ماشین عروس های دزدی

کلاب سرنخ

روزنامه ایران دی 1376

دزدیدن ماشین های عروسی شیوه عجیب خواستگار کینه جو بود

دی ماه سال 1376 شنیدن خبر ماجرای انتقام گیری عجیب خواستگار کینه جو که در عشقش ناکام مانده بود تا حدی هم برای مردم خنده دار بود. روزنامه «ایران» در انعکاس خبر سرقت ماشین های عروسی مردم از سوی یک جوان بیست و چهار ساله آن سال نوشت: «جوان بیست و چهار ساله ای که ماشین های تزئین شده عروس و دامادها را از مقابل تالارهای جشن عروسی یا آرایشگاه های زنانه می دزدید، در دادگاه عمومی تهران به اتهام هشت فقره سرقت اتومبیل عروس به دو سال زندان محکوم شد.» این جوان همچنین ملزوم شده است رضایت هشت عروس و داماد را هم جلب کند. این جوان که چندین سابقه سرقت اتومبیل دارد در آخرین دفاع از خود به قاضی گفت: «خودروها را تنها برای انتقام گرفتن از عروس و داماد می دزدیدم و می خواستم با این سرقت ها اعتراض خودم را به گوش خانواده های عروس و داماد برسانم.»

قاضی دادگاه: چرا می خواستی از عروس دامادها انتقام بگیری؟

متهم: از زمانی که خودم را شناختم پدر نداشتم و زمانی که هفت ساله بودم پدرم بر اثر ترکیدن سیلندر گاز کشته شد و مادرم سرپرستی مرا به عهده گرفت و با هزار بدبختی بزرگم کرد. مادرم برای تامین هزینه زندگی و تحصیل من در خانه دوست و آشنا و فامیل و همسایه رختشویی می کرد و اهالی محله مان او را به عنوان رقیه رختشوی می شناختند. پس از مدتی مادرم بر اثر درد مزمن دست و پاهایش دیگر نتوانتست بر سر کار برود. در نتیجه من که در کلاس اول نظری درس می خواندم مجبور شدم درس را رها کردم و در یک تراشکاری مشغول کار شدم و توانستم در مدت دو سه سال کار کردن برای خودم زندگی فراهم کنم. مادرم همیشه آرزو داشت دامادی مرا ببیند و برایم چند جا خواستگاری رفت و هر با با چشمان گریان به خانه بر می گشت؛ اما هرگز دلیل مخالفت خانواده ها را برای من بازگو نمی کرد تا این که تصمیم گرفتم یک بار همراه مادرم به خواستگاری دختر یکی از همسایه ها بروم که به او علاقه مند شده بودم. اما اعضای خانواده دختر با نیش و کنایه به ما گفتند که نمی توانیم دخترمان را به عقد پسر یک رختشوی درآوریم. پس از آن عقده ای به دلم نشست و تصمیم گرفتم که از هر عروس و دامادی انتقام بگیرم.» متهم بعد از سرقت اتومبیل ها با آن دوری در خیابان می زد و آن را به دیوار یا درخت می کوبید و فرار می کرد. توجیهش برای آسیب زدن به ماشین ها قبل از رها کردن آن این بود که می گفت می خواستم زودتر توجه مردم را جلب کنم و پیدا شدن آن را به ماموران گزارش دهند.

منبع : مجله سرنخ