است اما منابع صنعت کمیک عقیده دارند که سرانه مصرف کتاب های کمیک در مکزیک بیشتر از هر کشور دیگری در آمریکای لاتین است. روزنامه «الهرادو دمکزیکو» که بیشترین مهراژ را در این کشور دارد یعنی ۲۰۰ هزار نسخه در هر روز، باز هم قدرت برابری با «کالیمان» و «اشک، خنده و عشق» (دو عدد از محبوب ترین کتاب های کمیک) را که در هفته ۳/ ۱ میلیون نسخه فروش می کنند، ندارد. آن هم به ازای 10 سنت برای هر نسخه.

منتشرکنندگان اشک، خنده و عشق ۱۶ کمیک دیگر هم تولید می کنند که مجموع تولیدی آن ها بیش از چهار میلیون نسخه است. به علاوه در این کشور هر هفته حدود پنج میلیون کمیک دیگر به فروش می رسد و هر نسخه بیش از یک خواننده دارد.

داستان ها به شکلی محتاطانه برای مخاطبان عام و مخاطبان احساسی نوشته شده اند. چند سال پیش کمیک دکتر هارت که محبوبیت زیادی به همراه داشت با مشکلاتی چون «من ازدواج اشتباهی انجام دادم و زن دیگری را دوست دارم.»، «خواهرم، شوهر مرا دزدید» و «باید به پسرم بگویم که پدر واقعی اش کیست؟» دست و پنجه نرم می کرد. امروزه زمینه داستان های کمیک مکان ها و زمان های مختلف است.

برای مثال کمیک بسیار محبوب «آتش» درباره ماجراهای قرن نوزدهم پادشاه سیاه پوست‌ «های­ایتی» هنری کریستف است اما این کمیک ها هم درگیری های ملودرام خانوادگی و عاشقانه را فارغ از این که در چه مکان یا زمانی اتفاق افتاده اند، دارا هستند، به صورت قابل توجهی کمیک های ترجمه شده وارداتی از ایالات متحده مانند دانل داک، سوپرمن و بتمن، هرگز به محبوبیت نمونه های محلی خود نیستند، شاید چون شوق آمریکای شمالی برای مردم آمریکای لاتین بیش از حد ملایم است.

ترجمه آیدین بهنامیان و عباس حسین زاده / منبع : مجله دانستنیها