آثار جهانی شدن دیجیتال

کلاب اقتصاد

روند جهانی سازی در دوران جدید چگونه تغییر یافته است؟

جریان داده ها، اطلاعات، تحقیقات، معاملات آنلاین و ترافیک ویدئویی درون شرکتی و برون شرکتی موجب دگرگون شدن هر چه بیشتر اقتصاد جهانی و تجارت بین الملل شده است، بر این اساس، در حالی که در دهه های گذشته، جهانی سازی در قالب جریان های کالاهای فیزیکی و فاینانس شکل گرفته بود، امروزه این جریان های داده ها و اطلاعات است که حرف اول و آخر را در جهانی شدن همه چیز می زند.

آثار جهانی شدن دیجیتال

آیا چین آخرین اقتصادی خواهد بود که با کمک نیروی کار ارزان ثروتمند شده است؟

ساختار جهانی تجارت و تولید با سرعت حیرت آوری در حال تغییر و تحول است و ظهور چاپگرهای سه بعدی و دیجیتال شدن همه چیز، نقطه ی اوج این دگرگونی ها به شمار می آید. این بدان معناست که فاکتورهایی چون نیروی کار ارزان که یکی از مهم ترین عوامل رشد چشمگیر اقتصاد چین طی دهه های گذشته بوده است، اهمیت و تعیین کنندگی سابق را نخواهد داشت. در سال های اخیر چین مجبور شده است که با افزودن بر سطح دستمزدها و افزایش سرمایه گذاری ها در حوزه ی تکنولوژی های نوین، بر ارزش زنجیره ی تولید خود بیفزاید و در نتیجه، مزیت رقابتی مهمی را که برای سالها در اختیار داشته، فدای آن کرده است. اما آن کشورهایی که امیدوار بودند با پیروی از الگوی چین و بهره گیری از مزایای جمعیت زیاد و در نتیجه نیروی کار ارزان به موفقیت های چشمگیری در عرصه تولید دست پیدا کنند، تمام نقشه هایشان را نقش بر آب می بینند، زیرا مزیت رقابتی آن ها که همان نیروی کار ارزان و پایین بودن هزینه های تولید بود از اهمیت به مراتب کمتری در مقایسه با گذشته برخوردار است و جای خود را به تکنولوژی های نوینی داده است که با سرعت خیره کننده ای در حال پیشرفت هستند. در ماه های اخیر و با جهش های سریع در توسعه ی تکنولوژی چاپگرهای سه بعدی، این امکان برای شرکت ها به وجود آمده است که محل تولید محصولاتشان را هر چه بیشتر به بازارهای مصرف خود نزدیک و نزدیک تر کنند و این خبر بدی برای اقتصادهای نوظهوری است که بازارهای پررونق کشورهای ثروتمند را هدف گرفته بودند و تا چندی پیش می توانستند محصولاتشان را که هزاران کیلومتر دور از محل ارائه تولید کرده بودند، در آن بازارها به فروش برسانند. شبیه همین مسئله برای بانکها و مؤسسات مالی و اعتباری رخ داده است. در سال های اخیر وام دهی برون مرزی بانک ها به شدت کاهش یافته است و آن سودآوری س ابق را برای بانک های بزرگ و قدرتمند ندارد، زیرا رقیبان تازه نفس و مجهز به پیشرفته ترین تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی یعنی استارت آپ ها وارد کارزار خدمات رسانی بانکی در سراسر جهان شده اند و عرصه را بر بانکها تنگ تر کرده اند. علاوه بر این موارد، وقوع بحران اقتصادی جهانی نیز موجب شده است که تجارت بین الملل تا چندین سال آینده به آرامی حرکت کند و دیگر خبری از جهش های چشمگیر اقتصادی مثل سابق نباشد. مؤسسه ی جهانی مکنزی در گزارش اخیر خود به این نکته اشاره می کند که جریان داده ها، اطلاعات، تحقیقات، معاملات آنلاین و ترافیک ویدئویی درون شرکتی و برون شرکتی موجب دگرگون شدن هر چه بیشتر اقتصاد جهانی و تجارت بین الملل شده است. بر این اساس، در حالی که در دهه های گذشته، جهانی سازی در قالب جریان های کالاهای فیزیکی و فاینانس شکل گرفته بود، امروزه این جریان های داده ها و اطلاعات است.

که حرف اول و آخر را در جهانی شدن همه چیز می زند. آمار و ارقام نیز بر همین تغییر شگرف گواهی می دهند؛ میزان کل ارزش تجارت کالا، خدمات و فاینانس که در سال ۲۰۰۷ به ۳۰ تریلیون دلار رسیده بود و سهم ۵۳ درصدی از تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده بود، طی چند سال اخیر به شدت کاهش یافته و به سهم ۳۹ درصدی بسنده کرده است. در مقابل جریان های داده ای و اطلاعاتی طی ۹ سال اخیر ۴۵ برابر شده است و بر اساس گزارش مؤسسه ی مکنزی تا ۷۸۰۰ میلیارد دلار به تولید ناخالص داخلی جهان افزوده اند. بر این اساس، تأثیر مثبت جریان های داده بر بهبود بهره وری بسیار بیشتر و پایدارتر از تأثیر جریان های کالا بر آن بوده است. تمام این تحولات به گونه ای شکل گرفته اند که موجب شده اند تا سازندگان کالاهای تولیدشده از توجه و تأکید بر هزینه هایی چون هزینه ی نیروی کار دست بردارند و بیشتر توجه خود را به سرعت تولید و انتقال به بازار و کاهش هزینه هایی غیر از نیروی کار که در مجموع «جهانی شدن دیجیتال» نامیده می شوند، معطوف دارند که به عقیده ی کارشناسان و صاحب نظران، همین جهانی شدن دیجیتال موجب هر چه نزدیک تر شدن تولید به مصرف کننده نهایی خواهد شد. علاوه بر این، زنجیره های تولید نیز در آینده ای نزدیک کوتاه تر و کوتاه تر خواهند شد، زیرا چین و چند تولید کننده ی بزرگ دنیا تصمیم گرفته اند تا بر ساده تر کردن فرآیند تولید و محصولات تولیدی تمرکز کنند که این خبر خوبی برای کشورهایی نیست که سودای ورود به عرصه ی تولید جهانی را در سر می پروراندند.

حال سؤال اساسی این است که آیا این روندها برای کشورهای توسعه یافته خوب و مفید است؟ در پاسخ به این سؤال باید گفت که ظهور پوپولیستهایی چون دونالد ترامپ و سیاستمداران پوپولیست دیگر ناشی از گسترش معضلاتی چون بی عدالتی و بیکاری در کشورهای توسعه یافته است که بخشی از این مشکلات ریشه در انتقال مشاغل و سرمایه ها به بیرون از مرزها دارد، یعنی جایی که نیروی کار ارزان و سایر مزیت های رقابتی وجود داشته است که این مسئله بیکار شدن شهروندان مرفه غربی و عمیق تر شدن شکاف فقیر و غنی را در این کشورها به دنبال داشته است؛ اما این مسئله که آیا دیجیتال شدن تولید و گسترش فناوری هایی چون چاپگرهای سه بعدی می تواند موجب بازگشت مشاغل و سرمایه ها به کشورهای اروپایی و آمریکا شود، هنوز جای تردید است. به هر حال چنین به نظر می رسد که برنده ی اصلی تمام این تحولات و دگرگونیها، شرکت های کوچک و متوسطی باشند که به دلیل چابکی و انعطاف پذیری فوق العاده ی خود قادرند بیشترین بهره را از فرصتهای پدید آمده در بازارهای دیجیتال برای عرضه و فروش کالاها و خدمات خود ببرند و آینده ی تجارت را رقم بزنند.

در سال های اخیر چین مجبور شده است که با افزودن بر سطح دستمزدها و افزایش سرمایه گذاری ها در حوزه ی تکنولوژی های نوین، بر ارزش زنجیره ی تولید خود بیفزاید و در نتیجه، مزیت رقابتی مهمی را که برای سال ها در اختیار داشته، فدای آن کرده است.

منبع : مجله اقتصاد