پیامدهای چهارمعضل اقتصاد جهانی

کلاب اقتصاد

با توجه به کاهش اثرگذاری افزایش نرخ بهره برای حباب زدایی از اقتصاد جهان از چه مکانیسمی می توان برای جایگزینی آن استفاده کرد؟

با ایجاد نااطمینانی نسبت به آینده و بی ثباتی سیاسی در ابعاد شگفت انگیز، بازارها سقوط می کنند بدون این که نرخ بهره خیلی افزایش یابد، سخن بر سر عدم استفاده از افزایش نرخ بهره در حباب زدایی از اقتصاد جهانی نیست، سخن بر سر این است که این حربه برندگی سابق را ندارد و هزینه ی استفاده از آن احتمالا از کنترل خارج شدن اقتصاد جهانی خواهد بود. لذا استفاده از این حربه باید آرام تر و کندتر انجام شود و نتایج لازم را ندارد. استفاده از حربه ی بی ثباتی در محیط سیاسی همان اثار افزایش نرخ بهره رادارد.

پیامدهای چهارمعضل اقتصاد جهانی

با سه برابر شدن بدهی جهان، افزایش نرخ بهره به فروپاشی اقتصاد جهانی منجر می شود

يوان قوی به چین ضعيف و يوان ضعیف به چین قوی منجر می شود

تولید در مناطق غير ساحلی قابل رقابت با مناطق ساحلی نیست

اندونزیایی کردن اقتصاد جهان یک راهکار برای کاستن از حجم بدهی است

با ایجاد نااطمینانی نسبت به آینده و بی ثباتی سیاسی در ابعاد شگفت انگیز، بازارها سقوط می کنند بدون این که نرخ بهره خیلی افزایش یابد

یک – صادرات ۱۵ کشور سالانه ۱۵۰۰ میلیارد دلار از واردات آنها بیشتر است و مازاد صادراتی این ۱۵ کشور، در بانک های آمریکا و انگلیس پس انداز می شود. علاوه بر آن بی ثباتی در بسیاری از کشورها منجر به خروج سرمایه از آن کشورها شده است و مقصد نهایی سرمایه های خصوصی که به سبب بی ثباتی کشورها را ترک می کنند، آمریکا و انگلیس است.

دو – بیش از ظرفیت جذب اقتصاد آمریکا، پس اندازهای جهانی وارد آمریکا شده و در آمریکا تشکیل حباب داده است. این حباب در بخش بورس و مؤسسات مالی سایه از کنترل خارج شده است و در بخش مسکن به مرز هشدار رسیده است.

سه – استفاده از مکانیسم نرخ بهره برای ترکاندن حباب های اقتصادی غیرممکن شده است.

از جنگ جهانی اول تاکنون اقتصاد آمریکا ۱۰ بار حبابی شده و در ۹ بار از ۱۰ بار، فدرال رزرو با افزایش نرخ بهره اقدام به ترکاندن حباب کرده است و بعد از فروپاشی ناشی از ترکاندن حباب، با کاهش نرخ بهره شرایط را به وضعیت ما عادی بازگردانده است؛ اما این بار استفاده در حد و اندازه ی قبلی از نرخ بهره، برای ترکاندن حباب ها ممکن نیست.

چهار – سه برابر شدن بدهی جهانی.

مجموع بدهی جهان به تولید ناخالص ملی از ۸۷ درصد در سال ۲۰۰۰ به ۱۴۲ درصد در سال ۲۰۰۷، ۱۹۹ درصد در سال ۲۰۱۴ و ۲۲۰ درصد در سال جاری افزایش یافته است. بدهی جهان نسبت به سال ۲۰۰۰ تقریبا سه برابر شده است. با سه برابر شدن بدهی جهان، افزایش نرخ بهره به فروپاشی اقتصاد جهانی منجر می شود. لذا نظر به سه برابر شدن بدهی جهانی افزایش نرخ بهره آثار فاجعه آسا بر اقتصاد جهانی دارد، برگرفته از این محدودیت، با توجه به حبابی شدن اقتصاد آمریکا باید از مکانیسم دیگری برای ترکاندن حباب استفاده کرد.

پنج – طی ۱۰ سال گذشته در بخش تولید کالایی، سرمایه ها از کشورهایی که دستمزد بالاتر، مالیات بالاتر، تأمین اجتماعی بالاتر و پول ملی قوی تر دارند، به کشورهایی مهاجرت کرده است که دستمزد پایین تر، مالیات کمتر، تأمین اجتماعی کمتر و پول ملی ضعیف تر دارند.

پنج -۱ یورو قوی به اروپای ضعیف و یورو ضعیف به اروپای قوی منجر می شود.

پنج-۲- یوان قوی به چین ضعیف و یوان ضعیف به چین قوی منجر می شود.

شش – تولید در مناطق غير ساحلی قابل رقابت با مناطق ساحلی نیست، ۸۰ درصد صادرات چین از ۱۲ منطقه آزاد چین صادر می شود که در فاصله ی ۲۰۰ کیلومتری ساحل قرار دارند.

کشورهایی که دارای دستمزد بالاتر، مالیات بالاتر، تأمین اجتماعی بالاتر، پول ملی قوی تر و تمرکز تولید در مناطق غير ساحلی بالاتری هستند، در موقعیت شکننده و غیررقابتی قرار دارند. اقتصاد اروپا با همه ی محدودیت های فوق جز عامل آخر (تولید در مناطق غیر ساحلی) مشکل دارد. اقتصاد آمریکا با هر پنج عامل مشکل دارد اما تنها مناطق ساحلی آمریکا با عامل پنجم مشکل ندارند. لذا اقتصاد آمریکا و اروپا باید رقابتی تر شود تا بتواند خود را با سطح رقابت جهان منطبق کند. اگر اقتصاد آمریکا و اروپا رقابتی تر نشود ارزش پول ملی آنها سقوط می کند.

نرخ ارز میزبان همای ناکارآمدی های اقتصاد است. وقتی اقتصاد یک کشور ناکارآمدتر از اقتصاد کشورهای دیگر باشد، دیر یا زود ارزش پول ملی آن کشور سقوط می کند. دلار و پول های ملی کشورهای اروپایی در معرض سقوط ارزشی قرار دارند.

موقعیت شکننده و غیررقابتی

کشورهایی که دارای دستمزد بالاتر، مالیات بالاتره تأمین اجتماعی بالاتره پول ملی قوی تر و تمرکز تولید در مناطق غير ساحلی بالاتری هستند، در موقعیت شکننده و غیررقابتی قرار دارند.

خروج یک تریلیون دلار سرمایه از بازارهای سهام

سایه ی جنگ هسته ای کردی شمالی و آمریکا باعث خروج یک تریلیون دلار سرمایه از بازارهای سهام شده است. هر اونس طلا که روی قیمتهای ۱۲۵۷ و ۱۲۶۱ دلار ایستاده بود، با این تهدید تابهای ۱۲۹۳ دلار جهش کرد دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا به کرهی شمالی هشدار داد که اگر یک بار دیگر ایالات متحده را تهدید کند، با آتش و خشمی روبه رو خواهد شد که دنیا هرگز ندیده است.» چند ساعت بعد، کره ی شمالی اعلام کرد که در حال برنامه ریزی دقیقه برای حمله به جزیرهی گوام، از قلمروهای آمریکاست. این تحولات ریسک گریزی را به شدت در بازارهای جهانی افزایش داد تا همزمان با افت شدید شاخص های بورس، پناهگاه های سرمایه از جمله طلا، ین ژاپن و فرانک سوئیس با افزایش تقاضا مواجه شوند. در همین حال، یک روزنامدی دولتی چین نیز اعلام کرد که اگر کردی شمالی آغازگر جنگی با آمریکا باشد چین باید بیطرف بماند. به این ترتیبه بازارهای بورس دوباره افت و پناهگاه های سرمایه باز رشد کردند.

هفت – از کنترل خارج شدن بدهی جهانی، جهان با چهار معضل مواجه است؛ غیررقابتی شدن اقتصاد آمریکا و اروپا، حبابی ش دن بازارهای سهام، رشد بیش از ظرفیت مؤسسات مالی سایه به خصوص در آمریکا و چین و از کنترل خارج شدن بدهی. به گونه ای باید اقتصاد اروپا و آمریکا رقابتی تر شود، باید از اقتصاد جهانی حباب زدایی شود، مؤسسات مالی سایه باید بسیار کوچک شوند و از میزان بدهی جهان باید کاسته شود تا امکان باز پرداخت آن فراهم شود.

+ کاستن از میزان بدهی جهان

رشد بدهی در جهان از سال ۲۰۰۰ تاکنون بیش از رشد تولید ناخالص ملی جهان بوده است. رشد بدهی بیش از رشد دستمزدها بوده است، رشد بدهی بیش از رشد دارایی شرکت ها بوده است و رشد بدهی بیش از رشد ارزش افزوده جهانی بوده است و تداوم آن غیرممکن است. حداقل نصف بدهی جهانی باید بخشیده شود تا اقتصاد جهانی وارد فاز رونق شود.

+ راهکار برای نصف کردن بدهی جهانی

اندونزیایی کردن اقتصاد جهان یک راهکار برای کاستن از حجم بدهی است. در سال ۱۹۹۸ در اثر سقوط قیمت نفت، اقتصاد اندونزی دچار بحران عمیق شد و نتوانست اقساط وام های خارجی سررسید شده را پرداخت کند. در این موارد صندوق بین المللی پول به میدان می آید. توصیه های صندوق برای پرداخت وام جدید خارجی منوط به این بود که بدهی بانک های انگلیس و آمریکا پرداخت شود و پرداخت بدهی بقیه ی طلبکاران فقط وقتی پرداخت شود که طلب آمریکا و انگلیس پرداخت شده باشد.

این فرمول منجر به ورشکسته شدن همه ی ۱۸ بانک خصوصی اندونزی شد. در نمونه ی اندونزی وقتی پرداخت بدهی خارجی از توان اقتصاد ملی عبور می کند تنها با توصیهی صندوق بین المللی پول، بدهی بانک های بزرگ جهانی پرداخت می شود و بقیه ی بدهی ها هرگز پرداخت نمی شود. در وضعیت موجود بدهی جهانی سه برابر شده است و تا زمانی که این بدهی نصف نشود امکان برون رفت از بحران وجود ندارد. نپرداختن بدهی بقیه ی طلبکاران و پرداخت بدهی بانک های بزرگ راه حلی بود که اندونزی در پیش گرفت. احتمالا طراحی اقتصاد جهانی به دنبال اندونزیایی کردن ساختار بدهیها در جهان است.

+ راهکار برای حباب زدایی از اقتصاد

تاکنون از افزایش نرخ بهره برای حباب زدایی از اقتصاد استفاده می شد و نظر به ریسک بالای این شیوه، راهکار جایگزین ایجاد نااطمینانی نسبت به آینده و بی ثباتی سیاسی در جهان است. با ایجاد نااطمینانی نسبت به آینده و بی ثباتی سیاسی در ابعاد شگفت انگیز، بازارها سقوط می کنند بدون این که نرخ بهره خیلی افزایش یابد. سخن بر سر عدم استفاده از افزایش نرخ بهره در حباب زدایی از اقتصاد جهانی نیست، سخن بر سر این است که این حربه برندگی سابق را ندارد و هزینه ی استفاده از آن احتمالا از کنترل خارج شدن اقتصاد جهانی خواهد بود. لذا استفاده از این حربه باید آرام تر و کندتر انجام شود و نتایج لازم را ندارد. استفاده از حربه ی بی ثباتی در محیط سیاسی همان آثار افزایش نرخ بهره را دارد، برای حباب زدایی از بازار سهام س ناریوی دیگری غیر از نرخ بهره وجود دارد. ترامپ همان اثری را بر اقتصاد جهانی دارد که افزایش نرخ بهره. لذا از ترامپ برای فروپاشی بازارهای سهام در جهان می توان استفاده کرد. به زبان صریح تر ترامپ با ایجاد بی ثباتی در محیط سیاسی و نااطمینانی نسبت به آینده، می تواند همان اثرات افزایش نرخ بهره برای حباب زدایی از بازار بورس را فراهم کند. بی ثباتی از طریق یک بحران عظیم سیاسی با رویکرد جنگ طلبانه در شبه جزیره ی کره و ایجاد شکاف داخلی در ساخت سیاسی آمریکا، قابل تحقق است. سیاست در ایران می تواند با خیال راحت از این فرآیند استفاده ی خاص خود را داشته باشد. به زودی اقتصاد جهانی وارد فاز سقوط مؤسسات مالی سایه و بازارهای سهام می شود و این مسئله، توجه آمریکا را به خلیج فارس و پیرامون آن به شدت کاهش می دهد.

+ آثار پول کم بهره بر دارایی های سرمایه ای

اما در اقتصاد ایران شرایط به شکلی دیگر در حال تکوین است. اگر پول کم بهره با تقویت ارزش پول ملی همراه باشد به ایجاد حباب در دارایی های سرمایه ای منجر می شود.

بیش از ظرفیت جذب اقتصاد آمریکا، پس اندازهای جهانی وارد آمریکا شده و در آمریکا تشکیل حباب داده است. این حباب در بخش بورس و موسسات مالی سایه از کنترل خارج شده و در بخش مسکن به مرز هشدار رسیده است.

متغیرهای مؤثر بر بازارها

مک گلون، تحلیل گر ارشد سرمایه گذاری می گوید: «به نظر من غیر از دلار آمریکا، ۲ عامل مهم دیگر نیز بر قیمت جهانی طلا مؤثر خواهد بود که یکی نرخ تورهر و دیگری توسان در بازارهای بین المللی است. طلا معمولا با افزایش توسانات در بازارهای بین المللی با رشد زیادی روبه رو می شود افزایش نرخ تورم نیز موجب افزایش تقاضای جهانی برای طلا و سایر فلزات گرانبها می شود. تورم و نوسان دو عامل مثبت برای قیمت طلا به شمار می رود که او می افزاید: اگر نرخ تورم پایین باشد، فدرال رزرو افزایش نرخ بهره را متوقف خواهد کرد و این هم عامل مثبت دیگری برای قیمت جهانی طلا خواهد بود. بدون افزایش نرخ تورم در اقتصاد آمریکا، بعید است که فدرال رزرو نرخ بهره را افزایش دهد. با این همه، تحلیل گر ارشد مؤسسه ی گلدمن ساکس بر این باور است که علت اصلی عدم افزایش چشمگیر قیمت طلا و نفت در سال ۲۰۱۷ میلادی تحولات مربوط به طرف عرضه است.

از سال ۱۳۸۰ لغایت ۱۳۹۰ اقتصاد ایران مصداق پول کم بهره بود و ارزش پول ملی نیز س الانه تقویت می شد. لذا در بخش دارایی های سرمایه ای حباب ایجاد شد. البته حباب در سال چهارم پول کم بهره همراه با تقویت ارزش پول ملی به تدریج ظاهر می شود و در سال های بعد ظهور بیشتری می یابد.

+ آثار پول پربهره بر دارایی های سرمایه ای

اگر پول پربهره با تقویت ارزش پول ملی همراه شود حباب ارزش دارایی ها فرو می ریزد. البته در این حوزه ابتدا در سال چهارم پول پربهره همراه با تقویت ارزش پول ملی، معاملات دارایی های سرمایه ای به شدت کاهش می یابد و در فاز بعد قیمت دارایی های سرمایهای سقوط می کند. ایران از ابتدای سال ۹۳ در فاز پول پربهره و تقویت ارزش پول ملی قرار دارد، اکنون چهارمین سالی است که اقتصاد وارد فاز پول پربهره همراه با تقویت ارزش پول ملی شده است.

مجموع بدهی جهان به تولید ناخالص ملی از ۸۷ درصد در سال ۲۰۰۰ به ۱۴۲ درصد در سال ۲۰۰۷، ۱۹۹ درصد در سال ۲۰۱۴ و ۲۲۰ درصد در سال جاری افزایش یافته است. بدهی جهان نسبت به سال ۲۰۰۰ تقریباسه برابر شده است.

+ تعریف تقویت ارزش پول ملی

اگر نرخ ارز معادل اختلاف تورم داخلی و خارجی افزایش نیابد، توجیه اقتصادی تولید در داخل تضعیف می شود. تورم تولید کننده در ایران در مهر ۹۶ نسبت به خرداد ۸۶ بالغ بر ۴۳۹ درصد، تورم جهانی ۱۸ درصد و اختلاف تورم داخلی با خارجی ۴۲۱ درصد است. در این فاصله دلار فقط ۳۰۹ درصد افزایش قیمت داشته است که نشان می دهد دلار باید ۱۱۲ درصد بیشتر گران می شده است، لذا تولید داخلی در حال جایگزین شدن با تولیدات خارجی است. اگر متناسب با اختلاف تورم داخل و خارج ارزش پول ملی کاهش نیابد، ارزش پول ملی در حال تقویت شدن است. طی ۱۰ سال گذشته ارزش پول ملی ایران سالانه تقویت شده است. طی ۱۰ سال گذشته ارزش پول ملی ۱۱۲ درصد تقویت شده است.

+ مکانیسم تأثیر پول کم بهره بر ایجاد رونق

اگر تورم تا ۳ درصد از نرخ بهره بیشتر باشد اقتصاد حالت طبیعی دارد؛ نه دوران رونق است و نه رکود. اگر تورم بیش از ۳ درصد از نرخ بهره بالاتر باشد ، اقتصاد وارد فاز رونق می شود. البته هر چه اختلاف بیش از ۳ درصد باشد رونق در سطح بالاتری خود را نشان می دهد. اگر اختلاف به بیش از ۱۰ درصد افزایش یابد، رونق به حباب تبدیل می شود و قیمت دارایی های سرمایه ای حبابی می شود.

+ مکانیسم تأثیر پول پربهره بر ایجاد رکود

اگر نرخ بهره ۳ درصد از نرخ تورم بیشتر باشد، اقتصاد در فضای عادی تنفس می کند. اگر نرخ بهره بیش از ۳ درصد از نرخ تورم بالاتر باشد، علائم رکود در اقتصاد ظاهر می ش ود و اگر اختلاف به بیش از ۱۰ درصد برسد یا اگر نرخ بهره بیش از ۱۰ درصد از نرخ تورم بالاتر باشد، رکود کاملا در اقتصاد مستقر می شود. اگر بیش از سه سال نرخ بهره بیش از ۱۰ درصد از نرخ تورم بالاتر باشد، معاملات دارایی های سرمایه ای به شدت کاهش می یابد. در خصوص دارایی های سرمایه ای ابتدا معاملات کاهش می یابد و در فاز بعد قیمت دارایی های سرمایه ای کاهش می یابد.

در چهار ماه ابتدایی سال ۹۶ به طور متوسط ماهانه ۳۷ هزار واحد مسکونی در کشور به فروش رفته است که مقایسه ی آن با ۱۱۸ هزار واحد فروش ماهانه طی چهار سال ۸۹ لغایت ۹۱، گواه کاهش ۶۹ درصدی معاملات املاک است. لذا آثار کاهش معاملات سرمایه ای کاملا در اقتصاد قابل رؤیت است. در خصوص کاهش قیمت دارایی های سرمایه ای، در فاز یک، ابتدا قیمت املاک لوکس سقوط می کند و در فاز دو، قیمت املاک متوسط سقوط می کند، البته این سقوط قیمت در سطح املاک لوکس نخواهد بود. قیمت واحدهای مسکونی ارزان قیمت، کاهش نمی یابد و سقوط قیمت شامل این گروه نمی شود. ۴۹ درصد از معاملات مسکن در تهران شامل واحدهای مسکونی کمتر از ۳۰۰ میلیون تومان است، قیمت این گروه از واحدها در مناطق مساعداگر افزایش هم پیدا کند، نگارنده متعجب نخواهد شد.

– تولید و پول کم بهره و پربهره

اگر اقتصاد در معرض پول کم بهره یا پر بهره باشد و همزمان ارزش پول ملی تقویت شود، بازنده ی اصلی بخش تولید قابل مبادله با خارج است و ایران از سال ۱۳۸۰ تاکنون در معرض آن است؛ اما در بخش های دیگر پول پر بهره و کم بهره آثار متفاوت دارد. پول کم بهره به ایجاد حباب در ارزش دارایی های سرمایه ای و پول پر بهره به سقوط ارزش سپرده های بالای یک میلیارد تومان است و نظر به این که دارایی های سرمایه ای می انجامد.

اقتصاد جهان برای متعادل شدن، نیاز به دلار ارزان تر دارد

 بر اساس تازه ترین گزارش صندوق بین المللی پول، اقتصاد جهان برای متعادل شدن نیاز به دلار ارزان تر دارد. بر اساس این گزارش کارشناسان صندوق بر این باورند که دلار امریکا ارزشی بیشتر از میزان واقعی دارد در حالی که بورو بن و یوان همسو با داده های بنیادین حرکت می کنند. نویسندگان این گزارش معتقدند که با توجه به شاخص های اقتصاد آمریکا، ارزش کنونی دلار ۱۰ تا ۲۰ درصد بالاتر از میزان واقعی آن است و گر چه رشد بیشتر بزرگترین اقتصاد جهان هم نمی تواند دلار را به طور قابل ملاحظه ی تقویت کند. سیاستگذاران آمریکا باید به فکر اصلاحات ساختاری باشند که عدم توازن را در داخل این کشور و در جهان، از بین ببرد. گرگ میشلوفسکی، کارشناس فار ک لايو» گزارش تازه ی صندوق بین المللی پول را این طور خلاصه می کند: نرخ برابری یورو به دلار باید به رشد ادامه دهد. نرخ برابری یورو به پوند باید افزایش پیدا کند. نرخ برابری پوند به دلار باید دست نخورده بماند و نرخ برابری دلار به ین باید کاهش یابد.»

+ بدهی بانک ها به سپرده گذاران

 در ایران بدهی بانک ها به س پرده گذاران از توان بانک ها برای پرداخت عبور کرده است. بانک ها قادر به پرداخت سودهای ئتعهدی نیستند، تنها راه حل، کاستن از حجم بدهی بانک ها به سپرده گذاران است. راه حل دیگری وجود ندارد، یکی از راه حل ها مسدود کردن 50 درصد از سپرده های بالای یک میلیارد تومان است و نظر به این که 80 درصد از سپرده ها فقط به 2 رصد جمعیت کشور تعلق دارد، این فرآیند مانع از خیابانی شدن بحران بانکی می شود. در 99 درصد کشورها از سپرده ی بانکی مالیات اخذ می شود و مسدود کردن ۵۰ درصد از سپرده های بالای یک میلیارد تومن، همان اثر وضع مالیات 50 درصدی بر درآمد را دارد که اکنون در کلیه کشورهای اروپایی اجرا می شود، البته میزان آن در ایتالیا 60 درصد مکتسبه است.

نوسان چهار بازار در شش ماه

نگاه به روندهای چهار بازار عمده ی سهام، ارز، انرژی و فلزهای گرانبها نشان میدهد که در شش ماه اول سال جاری میلادی دلار آمریکا و نفت خام، بازنده و بورس و طلاء برنده ی تحولات بوده اند. در ایالات متحده در فصل دوم ۲۰۱۷ بدترین روند ۷ سال گذشته را تجربه کرده است و در بازهی دو فصلی، شاخص این ارز حدود ۷ واحد سقوط کرده است. همزمان، بهای نفت با وجود اجرای طرح کاهش تولید اوپک بیش از ۱۴ درصد سقوط کرده است تا بیشترین کاهش را به ثبت برساند. از آن سوء بورس های جهانی با وجود تعدیل های مقطعی، ماه های خوبی را سپری کرده اند. طلا نیز با آن که این روزها به شدت تحت فشار عوامل فنی و بنیادی است، در شش ماه گذشته رشد بیش از ۷ درصدی را برای خود رقم زده است. در نیمه ی دوم سال، طلا بیش از هر چیزی به امید تحولات ژئوپلیتیک خواهد بود گرچه از تشدید انقباض پولی در آمریکا هم در هراس خواهد بود. اگر روند تضعیف دلار مقابل ارزهای عمده ادامه داشته باشد، عامل افزایشی بسیار مهمی برای طلا فراهم خواهد بود.

نویسنده : محمد حسین ادیب / منبع : مجله اقتصاد