سریال «مینو» چقدر باورپذیر است؟ جنگ و عشق!

کلاب جوان

جنگ و عشق با هم پیوند دیرینه ای دارند؛ عشق هیچگاه قدرت این را نداشته است که جنگی را پایان بدهد. عشق و جنگ درام های نانوشته ای است که همیشه و همیشه برای آدمی در طول تاریخ شنیدنی بوده است. این بار «مینو» از عشق های آدمی می‌ گوید. عشق به وطن، فرزند، پدر و تمامی عشق هایی که یک انسان در زمین تجربه می‌ کند.

«مینو» با نام «آشوب» پیش تر در زبان ها افتاد. اما هم نامی این سریال با سریال شبکه نمایش خانگی موجب شد نام «مینو» برای آن انتخاب شود. این مجموعه ابتدا برای سه فصل نگارش شده بود که با توجه به تامین نشدن بودجه مورد نیاز و با تصمیم مدیران سیما به یک سریال تک فصلی مبدل شد.

این سریال اولین تجربه امیرپوروزیری در قامت کارگردان تلویزیونی است. در کارنامه او تجربه ساخت چند فیلم داستانی و یک مستند بازسازی شده داستانی به نام «در محاصره» دیده می ‌شود. پوروزیری مینو را این گونه توصیف می کند: «قصه این مجموعه جاسوسی، عاشقانه و جنگی است و ساخت چنین قصه ای به طوری که باورپذیر جلوه کند کار راحتی نبود.»

سلمان فرخنده، عباس غزالی و مهدیه نساج سه بازیگر اصلی این مجموعه تلویزیونی هستند که به ترتیب نقش های عماد، رضا و مینو را بازی می ‌کنند. عماد جاسوسی ایرانی – عراقی است که پس از عشق نافرجام خود، هنگام ماموریت در خرمشهر، دلباخته مینو می ‌شود. غزالی که طی سال ‌های گذشته در آثار مختلفی، نقش های متنوعی را بازی کرده و هنوز خاطره خوش بازی اش در مجموعه «وضعیت سفید» (حمید نعمت الله) در یاد مخاطبان آثار تلویزیونی مانده، با ایفای نقش رضا در سریال «مینو»، خوش درخشیده و موفقیت دیگری را در کارنامه هنری اش ثبت کرده اما شخصیت اصلی که سریال نام او را یدک می‌ کشد – با بازی مهدیه نساج، بازیگری که بیشتر در عرصه تئاتر فعال بوده اعتبار و آبروی ویژه ‌ای برای نتیجه نهایی کار پدید آورده است. «مینو» سریالی است در مورد مجاهدت زنان در زمان اشغال خرمشهر که بازیگر زن اصلی آن به خاطر شغل خود مجبور می شود در خرمشهر بماند. به جرئت می توان گفت این سریال دست به ساختارشکنی زده و از بازیگرانی پرکار و به اصطلاح سلبریتی تلویزیون استفاده نکرده – که اولین انگیزه مخاطب عام جعبه جادو برای تماشای سریال است – اما هر چقدر که پیش می‌ رود مسئله بازیگران کم رنگ می شود و بازی ها مهم و چشم نواز می شود.

نکته دیگر که شاید سوال برانگیز باشد مسئله زبان، لهجه و گویش بازیگرهاست. قصه در خرمشهر سال ۱۳۵۷ رخ می‌ دهد و روایتگر اتفاق های تاریخی پس از انقلاب و آغاز جنگ تحمیلی است. در «مینو» شاهد زبان های مختلف هستیم؛ بعضی ها فارسی صحبت می کنند و بعضی ها به زبان و لهجه مردم جنوب کشور. این عدم تعهد به زبان های بومی هر دیار، در گام نخست شاید خوشایند با ذائقه بیننده نباشد اما بازی ‌های خوب و کارگردانی درست باعث می شود بیننده به مسائل ریز «اهمیت» ندهد و قصه و اتفاق‌ های حول محور سریال را پیگیری کند.

با تمام محدودیت ‌ها اگر مجموعه ای تلویزیونی ساخته می شود بهتر است بی عیب باشد و از تمام ظرفیت‌هایش به درستی استفاده شود؛ مثل کارشناس زبان. گرچه این سریال با کمترین هزینه ساخته شده، اما این قبیل موارد برای بیننده اهمیت را دارد و به دنبال دیدن یک سریال بی نقص از رسانه ملی است.

فارغ از بازی های خوب و کارگردانی قابل تحسین امیرپوروزیری، طراحی صحنه و بازسازی صحنه های تاریخی را هم می ‌توان به عنوان یکی از امتیازهای سریال برشمرد. با توجه به تغییرات گسترده، شهرسازی و معماری در این ۴۰ سال، گروه طراحی صحنه به خوبی توانسته اند از پس طراحی خرمشهر سال های دور بر آیند. لوکیشن ‌هایی چون شهرک سینمایی دفاع مقدس، شهرک غزالی، بوستان ولایت، خرمشهر و آبادان از مکان های مهم تصویربرداری سریال «مینو». این گروه کار بازسازی صحنه های تاریخی را به درستی و دقیق انجام داده اند تا افرادی که آن دوره تاریخی را از نزدیک شاهد بوده‌ اند برایشان باورپذیر باشد و «مینو» را سریالی ماورائی و دور از ذهن تصویر نکنند.

جدا از بحث های تکنیکال، نویسندگی این مجموعه برعهده گروه نویسندگی بوده؛ چیزی که پیش تر در سریال های طنز شاهد آن بوده ‌ایم. «مینو» را گروهی سه نفره متشکل از علی دلگشایی، سلمان فرخنده و احسان فکا نوشته اند. نویسندگی گروهی در کارهای ملودرام همیشه جوابگو نبوده اما این گروه به خوبی از پس آن برآمده اند تا جایی که به عنوان بیننده شاهد چند زبانی در این سریال نخواهیم بود. این اثر ثابت کرد در آثار درام هم می ‌توان اثری گروهی خلق کرد.

اما برگ برنده این سریال، تیتراژ انتهایی آن با صدای مازیار فلاحی است که بارها دانلود شده و عوامل «مینو» می ‌توانند بیشتر از همه موارد دخیل در یک سریال، به تیتراژ خود ببالند. به انتخاب درستی که در شعر، ترانه و خواننده داشته است.

در مجموع ساخت سریال ‌های ارزشی در ژانر دفاع مقدس التیام بخش و یادآور هشت سال دفاع جنگی باشد که به اجبار به این مردم نازنین تحمیل شد و هنوز هم زخم های آن بر جان و تن شهر، کشور و مردم باقی مانده است. باید برای رشد کمی و کیفی سریال های دفاع مقدس تلاش کرد و انگیزه ‌های سازندگان را نادیده نگرفت تا در خاطره ها و یادها رشادت‌ ها بماند و این امر میسر نمی شود جز با هنر هنرمندان.

نویسنده : فاطمه آذری / منبع : مجله جوان