فناوری های نو و یافته های نو در تاریخ و باستان شناسی، عصرحجر، عصرآهن عصر مرغ!

کلاب دانستنیها

در جریان بررسی های زمین شناسی که یک متخصص انگلیسی به نام «کرایزبنت» از دانشگاه «لستر» در مورد بعضی سایت های باستانی در حومه لندن انجام داده، نتایج شگفت انگیزی درباره تغییر شکل مرغ ها که به مرور زمان و بی دست انسان ها ایجاد شده، به دست آورده که در این فرصت بخشی از آن را با هم مرور می کنیم.

عصر مرغ

«کرایز بنت» می گوید: «فرهنگ های گمشده در دوران باستان بیشتر با اشیا و کالاهایی که از خود بر جای گذاشته اند، شناخته می شوند. به عنوان مثال مردم و سکته باستانی دوران نئولیتیک در اروپا به نام «Corded Ware» شناخته می شوند و این به دلیل کشف سفال های خاص این مردم با تزئینات منحصر به ‌فرد آن از سوی سکنه این منطقه بوده است. اکنون اگر برای انسان های امروز نیز باستان شناسان در آینده بخواهند نامی انتخاب کنند، احتمالاً ما باید به عنوان مردمان «عصر مرغ» شناخته شویم.»

به نظر می رسد که اهلی کردن مرغان و تکثیر جوجه های خانگی نشانه ای از سکونتگاه های ما برای باستان شناسان آینده باشد که با آثار و شواهدی که بر جای می ماند به وضوح فریاد می زنند: «انسان ها در اینجا می زیسته اند!»

طبق تحقیقات انجام شده، نه تنها وزن مرغ ها نسبت به وزن نوع وحشی آن افزایش یافته بلکه وزن تمام پرندگان اهلی شده هم افزایش یافته که نشانه ای متمایز از صنعتی شدن کشاورزی است که برای باستان شناسان آینده از مشخصات موجود در استخوان این مرغان قابل ‌تشخیص خواهد بود. کرایزبنت، محقق این پروژه جدید باستان شناسی در سایت های حومه لندن می گوید: «این تنها یک نمونه است که ما انسان ها چگونه کل بایوسفر را به تناسب نیازهایمان به‌ عنوان انسان تغییر داده ایم.» وی که این تیم تحقیقاتی را رهبری می کند، می افزاید که استخوان ها و فسیل موجود از استخوان این مرغ ها ممکن است نشانه ای از یک دوره جدید در تاریخ زمین شناسی باشد.

دوره ای که ما در آن به سر می بریم

آخرین دوره زمین شناسی «کواترنری» (Quatemary) است و ما هنوز در دوران کواترنری به سر می بریم. این دوران پس از دوره «ترشیاری» حدود دو میلیون سال پیش، یعنی زمان ظهور اولین انسان ریخت ها (hominids) است. قبل از پایان یافتن دوره ترشیاری انسان ها از سنگ استفاده می کردند. پیش از دوره ترشیاری نیز دوره «کرتاسه» و قبل از آن دوره «ژوراسیک» بود یعنی همان وقتی ‌که همه دایناسورها زمین را در سلطه خود داشتند. پس از پایان دوره توشیاری (Tertiary)، دایناسورها از بین رفتند و زمین مکانی شد که در آن پستانداران به راحتی می توانستند تکامل پیدا کنند. کرایز بنت در این بررسی ها با مطالعه استخوان های مرغ که از حفاری در سایت های باستان شناسی به دست آمده، ابتدا کوشیده است مشخص کند که چگونه «مرغ ها» به ‌مرور زمان و به دست انسان ها دچار تحول شده اند. سپس به این نتیجه رسیده است که مصرف مرغ در چنین سطح گسترده ای در کنار شواهدی چون عناصر رادیواکتیو ناشی از انفجار بمب های اتمی، آلودگی های کربنی شدید ناشی از نیروگاه ها، انتشار و رسوب ذرات پلاستیکی، آلومینیومی و بتنی، وجود مقادیر زیادی فسفر و نیتروژن در خاک به واسطه استفاده از کودهای شیمیایی قوی ترین نشانگرهای آغاز دوران جدید زمین شناسی یعنی «انتروپسین» (Anthropocame) هستند. بسیاری از دانشمندان با این دیدگاه مخالف اند اما کرایز بنت معتقد است که فراوانی استخوان مرغ به دلیل صنعتی شدن تولید گوشت مرغ در سراسر زمین، احتمالاً فسیل های دوران بعدی زمین شناسی را هم تشکیل می دهند.

مرغ ها،فاتحان زمین

بنت که یک زمین شناس است در شرایطی تلاش برای یافتن نشانه هایی از عصر جدیدی در تاریخ زمین شناسی است که عصر یا دوره «آنتروپوسین» ( Anthropocene) به عنوان عصر کنونی در تاریخ زمین شناسی همچنان از نظر بعضی پژوهشگران مورد بحث و مناقشه است.

آنتروپوسین Anthropocene پیشنهادی برای آغاز یک عصر جدید است. دورانی که شاخصه آن، سلطه بشر و نفوذ فعالیت های انسانی در محیط زیست و اقلیم، اکوسیستم و ساختار زمین شناختی سیاره است، تاکنون کمیسیون بین المللی چینه شناسی و اتحادیه بین المللی زمین شناسی که مسئول تعریف دوره ها، سن و دسته بندی تاریخ زمین است، آن را به عنوان یک اصطلاح، یا به عنوان بخشی از دوران زمین شناختی به رسمیت نشناخته اند.

اصطلاح آنتروپوسین نخستین بار از سوی دانشمندان شوروی در اوایل دهه ۱۹۶۰ برای اشاره به کواترنر یعنی جدیدترین دوره زمین شناسی استفاده شد. در سال ۱۹۸۰ از سوی یک دانشمند بوم شناس مطرح و بعدها از سوی دانشمند شیمیدان «پاول گروتزن» محبوبیت بیشتری یافت. او رفتارهای بشر را در سده های اخیر چنان وسیع و خصوصاً بر اتمسفر زمین قابل ‌ملاحظه می دید که معتقد شد این تحولات شاید آغازی بر دوران زمین شناختی جدیدی باشد. در دی ماه ۱۳۹۵ مقاله ای در نشریه «ساینس» که در اصل مطالعه ای روی آثار جوی، بیولوژیک و ژئوشیمیایی فعالیت های بشر روی هسته های یخ بود، میانه قرن بیستم را به عنوان آغاز دوره انتروپیسن پیشنهاد کرد. دوره ای جدید که باید از دوران «هولوسن» جدا قلمداد شود. تا قبل از انقلاب صنعتی در قرن ۱۸ تغییرات محیطی ارتباطی به رفتار انسان نداشتند و نتیجه تغییرات درازمدت طبیعی مانند تغییر در انرژی خورشیدی یا فعالیت های آتش‌فشانی بودند اما با شروع انقلاب صنعتی رفتار انسان باعث تخریب محیط زیست شده است. آنتروپوسین دورانی است که در آن فعالیت های انسان باعث شده توانایی کره زمین برای نظم بخشی به خود در معرض خطر قرار گیرد.

 

 

ردپای تحولات زمین شناختی

زمین شناسان از دو معیار مشخص برای تقسیم بندی دوران تاریخی استفاده می کنند. یکی وجود رد پا یا آثار آشکار تغییرات دراز مدت در مواد معدنی این دوران و دیگری آثار تغییرات سریع و کوتاه مدت جهانی.

برای تعریف یک دوره جدید زمین شناسی باید نشانه ای جهانی وجود داشته باشد که آیندگان بتوانند از بقایای آن آغاز دوره را تشخیص دهند، برای نمونه انقراض دایناسورها در حدود ۶۶ میلیون سال پیش در پایان دوره کرتاسه به واسطه نشان طلایی رسوبات ایریدیوم فلزی در سراسر جهان تعریف می شود که به واسطه برخورد یک سیارک با زمین ایجاد شده است.

زمین شناسان این نوع مواد رسوبی و لایه ای را که نشانه های تغییر و تحولات بنیادین در هر دوران دارد، به عنوان نشانه پایان یک دوره و آغاز دوران بعد می دانند.

بعضی متخصصان معتقدند، انسان در سه قرن گذشته و با انقلاب صنعتی نخستین آثار یا رد پای خود را در عصر با دوران جدید آغاز کرد. انسان در سه قرن گذشته با چنان سرعت و گستردگی به ساخت انواع ترکیبات مصنوعی و ماندگار دست زده که هرگز در تاریخ طبیعی رخ نداده است.

موادی چون سیمان، پسماندهای به جا مانده از معدن کاوی انواع فلزات، مس، اورانیوم و دیگر فلزات و مواد معدنی که آثار مستقیم ناشی از فعالیت انسان بر محیط زیست و طبیعت است، از جمله این مواد مصنوعی ماندگار است.

وجود این مواد در ساختار طبیعت به صورت ذرات ریز یا مواد رسویی در همه جا از دریا و اقیانوس ها گرفته تا هوا، سنگ، خاک و حتی در بدن جانوران خشکی، دریایی و حتی در بدن انسان دیده می شود. در واقع رد پای این تحولات بی سابقه است. بنت می گوید: «هر چند که آنتروپوسین به عنوان یک دوران زمین شناختی رسماً تصویب نشده و این روند همچنان تا سال ها ادامه خواهد داشت اما نشانه هایی وجود دارد که ممکن است به عنوان شاخصه های این عصر در گزارش هزاره قابل مشاهده باشد. به عنوان مثال دانشمندان در سال ۲۰۱۴ طبق گزارشی خبر از کشف یک صخره دادند که ترکیبی از گدازه و پلاستیک ذوب شده، موسوم به (plastiglomerate) بود. ماده ای که از مواد پلاستیکی به دست می آید و در بعضی از سواحل رها می شود. محققان همچنین اظهار داشتند که بعضی رسوبات می تواند نشانه های دیگری از جامعه و دوران پسا صنعتی را در خود حفظ کند از جمله رسوبات سرب یا مواد جانبی به دست آمده از بنزین و گازوئیل که نتیجه سوختن سوخت های فسیلی است. همچنین نیتروژن که ناشی از مصرف کودهای شیمیایی است. در این ‌بین، بعضی محققان معتقدند که مرغ ها نیز می توانند بخشی از این نشانه های ترکیبی از جهان امروز برای محققان فردا باشند.

بنت می گوید: «با افزایش جمعیت مرغ ها، جمعیت انسانی نیز افزایش می یابد و به همان اندازه نیز بر مقدار مواد پلاستیکی که مصرف می کنیم و میزان سوخت های فسیلی که می سوزانیم، افزوده می شود. بنابراین زمان بندی مناسبی است با آنچه دانشمندان در جست و جوی آن به عنوان مرز مشخصی از دوران زمین شناختی آنتروپوسين هستند. دورانی که از دهه ۱۹۵۰ آغاز می شود.»

بقایای مرغ؛ شاخص فسیلی دوران انتروپسين کرایز بنت می گوید: «یکی از الزامات کلیدی برای تعیین هر دوره یا عصر زمین شناختی آن است که دارای فسیل های شاخص یا (index fossil) باشد. فسیل های شاخص، فسیل هایی هستند که هر جایی در عصر خاصی از تاریخ زمین قابل کشف هستند و در عین حال به اندازه کافی منحصر به فرد باشند که سبب تفاوت روشنی میان این دوره با دوران بعد و قبل از آن ایجاد کند.»

جوجه ها ممکن است فقط شاخص فسیلی برای عصر زمین شناسی آنتروپوسين باشند. در واقع آمار و ارقام به وضوح داستان این دوره را این گونه شرح می دهند؛ در این عصر حدود 4/21 میلیارد مرغ اهلی در روی زمین زندگی می کردند و این رقم به معنی آن است که تعداد مرغ ها از تمام دیگر پرندگان در روی زمین بیشتر است. وزن ترکیبی آن ها یا در اصطلاح «توده زیستی» آن ها حدود ۱۱میلیارد پوند برابر با پنج میلیارد کیلوگرم برآورد شده است. جوجه ها در سراسر جهان یافت می شوند و تنها در سال ۲۰۱۴ بیش از ۶۲ میلیارد از این مرغان از سوی انسان ها مصرف شده است. بنت و همکارانش می گویند که بسیاری از استخوان های مرغ در زمین های دفن زباله جای گرفته اند و از آنجا که این مناطق اساساً محیط هایی با سطح اکسیژن ضعیف هستند. بنابراین مواد آلی دفن شده تا حد زیادی از خطر پوسیدگی در امان می مانند به این معنا که بقایای مرغ های مصرف شده، احتمالاً به صورت یک رکورد فسیلی حفظ خواهند شد.

مرغ هایی که جوجه هیولا شده اند

اگر نسل باستان شناسان آینده واقعاً بقایای فسیلی شده مرغ های مصرف شده امروزی را پیدا کنند. آن ها احتمالاً به سرعت متوجه می شوند این جانوران که کشف کرده اند محصول طبیعت نبوده اند. بنت و تیم همکارانش در این پروژه تحقیقاتی استخوان های پا متعلق به مرغ هایی را که در یک پایگاه داده های استخوان حیوانی در لندن به دست آورده اند، تجزیه و تحلیل کردند، قدمت این استخوان ها به دوران اواخر امپراتوری روم باز می گردد که از ۴۳ پس از میلادی شروع می شود. این تحقیقات نشان می دهد که جوجه مرغ های قدیمی تر همه همانند اجداد وحشی شان، «مرغ جنگلی سرخ» کوچک بودند.

مرغ جنگلی سرخ (نام علمی: Gallus gallus) نام یک گونه از مرغ ها از گونه بومی آسیای جنوب شرقی است و نیای مرغ اهلی محسوب می شود که امروزه غذای عمده انسان هاست. این پرنده حدود پنج هزار سال پیش اهلی شد و (با کمی دورگه سازی با مرغ جنگلی خاکستری) فرزندان آن به مرغ و خروس خانگی تبدیل شدند.

در حدود سال ۱۳۴۰ محققان دریافتند که جوجه های اهلی شده کمی سنگین و قوی تر از گونه وحشی شده اند که احتمالاً این امر نتیجه تجارب ناشی از پرورش انتخابی این مرغ ها در آن زمان بود.

مرغ هایی که جوجه هیولا شده اند

در حدود سال ۱۹۵۰ اندازه گیری های انجام شده روی استخوان مرغانشان داد که مرغ ها واقعاً تغییر کرده اند. به گونه ای که استخوان پا در مرغ های امروزی سه برابر بزرگ تر از مرغ های قرمز وحشی شده و از نظر طول نیز دو برابر قد داشته اند. یک مرغ امروزی دست کم چهار تا پنج برابر همین گونه از مرغ ها در سال ۱۹۵۷ میلادی شده است.

بنت می گوید: «این واقعاً شگفت‌انگیز است! زیرا جوجه هیولاهای امروزین تصادفی بزرگ نشده اند. آن ها نتیجه رقابت شدید فروشگاه ها و مراکز پرورش مرغ به نام «مرغ های فردا» در سال ۱۹۴۸ میلادی هستند که بر سر پرورش مرغ هایی که سریع تر و بیشتر رشد می کنند، با هم رقابت شدیدی داشتند. امروزه مرغ ها با جوجه های گوشتی چنان به سرعت رشد می کنند که استخوان هایشان بسیار بیشتر از همتایان وحشی شان متخلل و پر از منفذ است.»

به گفته بئت و همکارانش این مرغ ها فقط به مدت هفت هفته زندگی می کنند و اگر بیش از این مدت زنده بمانند، شرایط خوب و سالمی نخواهند داشت.

بنت می گوید که ژئوشیمست های آینده همچنین از طریق مطالعه مولکول هایی که ساختار استخوانی مرغ ها را شکل داده، می توانند رژیم غذایی ما انسان های امروز را تشخیص دهند و اگر آن ها توالی ژنی و DNA استخراج شده از فسیل های استخوان مرغ را دنبال کنند، شاهد بعضی تغییرات و گوناگونی در بعضی ژن ها خواهند بود که چیزی شبیه به جهش ژنتیکی است که به مرغ های اهلی امکان می دهد به جای تخم گذاری فصلی، بتوانند در تمام طول سال تخم گذاری کنند.

از نظر دانشمندان نشانه های متعددی وجود دارد که می تواند به عنوان نمادی طلایی و شاخص بر آغاز عصر تازه ای بر سیاره زمین باشد. آلودگی های کربنی شدید ناشی از نیروگاه ها، آلودگی های ذرات پلاستیکی، آلومینیومی و بتنی از این ‌دست است اما در کنار همه این شواهد، بررسی های یاد شده، با توجه به وسعت مصرف مرغ در رژیم غذایی انسان، این پدیده را به تنهایی به عنوان یک نشان طلایی برای آغاز دوران آنتروپوسین می داند. اکنون سؤال این است که آیا این شواهد در کنار انبوه استخوان مرغ، خبر از آغاز دوران ششم انقراض گونه ها در تاریخ هفت صد میلیون ساله حیات روی زمین می دهند؟

نویسنده : میترا اسد نیا / منبع مجله دانستنیها