چالش صنعت غذای ارگانیک در دنیای مدرن

کلاب اقتصاد

چگونه می توان با تولید پایدار به ارتقای کشاورزی کمک کرد؟

تولید پایدار قوانینی درباره ی مقیاس و با روش تولید تجویز نمی کند و منعی برای فناوری های خلاقانه که باعث بهبود نسبت ورودی ها و خروجی های تولید می شوند و هزینه های محیطی و اجتماعی را کاهش می دهند، ندارد. بنابراین پایداری به عنوان مفهومی مهم ما را مجبور به تفکر خارج از چارچوب های رایج می کند. پایداری تا حد امکان نیازمند چرخه های بسته است و این یعنی جایگزینی منابع غیرقابل بازیافت و همچنین کاهش انتشار گازهای گلخانه ای.

چالش صنعت غذای ارگانیک در دنیای مدرن

در حال حاضر حدود ۵۷۰ میلیون مزرعه در سراسر جهان غذای بیش از هفت میلیارد جمعیت زمین را تولید می کنند

صد سال پیش هر کشاورز در اروپا و ایالات متحده توانایی تأمین غذای کمتر از ۲۰ نفر را داشت، رقمی که اکنون ۱۰ برابر افزایش یافته است

هر روز ما با این چالش مواجهیم که کدام غذا از س لامت بیشتری برخوردار است. محصولات طبیعی یا ارگانیک، کدام یک به سلامت ما کمک خواهند کرد و باعث پایداری و همچنین طول عمر بیشتری برای نوع انسان خواهند شد؟ افراد کمی را می توانید پیدا کنید که به گوجه های مینیاتوری آفتاب خورده که در همه ی غذاخوری ها عرضه می شوند علاقه ای نداشته باشند یا باغچه های سبزیجاتی که در آنها شاخه های هر بوته ی گوجه با دقت با روبان های سبز رنگ بسته شده اند و میوه ها با مراقبت فوق العاده ای کشت شده اند. احتمالا احساس می کنید چنین گوجه هایی که به صورت ارگانیک در مزارع کوچک پرورش می یابند، بازتابی از سنت و تاریخ اند. شاید این طور فکر کنید که با کشت ارگانیک، این محصولات اصالت و درستی بیشتری کسب می کنند و همچنان در مقیاس کوچک و ترجیحأ محلی تولید خواهند شد.

مر

مترجم: مریم السادات موسوی تبار

منبع: ایان

اما واقعا این گوجه ها چقدر خوب اند؟ و این «خوب بودن » درباره ی آن ها به چه معناست؟ آیا این گوجه های دست چین شده که در بساط کشاورزان به فروش می رسد، از دید تخصصی واقعا بهترند؟

اصل اول در منطق بازارهای محلی کشاورزان این است که مسیر بین برداشت محصول تا سفره ی مصرف کننده باید تا حد امکان مستقیم و بی واسطه باشد. این مطلب در صورتی که کشاورزان در مکانی نزدیک به مصرف کنندگان اقامت داشته باشند، سخن درستی است؛ اما عرضه ی زمین در مناطق ش هری محدود، قیمت آن گران و اغلب آلوده و نامناسب برای کشت و کار است. به علاوه حتی در زنجیره ای کوتاه میان مزرعه تا سفره، محصولات امکان خراب شدن دارند. گوجه ی تازه فاقد حیات نیست، بلکه همانند تمام محصولات تازه، بعد از برداشت هنوز ارگانیسمی زنده و دارای متابولیسم فعال است که بستری حاصلخیز برای میکروارگانیسم ها به وجود می آورد و باعث فساد سریع می شود. تازگی به خودی خود به معنای پایداری نیست و تا زمانی که زنجیرهی تأمین سازماندهی شده ای وجود نداشته باشد، تلفات محصول می تواند سنگین باشد و این به معنای هدررفت زمین، آب، انرژی و مواد شیمیایی است که برای تولید مورد استفاده قرار گرفته و به کلی دورریز شده است. کوتاه کردن زنجیره می تواند استدلال مناسبی برای وجود بازارهای محلی باشد، اما در واقعیت این گونه نیست. همه چیز بستگی به حمل و نقل، انبار و سرعت دارد. محصولاتی با بسته بندی نامناسب ظرف چند ساعت ضایع خواهند شد.

به لطف دهه ها تحقیق، اکنون فعل و انفعالات متابولیسم در گیاهان و میکروارگانیسم ها برای ما فهم پذیر شده است. به کمک ترکیب های غیر مضر گازی، به توانایی طراحی سیستم های حمل ونقل با تکنولوژی بالا و روش های انبارداری ای دست یافته ایم که ما را قادر می سازد روند فاسدشدن را گند یا حتی متوقف کنیم. ریزپردازنده های متصل به کانتینرها سیگنال هایی برای تنظیم دما و ترکیب گازها ارسال می کنند، به نحوی که روند رسیده شدن محصولات طبق برنامه و دقیقا همزمان با تحویل محصول تکمیل شود. به همین ترتیب، برای جلوگیری از هدر رفت مواد غذایی در فروشگاه ها، روش های بسته بندی توسعه یافته اند تا عمر انباری محصولات را افزایش دهند. نکته جالب آن است که روش های نوین به وسیله ی کیسه ها و محفظه های پلاستیکی تجزیه پذیر زیستی توانسته اند محیط مناسبی درون بسته بندی ها به وجود آورند و هدر رفت محصولات را کاهش دهند. همچنین شست و شوی صنعتی سبزیجات بسته بندی شده و خردشده باعث صرفه جویی در مصرف آب در مقایسه با شست و شو در خانه می شود. در مورد نیروی کار چطور؟ اگرچه کلمه «دست چین» برای مصرف کننده ی شهری با افراد مشغول به باغبانی تفریحی جذاب به نظر می رسد، اما این فعالیت بدی برای تمام طول روز فعالیتی پرمشقت است. اجرت کار ناچیز و امنیت شغلی نزدیک به صفر باعث می شود عده ی اندکی خواهان انجام چنین فعالیتی باشند و در رأس این معایب، با بازدهی پایین کشاورزی ارگانیک روبه رو می شویم. حال ببینیم چه جایگزین هایی وجود دارد؛ برداشت سبزیجاتی مثل گوجه فرنگی به وسیله ی روبات های هوشمند که پس از ارزیابی میزان رسیدگی میوه ها توسط دوربین، با دقت آنها را می چینند و استفاده از فناوری های هوشمند برای تعیین میزان مناسب استفاده از کودها در هر مرحله از رشد گیاه که طعم و بافت محصول را ارتقا و میزان کل مصرف کود را کاهش می دهد. نتیجه آن که، در گلخانه ها هر متر مربع از بوته گوجه بیش از ۷۰ کیلوگرم گوجه مرغوب برای استفاده در آشپزخانه ی مصرف کننده تولید می کند.

زمانی که موضوع تازگی را مدنظر قرار می دهیم، باید به این نکته نیز دقت کنیم که در واقع شاید سس گوجه فرنگی برای ما از گوجه های تازه بهتر باشد، نه فقط به دلیل صرفهی اقتصادی آن (گوجه های نه چندان مرغوبی که در سس گوجه استفاده می شوند، در صورت استفاده نشدن در سس باید دور ریخته شوند. اگرچه گوجه های تازه کمک کنندهی رژیم های سلامت هستند، دستگاه گوارش انسان سازگاری لازم برای استخراج اغلب مواد مغذی از گوجهی تازه را ندارد. گوجه ها زمانی که پخته می شوند یا از طریق فرآوری به سس و رب تبدیل می شوند، به مراتب مغذی تر هستند؛ بنابراین سس گوجه تا زمانی که مملو از شکر و نمک نشود، چیز بدی نیست. در واقع مدارک فزاینده ای وجود دارد که نشان می دهند اکتشاف آتش و پخت و پز، یعنی حرارت دهی غذاء امری ضروری در تکامل مغز انسان بوده است چرا که باعث جذب بهتر مواد مغذی شده است. علاوه بر آن خشک کردن و دودی کردن، نگهداری از مواد غذایی فاسدشدنی را بهبود می داده و شاید دستیابی به رژیم های غذایی متنوع و تقسیم کار را تسهیل می کرده است.

اما به طور حتم شما این اعتراض را خواهید شنید که گوجه های پرورش یافته در باغچه ها و در مقیاس کوچک طعم مطبوع تری دارند. این طور نیست. از طریق برخی آزمایش ها اثبات شده است که آدمها قادر به تشخیص گوجه های گلخانه ای با گوجه های پرورش یافته بدون کود شیمیایی از روی طعم و مزه ی آنها نیستند. بر اساس گزارش های پژوهشگران هلندی که این آزمون ها را انجام داده اند، طعم گوجه بیشتر وابسته به نوع آن است و نه روش پرورش آن، مهم تر آن که، محیط و بستری که در آن غذا را صرف می کنید همه چیز را تعیین می کند. گوجه هایی که در خانه می خورید، هرگز طعم و مزه ی گوجه هایی را ندارند که تا لحظه ای پیش از مصرف، از شاخه جدا نشده اند. اینها موضوعاتی است در حوزه ی علم روانشناسی و ذائقه شناسی، نه شیمی و زیست شناسی.

در تقابل کامل با شعارهای کشاورزی ارگانیک، این گلخانه های مدرن هستند که طلایه داران کشاورزی پایدار هستند. طرح های آزمایشی نشان می دهند که گلخانه ها نه تنها دیگر مصرف کننده ی مطلق انرژی نیستند، بلکه توان تولید انرژی مضاعف برای گرم کردن کامل محله ی مجاور خود را دارند که این کار مهم با ذخیره سازی حرارت مازاد در فصل نوروز و بهار درون آب های زیرزمینی و استفاده از آن در فصل زمستان دست یافتنی است. از آن جایی که گیاهان تنها از قسمت اندکی از طیف خورشیدی برای فتوسنتز استفاده می کنند، فناوری های نوین این امکان را برای ما فراهم ساخته اند تا کاربردهایی برای مابقی انرژی خورشیدی بیابیم. همچنین گلخانه ها از گاز دی اکسید کربن باقی مانده از فعالیت صنایع برای بهبود رشد گیاهان بهره می برند، چنانچه در هلند از دی اکسید کربن حاصل از تولید گاز طبیعی، به طور معمول، در کشاورزی استفاده می شود. تصور جديد ما از گلخانه ها به عنوان تولید کنندگان انرژی فرصت های جدیدی را پیش روی ما گشوده است تا با ساخت آن ها در مناطقی با آب و هوای خشک و گرم از انرژی ذخیره شده به منظور خنک سازی اماکن استفاده کنیم.

اما انرزی تنها یک جنبه از محصولات پایدار است. آب تیز به همان میزان حائز اهمیت است. از این منظر نیز گلخانه ها مصرف منابع را بهبود بخشیده اند. در بهترین شرایط، تولید هر کیلوگرم گوجه فقط نیازمند چهار تا شش لیتر آب است، زیرا آبی که توسط گیاهان تبخیر می شود قابلیت جمع آوری و استفاده ی مجدد دارد. این در حالی است که مطابق مطالعات منتشر شده در ساینس دایرکت در سال ۲۰۱۵ میزان آب مورد نیاز برای تولید همان یک کیلو گوجه در فضای باز یا گلخانه های روباز برابر با ۶۰ لیتر است. از آن جایی که آب در گلخانه ها امکان استفاده ی مجدد را دارد، آفات از آن دور می مانند. در محیط کنترل شده می توان استفاده از آفت کش ها را به حداقل رساند یا از کنترل کننده های زیستی مانند حشرات شکارگر استفاده کرد.

علوم کشاورزی گام های مهمی در اصلاح نژاد گوجهها برداشته اند، محصولاتی با مقاومت بالا در مقابل امراض و آفات با طول عمر انباری بیشتر و طعم مطلوب تر نتیجه این تلاش هاست. در همین حال، آخرین روش های ژنتیکی و زیستی، درک ما را از گوناگونی ژنتیکی گوجه ها افزایش و فرآیند اصلاح نژاد را بهبود داده است. البته این روش ها همواره منتهی به اصلاح ژنتیکی گوجه ها نمی شود. برای آن که چنین اصلاحی صورت گیرد نیاز به به کار گیری ژن هایی از سایر گونه ها است مانند آن هایی که منجر به بالا رفتن محتویات ویتامینی در سیب زمینی های شیرین می شوند با استفاده از باکتری هایی که مقاومت در برابر قارچ ها را افزایش می دهند.

واقعا منظور ما از پایداری چیست؟ تلاش های زیادی برای تبیین تعریفی دقیق و سنجش پذیر از این واژه انجام شده است. واژه ای که اولین بار در گزارش برانتلند (۱۹۸۷). ضمن توضیحاتی در خصوص توسعهی منصفانه که معیشت نسل های آینده را به خطر بیندازد، برای نخستین بار وضع شد. ریشه ی این مفهوم به قرن نوزدهم و تلاش های علم جنگلداری برای یافتن میزان چوبی که میتوان از جنگل استخراج کرد بدون آن که به باروری آن در آینده صدمه ای وارد شود، باز می گردد. پس از آن، طی گفت و گوهای اجلاس زمین سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۲ و متعاقب آن اهداف توسعه ی هزاره به مفهوم «احترام به مردم، سیاره ی زمین و تمراتش» تکامل یافت. تعریف گزارش برانگلند همچنان در معرض تفاسیر گوناگون قرار دارد، چنانچه اخیر در سپتامبر ۲۰۱۵ برای اتخاذ اهداف توسعه ای پایدار»، توسط مجمع عمومی سازمان ملل مورد بحث و گفت و گو قرار گرفت.

از دیدگاه صرفا تخصصی، هدف تولید پایدار ایجاد توازن بهینه بین ورودی و خروجی تولید است که شامل عوارض جانبی ناخواسته مانند انتشار گازهای گلخانه ای، کوده مواد شیمیایی و آلودگی آب نیز می شود. تولید پایدار قوانینی درباره ی مقیاس با روش تولید تجویز نمی کند و منعی برای فناوری های خلاقانه که باعث بهبود نسبت ورودی ها و خروجی های تولید می شوند و هزینه های محیطی و اجتماعی را کاهش می دهند، ندارد؛ بنابراین پایداری به عنوان مفهومی مهم ما را مجبور به تفکر خارج از چارچوب های رایج می کند.

یک مثال خوب، طرز نگاه جدید است به زنجیره ی غذایی به عنوان آبشاری پیوسته از تولید که محصولات فرعی یا دور ریز در هر مرحله، ورودی فرآیندهای جدید میشوند مثلا سیب زمینی صنعتی را که تولیدکننده ی نشاسته است در نظر بگیرید (که متفاوت از سیب زمینی خوراکی است). در گذشته تمام محتویات آن به جز نشاسته ی درونش به رودخانه ها ریخته می شد که منجر به مشکلات اساسی در کیفیت آب و مرگ و میر ماهی ها می شد. اگرچه با اجباری شدن تصفیه ی فاضلاب ها مشکلات زیست محیطی آن مرتفع شد، اما همچنان بیشتر سیب زمینی دور ریخته می شد. امروزه بیشتر دورریزها مانند پروتئین ها و فیبرها مجددا به عنوان محتويات صنایع غذایی و خوراک دام مورد استفاده قرار می گیرد. همین طور، صنایع لبنی دریافته اند که آب پنیر باقی مانده از فرآیند تولید پنیر، مادهای ارزشمند برای محصولات حوزه غذا و سلامت است. گام بعدی در فرآیندهای غذایی معطوف به بازیابی مولکول های ارزشمند مانند آنزیم ها و مواد معدنی است که می توانند بدون استفاده از آب و انرژی مضاعف در صنایع غذایی مورد استفاده ی دوباره قرار گیرند.

آب موردنیاز برای کشت گوجه

در بهترین شرایط، تولید هر کیلوگرم گوجه  فقط نیازمند چهار تا شش لیتر آب است زیرا آبی که توسط گیاهان تبخیر می شود قابلیت جمع آوری و استفاده ی دوباره دارد. این در حالی است که مطابق مطالعات منتشر شده در ساینس دایرکت در سال 2015 میزان آب موردنیاز برای تولید همان یک کیلو گوجه در فضای باز یا گلخانه های روباز برابر با 60 لیتر است.

البته تفکر ما در مورد پایداری نباید صرفا محدود به بهینه سازی های فنی با کارآمدی بیشتر هزینه کردها باشد ابعاد فرهنگی نیز باید در نظر گرفته شوند. مصرف کنندگان شهری در ایالات متحده و سایر کشورهای متمول شاید همواره به جنبه های انسانی کشاورزی در مقیاس کوچک و سنتی واکنش منینی داشته باشند اما ما باید بر واقعیت های حال و آینده ی تولیدات غذایی تکیه کنیم. این باور که تنها کشاورزی در مقیاس کوچک و غیرمکانیزه و بدون استفاده از مواد شیمیایی احترام به تنوع زیستی است و سنت راهگشای آینده ی ماست، عقیدهای واهی و گمراه کننده است. در واقعیت، کشاورزی در مقیاس کوچک و بدون غنی سازی خاک و با محصولات تکساله با جرای بی رویه در مناطق گرمسیر، دلایل اصلی تخریب خاک و جنگل ها محسوب می شوند. واقعیت این است؛ کشاورزانی که تعدادشان روز به روز کاهش می یابد، مجبور خواهند بود ابر شهرهای در حال رشد مستمر را تغذیه کنند.

گام های بلند برای کشت گوجه

علوم کشاورزی گام های مهمی در اصلاح نژاد گوجه ها برداشته اند، محصولاتی با مقاومت بالا در مقابل امراض و آفات یا طول عمر انباری بیشتر و طعم مطلوب تر نتیجه این تلاش هاست.

در حال حاضر حدود ۵۷۰ میلیون مزرعه در سراسر جهان غذای بیش از هفت میلیارد جمعیت زمین را تولید می کنند که ۵۰۰ میلیون از آنها را مزارع خانوادگی تشکیل میدهد که اغلب آنها (۴۷۵ میلیون کمتر از دو هکتار وسعت دارند. مازادی که آنها تولید می کنند به س ختی می تواند جمعیت شهری در حال رشد را تغذیه کند. هر سال تعداد کشاورزان کاهش می یابد و متوسط سن آنها به سرعت رو به افزایش است. پسران و دختران کشاورزان در جست وجوی وعده های زندگی مدرن دسته دسته به شهرها مهاجرت می کنند و بیکاری را به کار پرمشقت و نامطمئن درون مزارع ترجیح می دهند. اگر بخواهیم محصولاتی پایدار و در مقیاس کوچک داشته باشیم، هزینه های گزاف آن را نه تنها مصرف کنندگان (که اغلب آنها خود گرفتار فقر مالی اند) که حتی کشاورزان نیز باید بپردازند.

نسل جدید کشاورزان نیازمند کمک برای افزایش بهره وری و کاهش سختی کار و اثرات منفی زیست محیطی اند. چالش کنونی بر سر حفظ محصولات سنتی نیست، بلکه بر سر حفظ سنت است از طریق تلفيق آن با پیشرفت های عظیم علمی و خلق سیستم هایی پایدار که بیشتر اهداف ما را برآورده کنند. شکل تحقق این امر وابسته به موقعیت های متفاوت اقتصادی و بوم ش ناختی خواهد بود؛ اما منابعی مانند آب، زمین و نیروی کار باید به ش کلی کارا استفاده شوند و دورریزها مانند برگ و ساقه های گوجه یا میوه های آسیب دیده باید به شکلی دوباره در زنجیره ی غذایی مورد استفاده قرار گیرند.

تشخیص این که کدام روش تولید گوجه پایایی بیشتری دارد، نیازمند تعیین اهداف شماست. گلخانه ها در مورد استفاده ی کار آمد از منابع انتخاب اول محسوب می شوند، هرچند که علی رغم اشکالات فنی، شاید ترجیح شما تنها سبزیجاتی باشد که در پرورش آن ها از کود شیمیایی استفاده نشده است و لذا شما محصولات ارگانیک را انتخاب می کنید. به بیان دیگر، پایداری همواره بده بستانی است بین جنبه های غیر قابل قیاس، این بدان معنی نیست که هیچ تفاوت حقیقی وجود ندارد؛ گوجه های گلخانه ای قطعا برای محیط زیست بهترند، همان گونه که سیستم های بسته بندی با سطح بالای فناوری.

نکته ی غیر منتظره در بحث پرورش گوجه آن است که سیستم های تولیدی با تکنولوژی بالا محصولاتی با بیشترین بازدهی و کمترین استفاده از منابع به ازای هر کیلو و همچنین کمترین هدر رفت تولید می کنند. شاید شما به کارایی با بازدهی بالا علاقه مند نباشید، اما مشکل آن است که بازدهی پایین در کشاورزی ارگانیک، زمین بیشتری برای تولید همان میزان محصول نیاز دارد. در نتیجه زمین های بکر و دست نخورده ی کمتری برای حفاظت باقی خواهند ماند، وانگهی، دقیقا به دلیل همین سرمایه گذاری بر کارایی است که زمان و فضای بیشتری برای پرداختن به حفظ طبیعت در اختیارمان قرار می گیرد.

اگر می خواهیم به کشاورزی و فرآوری مواد غذایی در مقیاس کوچک ادامه دهیم، باید بهایی را که در قالب هزینه های مصرف کننده، دسترسی به غذا، امنیت غذایی و زمین می پردازیم، شناسایی کنیم. کوچکی به خودی خود نه پایدار است و نه زیبا. شاید اقرار به این مطلب دلخواه ما نباشد، اما نوستالژی ما از زندگی بر پایه ی کشاورزی اساسأ محافظه کارانه است. این نوع نگاه، سرکوب کننده ی تفکر خلاق است. کمتر از پنج نسل قبل، پیش از چیرگی تجارت کشاورزی بر تولید محصولات غذایی، از هر ۱۰ نفره هشت نفر در معرض فقر و کمبود غذا قرار داشتند. این دوره ی تاریخ به خوبی و به طور خاص در رمان های چارلز دیکنز مستند شده است. صد سال پیش، طبق مطالعات جیووانی فدریکو برای مؤسسه ی یوروپین یونیورسیتی در شهر فلورانس، با عنوان رشد محصولات کشاورزی جهان، هر کشاورز در اروپا و ایالات متحده توانایی تأمین غذای کمتر از ۲۰ نفر را داشت، رقمی که اکنون ۱۰ برابر افزایش یافته است.

مثلا در مورد گوجه می دانیم که جزو اقلام کمیاب در رژیم غذایی مردم اروپای شمالی و آمریکا در نیمه ی اول قرن پیش بود و کاملا محصولی فصلی به حساب می آمد. اگرچه اولین گوجه ها از آمریکای مرکزی در اواخر قرن شانزدهم وارد اروپا شد، اما زمانی در همه جا فراگیر شد که سربازان آمریکایی برای خدمت نظامی به ایتالیا آمدند و گوجه های محلی را مصرف کردند و با خود به عنوان خوراکی محبوب به کشورشان بردند که بیشترین استفاده ی آن در سس پیتزا و پاستا بود. تجارت، گلخانه های مدرن و معرفی انواع جدیدی از این میوه، متعاقبا میزان تولید و دسترسی به آن را افزایش داد.

پیشرفت علمی در قرن گذشته هزینه هایی نیز به بار آورده است. از آن جمله، تغییر و گاهی تخریب زیست بوم های زمینی و دریایی بر چرخه های زیستی زمینی شیمیایی مانند سیستم های آب و هوایی نیز تأثیر گذاشته است و نقش مستقیمی در مشکلات مربوط به زیست حیوانات و شرایط نیروی کار داشته است؛ اما علم و فناوری های نوین می تواند به حل این مشکلات کمک کند و چنین هم خواهد کرد. همین حالا، بیشترین بهایی که ما برای موفقیت های گذشته مان می پردازیم، رشد فاصله است بین کشاورزی و درک عمومی از این که مواد غذایی چگونه به سفره های ما می رسند. از فضای کسانی که بیشترین سود را از پیشرفتهای علمی و رشد ثروت می برند، بیشترین تردید را برای سودمندی آنها در آینده دارند.

استفاده از کودهای شیمیایی و آفت کش ها به شدت در همه ی اقتصادهای پیشرفته کاهش پیدا کرده است و مواد سمی موجود در محصولات نیز همین طور. اکنون ما به طور متوسط فقط با ۱۰ درصد آفت کش هایی که در گذشته استفاده می کردیم به بازدهی چندین برابری نسبت به ۴۰ سال پیش دست یافته ایم. حال آن که در سیستم های بسته ی مورد استفاده در گلخانه های نوین اساس نیازی به آفت کش ها نیست.

استفاده از مواد شیمیایی، در بیشتر مواقع، همچنان مترادف تخریب محیط زیست قلمداد می شود. این تصور نادرست منجر به رویگردانی مردم از علم و فناوری خواهد شد. ما نمی توانیم به سیستم های کشاورزی معیوب قرون گذشته بازگردیم که قحطی و مشکلات برداشت محصول را با خود به همراه داشتند. ما باید علم و ابداع را هر چه بهتر تحت کنترل بگیریم تا قادر به تأمین مواد غذایی برای بیش از ۹ میلیارد انسان غالبأ شهر نشین تا سال ۲۰۵۰ باشیم و در این مسیر باید مواد غذایی و محصولات کشاورزی دو برابر شوند.

موفقیت های گذشته نباید ما را راضی نگه دارد. چالش ها چند برابر شده اند. ما احتیاج به سیستم های غذایی پایدار، انعطاف پذیر و کارآمد در مصرف منابع داریم. با تمرکز بیش از دوسوم جمعیت جهان در شهرها، نیاز به نیروی کار کارآمدتر و ماشینی شده به شدت محسوس است. امنیت غذایی در تمام زنجیره ی مواد غذایی و به خصوص در محصولات حیوانی باید به شدت تحت نظر قرار گیرد.

پایداری تا حد امکان نیازمند چرخه های بسته است و این یعنی جایگزینی منابع غیر قابل بازیافت و همچنین کاهش انتشار گازهای گلخانه ای؛ و تنها کشاورزی دقیق مبتنی بر دانش زیستی، سیستم های اطلاعات جغرافیایی و فناوری اطلاعات قادر به دستیابی به این مهم است.

اگر چه اجرای چنین کاری به نظر دلهره آور می رسد، اما انجام آن با فناوری کنونی کاملا عملی است، به شرط آن که اقتصاد مناسب، سیاست گذاری و مشوق های قانونی نیز وجود داشته باشند. این بدان معناست که علم و نو آوری به تنهایی و بدون تعامل جامعه در فرآیند توسعه ی دانش، قادر به تولید راه حل مناسب نیست.

هر سال تعداد کشاورزان کاهش می یابد و متوسط سن آن ها به سرعت رو به افزایش است. پسران و دختران آن ها در جست و جوی وعده های دزندگی مدرن دسته دسته به شهرها مهاجرت می کنند و بیکاری را به کار پرمشقت و نامطمئن درون مزارع ترجیح می دهند.

منبع : مجله اقتصاد