گفت و گو با جری رابینسون، خالق کمیک های معروف آمریکایی

کلاب دانستنیها

لذت رنگ آمیزی با خلق داستان های مصور

بین ژانویه ۲۰۰۷ تا ژوئن ۲۰۱۵ با خالقان متعدد کتاب های کمیک گفت و گو کردم. کسانی که هر کدام سبک بصری خود را در داستان های گرافیکی برای نسل های آینده به وجود آوردند. آن ها همیشه در حال رقابت با هم بودند و شخصیت های برساخته شان هنوز هم محبوبیت زیادی در دنیا دارد.

نخستین پرسشی که در این باره به ذهن می‌رسد، این است که چگونه این امکان دست می دهد که بتوانیم با یک موجود افسانه ای صحبت کنیم؟ در گفت و گو با چری رابینسون هم این پرسش در ذهنم بود. خالق بتمن، جوکر و پسر شگفت انگیز عملاً از همان ابتدای کارش علاقه مند به آموزش به دیگر هنرمندان نیز بوده است، گفت و گوی من با او قبل از این‌ که سروقت نوشتن بروم، طی مقاله ای که برای مجله Back Issue نوشتم، انجام شد، جری مهربان بود و شما با خواندن این گفت و گو به خوبی این مهربانی را در وجود او می بینید. او در جریان این گفت و گو که در تاریخ ۲۹ دسامبر ۲۰۰۷، یعنی کمتر از چهار سال قبل از مرگش انجام شد، یک نسخه از زندگینامه خود را به من فکس کرد که در آن بیشتر به توصیف کارهایی پرداخته بود که از نوجوانی انجام داده است. با این حال، آن برگه فکس شده، به نظرم ستد آموزنده ای است و فکر می کنم که شما هم بد نظرم موافق باشید.

بر اساس آنچه درباره ریشه های صنعت کتاب های مصور فرا گرفته ام، دیدم بسیاری از سازندگان خالقان این کتاب ها یهودی تیارند مانند استنلی، جری سیگل، جوشوستر، باب کین، جک کربی و دیگران. چرا؟

بله، درست است اما آن ها خیلی زود خود را با اقوام مختلف پیوند دادند. ضمن این‌که دیگرانی هم بودند مثل روسوس که به عنوان دستیار من استخدام شده و یونانی بود، چهار نفر از نزدیک ترین همکاران و دوستانم هم ایرلندی بودند و از کاتولیک های ایرلند. همه آن ها سازندگان برجسته ای در این زمینه بودند. من نزدیکی بسیاری با افرادی از ملیت ها و اقوام مختلف داشتم. از مجارستان گرفته تا آسیای شرقی و جاهای دیگر، همه آن ها از پدید آورندگان برجسته آثار مصور محسوب می شوند و همه آن ها این توفیق را به دست آوردند که به سبک خاص خود برسند. در واقع مکانی که آن ها این کارها را در آن انجام می دادند بسیار مهم بود. مهم تر از قومیت، تبار و مذهبشان.

همینطور است. خواستم بگویم که حضور آنها از عصر طلایی تا عصر نقره ای ادامه داشت؛ وگرنه همانطور که می گویید گروه های قومی و مذهبی دیگری هم بودند.

بله، خیلی از آن ها در مدارس و دانشگاه های بزرگ آمریکا تدریس می کردند، مثل تدریس به دانشجویان هنر در نیویورک در برونکس که در آن حدود سه یا چهار سازنده اولیه حضور داشتند. مثل بیل فینگر، باب کین و …

بله و این قابل ملاحظه است.

اتفاقاً یکی از آن ها که یهودی نبود، فردی بود که با  من همکاری نزدیک داشت. او بعضی از جلوه های فوق‌العاده سوپرمن و دیگر ویژگی ها را انجام می داد. بقیه از فرهنگ یهودی بودند. تحقیقات نشان داد که دلایل مختلفی وجود دارد. دلایلی که در بعضی از رشته های دیگر با گروه های قوی دیگر هم به چشم می خورد. پس نباید تعجب آور باشد. کسانی که در حرفه ما یهودی بودند، بسیاری شان از یهودیان نسل اول یا دوم محسوب می شدند که از اروپا آمده بودند این مهاجرت فقط مختص یهودی ها نبود. بسیاری از ملت ها و اقوام دیگر هم بودند که از آزار و اذیت و فقر فرار می کردند، در بین همه آن ها شما تعدادی از روشنفکران و هنرمندان را می دیدید از جمله در بین یهودیان، بسیاری از آن ها بعدها در نیویورک معلم شدند. بسیاری هم وارد حوزه کار کتاب های مصور شدند و به بعضی از این پیشگامان این صنعت آموزش دادند.

 درست است. آن هم با سرمایه‌گذاری کم.

بله، با سرمایه‌گذاری کم، بنابراین یک ترکیب بسیار خوب به وجود آمد، زمانی که آن ها در سال ۱۹۳۶ شروع به کار کردند، کارهای اصلی را فقط برای مجلات خود خریدند، هنگامی ‌که سوپرمن در سال ۱۹۳۸ به آنجا رسید، آن ها به طور جدی به دنبال مواد اولیه بودند. آن ها از شکل کاری که تا آن زمان وجود داشته خسته شده بودند.

این‌ یک روند تکاملی است و به نظر می رسد همان کاری است که در روزهای اولیه همه شما انجام می دادید. این دوره رو آوردن به کتاب های کمیک برایتان چگونه دوره ای بود؟

دشوار بود. تا قبل از آن هیچ ‌وقت چنان دوره ای را ندیده بودم. هرگز در مورد آن فکر نکردم. به دانشگاه کلمبيا رفته بودم تا روزنامه‌نگار و نویسنده شوم، بنابراین هیچ دوره هنری مرتبطی را تا آن زمان تجربه نکرده و نگذرانده بودم. یک جور استثنا در مورد من اتفاق افتاد. وقتی اولین بار برای باب کار کردم تصور می کردم باید چیزی در مورد کارتونینگ یاد بگیرم. بنابراین رفتم و در یک کلاس هنری ثبت نام کردم. به یاد داشته باشید که مدرسه در ساختمان فلتيرون بود که یک ساختمان تاریخی معروف در مرکز شهر نیویورک است. آن ها کار خود را طی چند روز روی دیوار به عنوان نمونه آغاز کردند، خیلی زود فهمیدم که می توانم هر چیزی را کپی کنم. هماهنگی خوبی بین چشم ها و دسته ایم داشتم اما با این حال خلاق نبودم. آن ها دوره هایی برای آموزش کار تونینگ نداشتند، تصور می کردم حالا که آن ها دوره ای برای آموزش به من ندارند و کارشان را روی دیوار به عنوان نمونه انجام می دهند، پس هیچ چیز در این باره نمی فهمم. نمی توانستم چیزی یاد بگیرم و این مرا دلسرد می کرد. در نهایت تصمیم گرفتم از خبرش بگذرم، یعنی کار را ترک کردم. در واقع این تجربه ای بود که قرار بود جای آموزش من در مدرسه هنر را بگیرد. آنجا در واقع مدرسه هنر من بود.

تا چه اندازه با این ایده موافقيد که کتاب های کمیک از کتاب های منحصر به ‌فرد آمریکایی است؟

واقعاً درست است، حداقل سه یا چهار نفر از مهم ترین ناشران در کار تجارت چاپ بودند. آن ها لیتوگراف ها و چایچی هایی بودند که به کمیک به چشمی دیگر نگاه می کردند، درست همانطور که چاپ مجدد (Good Housekeeping) انجام شد. در سال ۱۹۳۴ کمیک ها را به عنوان راهی برای حفظ سودآوری تجاری می دانستند، آن ها محتواها را خریداری می کردند.

بعضی از آن ها را دیده ام و بسیار منحصر به ‌فرد است.

خودم هم نمی دانم چرا چطور به سمت انجام این کار کشیده شدم؟ از دوران کودکی خواننده ای مشتاق بودم و به همین دلیل خواندن کتاب های متعدد، مثلاً ماجراهای رابین هود از علایق و سرگرمی های محبوبم بود. ماجراهایی که باعث شد من از تام رابین و لباس او الهام بگیرم. من حرف R در جلیقه رابین را به عنوان مقابله با خفاش در قفسه سینه بتمن استفاده و بعد خیلی زود شروع به نوشتن داستان های کامل آن کردم.

یعنی شما بیش از این‌که آموزش ببینید،  یک جور خودآموزی داشتید.

بله دقیقاً مطالعات زیادی در این زمینه انجام دادم و زحمات بسیار دشواری را متحمل شدم. تلاش های زیادی انجام دادم تا یاد بگیرم چه کار کنم و چگونه به نتیجه برسم، خوشبختانه توانستم فرآیند رسیدن به یک سبک را دنبال کنم و به نوبه خود، چند نوآوری کوچک را ایجاد کردم.

 آیا معلم بودن را هم به ‌اندازه خلق داستان های مصور دوست داشتید؟

بله، از همان ابتدا خیلی از کار معلمی لذت بردم. چند سال گذشته و شاید بتوانم بگویم که خسته شدم. واقعیت این است که من فعالیت های پراکنده ای داشتم و روی یک رشته متمرکز نبودم پروژه های مختلفی را دنبال می کردم از جمله در روزنامه، تصویر کتاب و…

در آن زمینه ها چیزی برای آموختن به شما وجود داشت؟

هرگز به مطالعه تئوریک هنر بسنده نکنید. حتی می گویم اگر می خواهید هنرمند شوید، در ارتباط با هنر دنبال هیچ گونه آموزش رسمی نروید. این را به عنوان کسی که با آزمون و خطا به­ روش های خاص خودش رسیده است، به شما می گویم. مجبور شدم به عقب برگردم و مطالعه کنم و نتیجه آن شد که دست به تجربه های خاصی بزنم و کارهای خاصی انجام بدهم. چطور آن کارها را انجام دادم و تجربه انتقال چیزهایی که بلد بودم به یک دانش‌آموز برایم چگونه تجربه ای بود؟ فکر می کنم یادگیری فرآیندی دو سویه و پیچیده است. باور دارم به این‌که طی سال های تدریسم، کار هنری ام هم بسیار بهتر شد چرا که در زمان تدریس همانطور که مشغول انتقال آموخته ها و تجربه هایم می شدم، خودم هم چیزهای تازه ای باد می گرفتم. به عبارتی عقیده دارم که شما هنگام تدریس همراه با دانش آموزان چیزهای جدیدی کشف می کنید. خوشبختانه بعضی دانش آموزان باهوش بودند. گر چه باهوش ها مانند هر کلاس دیگری در اقلیت بودند. حتی در دوره هایی کلاس هایی با ۳۰ و حتی ۴۰ دانشجو داشتم که در کلاس های بزرگ می نشستند. شاید یک ویژگی ام در کار تدریس هم دیده می شد که علاقه ام به نقاشی بود، عاشق نقاشی هستم، به ویژه آثار نقاشان بزرگ و همه دانشجویان این را می دانستند.

در داستان های مصور چطور؟ کدام کارها در آن زمان بیشتر رضایت بخش بودند؟

بیشتر از داستان های کامل لذت می برم. دلیل لذت بردن من از هر بار که نقاشی می کشم در این است که خودم آن ها را رنگ آمیزی می کنم.

اشاره کردید که روزنامه نگاری رؤیا و آرزویتان بود. آیا فرصتی که برای نوشتن به دنبال آن بودید، در بتمن به دست آوردید؟

برای بتمن بیل، نویسنده اصلی بود و واقعاً او را باید از سازندگان بتمن دانست، همیشه در مصاحبه هایم با اطمینان از بیل به عنوان همکارم یاد می کنم. بتمن بدون بیل وجود ندارد. او یک نویسنده بصری بود، نویسنده بزرگ فیلم های هالیوودی. ما همیشه فکر می کردیم و او کار را انجام می داد. تولید فیلم در قالب کتاب داستان، چیزی که در رمان های گرافیکی امروز آمده است.

جایی خواندم که او کارهای تلویزیونی هم انجام می داده است.

 بله، بیل‌ کارهای تلویزیونی هم می کرده. او هرگز به یک نویسنده تلویزیونی برتر تبدیل نشد. فکر می کنم او در آن زمان با مشکلات شخصی زیادی رو به ‌رو بود. مشکلاتی که او را متوقف کرد. فکر می کنم اگر او حالا برای تلویزیون کار کند، بسیار موفق تر از گذشته خواهد بود. همانطور که گفته شد، او یک نویسنده بصری بود. اصلاً همه موفقیتش به خاطر همین بود. به همین دلیل همکاری با او برایم تجربه ارزشمندی بود. او می دانست که هنرمند چه کار می تواند انجام دهد و چه کاری را نمی تواند نیازهای یک هنرمند را می شناخت. می دانست که یک هنرمند چگونه به تجسم می رسد.

کمیک های آمریکایی توانستند در کشورهای دیگر هم مخاطبان خود را پیدا کنند. این موفقیت را ناشی از چه چیزی می دانید؟

من می گویم این حداقل ۵۰ درصدش به خاطر هنر آمریکایی است که در خارج از کشور ترجمه شده است، طوری که بسیاری فکر می کردند کارتون های بومی آن ها هستند، فرانسوی ها اولین کسانی بودند که از هنر کمیک به عنوان یک شکل هنری برخوردار شدند. این باعث خوشحالی بود. می دانم که در اروپا وضعیت به چه شکلی است. زیرا همسرم نروژی است.

به نظر می رسد که این روزها کمیک استریپ، محبوب تر از کتاب های کمیک است. انگار همه دوست دارند کمیک استریپ ها را ببینند اما به کتاب های کمیک به آن صورت توجهی ندارند. آیا شما هم این طور فکر می کنید؟

بله، این‌طور فکر می کنیم. تصور می شود که در بین هنرمندان کمیک، کمیکال ها در سطح بالاتری قرار دارند. هنر کمیک مدت هاست به چشم می آید و در سال های اخیر به عنوان یک شکل هنری پذیرفته شده است. نخستین نمایش کمیک آمریکایی در گالری گراهام در نیویورک را که یکی از بهترین گالری‌های هنری است، جشن گرفتم. سال ۱۹۷۲ بود. ما کل گالری، چندین طبقه را به نمایش گذاشتیم و نخستین نمایش کمیک بزرگ را به اجرا درآوردیم، کریمین اینفنتينو به من گفت وقتی سریال تلویزیونی پخش شد، فروش بتمن هم بالا رفت.

آیا شما فکر می کنید همیشه یک بتمن وجود خواهد داشت؟ آیا او در فرهنگ عمومی به طور ثابت حضور دارد؟  

فکر می کنم این کار در طول دوره های مختلف ادامه خواهد داشت. کمیک به صورت چرخشی و دنباله دار همیشه هست گرچه ممکن است سال های ناپایداری را پشت سر بگذارد اما پس از آن دوباره احیا خواهد شد.

دوست دارید در آینده چگونه از شما یاد شود؟

نمی خواهم در مورد آن فکر کنیم، باید آن را به دیگران واگذار کرد تا تصمیم گیری کنند، واقعاً هیچ نظری در این مورد ندارم.

 

 

از رابینسون بیشتر بدانیم

جری رابینسون هنرمند، نویسنده، مورخ و مدیر هنری است. او رئیس و مدیر ارشد Cartoon Arts بین‌المللی کارتونیست ها و سندیکای نویسندگان وابسته به خدمات ویژه نیویورک تایمز است هنرمندان گرافیک از ۵۵ کشور را در بر می گیرد.

به عنوان یک دانشجوی روزنامه نگاری در دانشگاه کلمبیا، رابینسون کارنامه کارتونی خود را در هفده سالگی در کتاب کمیک اصلی بتمن آغاز کرد. او بعدها نقش بسیار مهمی در خلق و توسعه شخصیت های دیگری در زمینه کمیک استریپ داشت. در بین آن ها پنگوئن، آلفرد، دو چهره و …. پیشگام شخصیت های کارتونی و در واقع کلاسیک های آن بودند.

رابینسون به نمایندگی از CWS به بیش از ۴۰ کشور سفر کرده است و همچنین با هیأت های هنری بین المللی همکاری و با سازندگان عمده CWS ملاقات های پیوسته داشته است. در این جریان او تورهای متعددی را در اختیار نیروهای نظامی اروپا، شمال آفریقا، ژاپن و کره جنوبی قرار داده است.

رابینسون در زمینه برگزاری نمایشگاه های متعدد در داخل و خارج از ایالات متحده آمریکا هم کار کرده است. از جمله اولین نمایش هنر کمیک آمریکایی در گالری بزرگ و زیبای گراهام در نیویورک که در سال  ۱۹۷۲ برگزار شد. او همچنین مشاور ویژه بزرگ ترین نمایش کاریکاتور در واشنگتن دی سی بوده و برای نشان برجسته هنرهای کارتونی در موزه ویتنی در نیویورک سیتی هم کار کرده است. از نمایشگاه های خارج از آمریکا که رابینسون در آن نقش و فعالیت داشته می توان به نمایشگاه هنر کاریکاتور آمریکایی در توکیو، ورشو، مسکو و نیز در کشورهایی مانند پرتغال، اسلوونی و اوکراین اشاره کرد. رابینسون همچنین به دعوت سازمان ملل متحد نمایشگاه های مهمی در ریودوژانیرو و قاهره که از سوی دولت اتریش حمایت شده بوده تهیه کرد.

نقاشی های رابینسون ماهانه در نشریه مجله تئاتر برادوی نمایش داده می شود. او کارگردان، هنرپیشه و همکار هنری یک ساعته انیمیشن Stereotypes هم بود که در مسکو فیلم برداری شد. رابینسون در سال ۲۰۰۶ اولین نمایش عمیق از ژانر ابرقهرمان (The Superhero) را در موزه برمن در آتلانتا به اجرا گذاشت که از آن به عصر طلایی کتاب های کمیک نام برده می شود. رابینسون پرونده های حقوقی خالقان داستان های مصور از جمله حقوق کپی رایت، علامت تجاری، سانسور و اصلاحیه اول را در ایالات متحده و حقوق بشر را در خارج از کشور هدایت کرده است. به عنوان مثال کمک به جو شوستر و جری سیگل، سازندگان سوپرمن، برای به دست آوردن امنیت مالی و بازگرداندن اعتبار به آن ها به عنوان خالق این کمیک معروف، حمایت از حقوق صنفی و شخصی کارتونیست های زندانی و متوقف کردن شکنجه آن ها در اروگوئه و اتحاد جماهیر شوروی، خدمت در کمیته هنرهای مشترک و مذاکره برای حفاظت از حقوق خالق در قانون حق تکثیر، کپی رایت و  …

از دیگر نکاتی که می توان در مورد کارنامه جری رابینسون و سوابق حرفه ای او گفت، جوایز بی شماری است که او طی دوران کاری اش از آن خود کرده است. در سال ۲۰۰۰ یک فیلم مستند تلویزیونی ۹۰ دقیقه ای در زمینه آثار رابینسون برای یک تلویزیون برزیلی تولید شد که دیدن آن می تواند به بهتر شناختن او کمک کند.

نویسنده : فاطمه رحمانی / منبع : مجله دانستنیها