بررسی تمدن عیلام، قدیمی ترین تمدن ایران

ویژه

بررسی تمدن عیلام، طولانی ترین تمدن خاور نزدیک و قدیمی ترین تمدن ایران
نخستین تمدن ایرانی
کامیار عبدی، باستان شناس و استاد دانشگاه
سه هزار و ۷۰۰ سال پیش از آنکه کوروش بزرگ بر اورنگ شاهی بنشیند و شاهنشاهی هخامنشی را بنیاد نهد، گروهی از مردم بومی جنوب غربی ایران، به برپایی تشکیلاتی اجتماعی – سیاسی روی آوردند که زمینه را برای شکل گیری نخستین تمدن ایران زمین هموار کرد. در حدود سال ۴۲۰۰ پیش از میلاد، یعنی ۶۲۰۰ سال پیش، در شهری تازه تأسیس در شمال غربی استان خوزستان امروزی که «شوش» نام داشت (هنوز هم نام دارد)، بنای عظیمی احداث شد تا مرکزی باشد برای تشکیلات سیاسی – اداری دشت اطراف (موسوم به دشت شوشان). اینان که بودند و چرا بدین کار دست زدند؟ از آنجا که در زمان حیات این مردمان، هنوز مردم نگارش را ابداع نکرده و از خود اطلاعات تاریخی به جای نگذاشته اند،‌ تاریخ درباره آنان خاموش مانده است اما می دانیم که همین مردمان بعدها نخستین تمدن ایران زمین را بنیاد نهادند. همان تمدنی که قصد بررسی آن را در این مطلب داریم. می خواهیم در پرونده پیش رو، به همت کلنگ و ذهن پویای باستان شناسان و براساس یافته های باستانی با تمدن عیلام در ایران زمین بیشتر آشنا شویم.
توضیح اینکه؛ بین معدود پژوهشگرانی که در موطن عیلامیان یعنی ایران،‌ به بررسی این تمدن مشغولند،‌ در مورد نگارش نام عیلام اختلاف نظر وجود دارد. گروهی آن را با «الف» ‌و به صورت ایلام و گروهی دیگر نام عیلام را با «عین» می نویسند. استدلال این گروه بر این استوار است که نام عیلام در زبان سومری به صورت NIM.KI به معنی «سرزمین مرتفع» بوده که اکدی های سامی زبان (و به تبعیت از آنان، بابلیان و آشوریان هم که سامی زبان بودند) آن را به elamtu به معنی «سرزمین مرتفع» (به زبان سامی)‌ تغییر دادند. زبان اکدی با زبان عربی امروزی هم خانواده است و به همین ترتیب، elamtu اکدی با کلمات عربی چون «اعلاء»،‌ «عال» و «متعالی» هم ریشه است؛‌ بنابراین «عیلام» را نیز باید با «عین» نوشت نه با «الف».
بیش از ۲۰ متر ارتفاع و حدود ۸۰ متر درازا و پهنای بنای عظیم شوش است؛ بنای شگفت انگیزی که امروز آن را به نام «مصطبه شوش» می شناسیم و هنوز بخش عمده ای از آن در دل خاک مانده و کاوش-های آن به اتمام نرسیده است. این مصطبه عظیم تحت سیادت رهبرانی ساخته شد که هم مقام سیاسی – اقتصادی داشتند و هم بزرگان اجتماعی – مذهبی به شمار می رفتند. اهالی شهر شوش، با ساخت این مصطبه، مرکزی برای تشکیلات سیاسی – اداری شهر تازه تأسیس خود بنا کردند. آن هم در جایی که پیش تر، ‌در کنار همین نقطه،‌ گورستانی قرار داشت که مردم از تمام دشت شوشان برای دفع اموات خود به آنجا می آمدند. در حالی که در دشت فرودست شوشان، کشاورزان یکجانشین به این فعالیت ها مشغول بودند، در منطقه فرادست مرودشت در استان فارس امروزی، عشایر دامپرور، به همراه روستانشینان کشاورز آن خطه، در حال فعالیت های با نتایج مشابه، اما رویه ای متفاوت بودند. وقتی این دو منطقه باهم متحد شدند، کشور عیلام شکل گرفت؛ ‌تمدنی که مصطبه عظیم شوش، تنها یکی از نمونه های به جا مانده از آن است.
 آغاز هالتامْتی
تشکیل حکومت و مهم تر از آن برپایی یک تمدن، کار آسانی نیست؛‌ به هوش،‌ وقت و زحمت فراوان نیاز دارد. همچون یک رایانه، صدها قطعه را باید به هم جوش داد و ده ها مدار را به هم متصل کرد تا دستگاه به کار بیفتد.
در مورد جوامع بشری، مهم تر از این، ده ها تشکیلات اجتماعی و رفتار فرهنگی هست که باید نهادینه شوند تا دستگاهی شکل گیرد که آن را «تمدن» می خوانیم. یعنی همان اتفاقی که در شوش و دشت اطرافش رخ داد؛ سرانجام با همیت توأمان مردم دشت فرودست شوشان و سرزمین فرادست «اَنشان» (نام باستانی منطقه ی مرکزی استان فارس امروزی) در حدود ۳۳۰۰ پیش از میلاد (یعنی ۵۳۰۰ سال پیش) تمدنی شکل گرفت که مردمانش آن را «هالتامْتی» یا «هاتامْتی» می خواندند و ما آن را به نام تمدن «عیلام» می شناسیم؛ همان نامی که همسایگان غربی شان، یعنی بین النهرینی ها که بسیار هم با این مردمان حشر و نشر داشتند، برای نامیدن آنان به کار می برند. بسیاری از خصوصیات تمدن عیلام با آنچه ما امروزه به آن خو گرفته ایم، همخوانی ندارد و برای همین ممکن است اکنون برای ما عجیب به نظر برسد اما هنر باستان شناسان همین است که این سنت ها و رفتارهای غریب را بازشناسی و بازسازی کرده و برای مردم امروز بازگو می کنند. یعنی همان کاری که قرار است در این متن انجام دهیم و به طولانی ترین تمدن خاور نزدیک نگاهی بیندازیم.
 بازشناسی یک تمدن
از زمانی که مصطبه بزرگ شوش ساخته شد،‌ حتی قبل از آن، یعنی زمانی که مردم اجساد خود را در آن منطقه دفن می کردند، آثار اندکی به جای مانده است. اگر این تمدن ۹۰۰ سال پیش از تاریخ را کنار گذاشته و بررسی تمدن عیلام را از حدود ۳۳۰۰ پیش از میلاد (یعنی ۵۳۰۰ سال پیش) آغاز کنیم که نگارش در عیلام پیدا شد و این بررسی را تا ۵۵۰ پیش از میلاد (حدود ۲۵۶۰ سال پیش) ادامه دهیم که هخامنشیان جانشین عیلامیان شدند. با ۲۷۵۰ سال قدمت، عیلام طویل المدت ترین تمدن خاور نزدیک به شمار می رود؛ دوره ای آن قدر طولانی که ما باستان شناسان و همکاران مورخ مان را ناچار کرده تا برای بررسی و شناخت آنچه در این مدت زمان طولانی رخ داده،‌ آن را به بازه های زمانی کوتاه تری تقسیم کنیم؛ دوره هایی که احتمالا برای خود عیلامی ها معنا و مفهوم چندانی نداشته، اما به ما در کنترل زمانی و پژوهش درباره تمدن عیلام یاری می رساند. این دوره ها به این صورت تقسیم بندی شده است:
۱- از ۴۲۰۰ تا ۳۳۰۰ پ.م: دوره پیش عیلامی
۲- از ۳۳۰۰ تا ۲۷۰۰ پ.م: دوره آغاز عیلامی
۳- از ۲۷۰۰ تا ۲۴۰۰ پ.م: نخستین دوره فترت
۴- از ۲۴۰۰ تا ۱۷۰۰ پ.م: دوره عیلام قدیم
۵- از ۱۷۰۰ تا ۱۵۰۰ پ.م: دومین دوره فترت
۶- از ۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ پ.م: دوره عیلام میانه
۷- از ۱۰۰۰ تا ۷۴۰ پ.م: سومین دوره فترت
۸- از ۷۴۰ تا ۵۵۰ پ.م: دوره عیلام نو
پایان این دوره، مصادف است با قدرت گرفتن پارسیان در سرزمین اَنشان در شرق عیلام؛ کسانی که بعدها شاهنشاهی هخامنشی را تشکیل داده و جانشین عیلامی ها شدند.
البته تمدن ایران زمین در آن مقطع زمانی، فقط منحصر به عیلامی ها نمی شد. گرچه عیلام سرزمین وسیعی بود که شوشان تا اَنشان را در برمی گرفت، اما در فراسوی این سرزمین وسیع، یعنی در گوشه و کنار فلات ایران، سرزمین های دیگری هم پراکنده بود که با عیلامیان به میزان متفاوت هم بستگی هایی قومی – فرهنگی داشتند.
به همین دلیل هم آنان را سرزمین های «پیراعیلامی» می خوانیم که باید در مطلبی دیگر و با تفصیل بیشتر به آنان پرداخت. گرچه متأسفانه اطلاعات ما درباره این سرزمین ها بس اندک و به نوشته هایی محدود شده که منابع بین النهرینی درباره آنان در اختیار ما می نهند.
به هر صورت در متن پیش رو قرار است با تمدن عیلام آشنا شویم که قدیمی ترین و طولانی ترین تمدن-های ایران زمین به حساب می آید. نوشتن درباره عیلامی ها، کاری است بسیار دشوار و نیازمند وقت بسیار، ‌به همین دلیل با توجه به محدودیت صفحات «سرزمین من»، در مطلب پیش رو،‌ تاریخ عیلام و دستاوردها و نقاط عطف آن را مرور کرده و سپس در مطلبی دیگر، دست به انتخاب و بررسی کارهای مهم ۱۳ فرمانروای مهم و تاثیرگذار از این تمدن زده ایم که در ادامه خواهید خواند.
هفت دوره تاریخی
دوره های تاریخی تمدن عیلام کدامند؟
۱. دوره آغاز عیلامی (۳۳۰۰ تا ۲۷۰۰ پ.م)
در این دوره با پیدایش نگارش، ارتباط مستمر بین مراکز استقراری در سراسر فلات ایران تا شهر سوخته در سرحدات ایران و هند و تپه حصار در نزدیکی حد فاصل ایران و آسیای مرکزی برقرار شد.
۲. نخستین دوره فترت (۲۷۰۰ تا ۲۴۰۰ پ.م)
فروپاشی درونی حکومت عیلام باعث تشکیل حکومت های محلی شد.
۳. دوره عیلام قدیم (۲۴۰۰ تا ۱۷۰۰ پ.م)
دوره تثبیت هویت قومی، مذهب و ساختار سیاسی عیلام است. فرمانروایان این دوره از عیلام، تحت نفوذ امپراطوری «اکّد» و بعدها سلسله سوم «اور» بودند ولی توانستند هویت عیلامی خود را همچنان حفظ کنند.
۴. دومین دوره فترت (۱۷۰۰ تا ۱۵۰۰ پ.م)
حکومت مرکزی از درون دچار فروپاشی و در دشت شوشان حکومت های محلی تشکیل شد.
۵. دوره عیلام میانه (۱۵۰۰ تا ۱۰۰۰ پ.م)
دوره رشد میهن دوستی عیلامی است که قدرت نظامی عیلام اوج می گیرد. باستان شناسان و مورخان آن را دوره «امپراطوری عیلام» می خوانند. در این دوره سلسله «کاسی بابل» به دست عیلامی ها سرنگون شد.
۶. سومین دوره فترت (۱۰۰۰ تا ۷۴۰ پ.م)
با حمله بابل به سرزمین عیلام، این تمدن وارد یک دوره هرج و مرج سیاسی دیگر شد.
۷. دوره عیلام نو (۷۴۰ تا ۵۵۰ پ.م)
در این دوره، رقابت بین مراکز گوناگون سیاسی عیلامی زیاد شد و درگیری های شدیدی با امپراتوری آشور رخ داد. این درگیری منجر به تضعیف نهاد پادشاهی عیلام شد و راه را برای قدرت گرفتن فرمانروایان محلی هموار کرد. در این دوره پارسیان به سرزمین انشان وارد و در آن مستقر شدند و نفوذ منطقه ای خود را بساط دادند. پارسیان بعدها با تشکیل شاهنشاهی هخامنشی، جانشین عیلامی ها می-شوند.
نقشه یک تمدن
در این نقشه، گستره تمدن عیلام را می بینید با مکان دو پایتخت آن به نام های «اَنشان» و «شوش». این دو پایتخت، در منتهی الیه سرزمین عیلام قرار داشته و تمام سرزمین های میان این دو پایتخت به دست شاه عیلام که خود را «شاه اَنشان و شوش» می خواند، اداره می شد.
موقعیت سرزمین های پیراعیلامی «مرحشی» و «شیماشکی» را هم در این دوره می توانید ببینید، این سرزمین ها احتمالا با عیلامی ها قرابت قومی داشته ولی از نظر سیاسی مستقل عمل می کردند. همچنین موقعیت سرزمین های بین النهرینی همچون «سومر»، «اکّد»، «بابل» و «آشور» هم مشخص شده است. این سرزمین ها، مهم ترین رقبا و دشمنان عیلامیان بوده اند و در مواردی به خاک عیلام دست اندازی کرده و در مواقعی هم قسمت هایی از آن را به خاک خود می افزودند. عیلامی ها نیز گاهی به بین النهرین حمله کرده و شهرهای آنها را غارت می کردند. در اواخر تمدن عیلام، «آشوربانی پال» امپراتور آشوری در حمله ای شدید، باعث حذف عیلام از صحنه سیاسی خاور نزدیک شد.
نقاط عطف و تحولات تاریخی تمدن عیلام در سرزمین ایران
عیلام در یک نگاه
کامیار عبدی
تمدن عیلام را باید نخستین تمدن ایران زمین شمرد؛ تمدنی طولانی و پربار که دستاوردهای فراوان آن به غنای تاریخ ایران کمک فراوان کرده است. عیلام طولانی ترین تمدن ایران به حساب می آید و دوره ها و سلسله های مختلفی از سر گذرانده، به همین دلیل باستان شناسان گستره عیلام را به دوره-های کوتاه تری تقسیم کرده اند که در زیر می بینید. در این بخش، ‌تلاش کرده ایم تا با نگاهی اجمالی و به طور خلاصه، تاریخ عیلام را از پیش از پیدایش آن، همراه با دوره بندی ها و سلسله مرور کرده و در کنار آن نمونه هایی از آثار فرهنگی این دوره را ببینیم و با نقاط عطف در تاریخ عیلام آشنا شویم.
بررسی تاثیرگذارترین فرمانروایان سلسله های گوناگون تاریخ عیلام
فرمانروایان مهم عیلام
چه ۳۷۰۰ و یا ۲۷۰۰ سال تمدن، تاریخ عیلام بخش مهمی از تاریخ ایران زمین است و عیلامی ها، چه نام شان به گوش مان نامأنوس باشد، چه ایزدان شان ناآشنا، چه زبان شان نامفهوم و چه رفتارشان ناملموس، به همان اندازه ایرانی اند که هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان. همچون دیگر ایرانیان، عیلامی ها در راه حفظ ایران زمین مجاهدت ورزیدند و خون و جان دادند. مهم تر آنکه، اگر عیلامی ها نبودند، زمینه برای پیدایش کوروش بزرگ و شاهنشاهی هخامنشی و شاهنشاهی های پس از آن هم فراهم نمی آمد. برای آنکه در این فرصت محدود، بیشتر با این بخش از تاریخ ایران آشنا شوید، ۱۳ عیلامی نامور را گلچین کرده و تاثیر آنان را بر تمدن عیلام مرور می کنیم. هریک از آنان، نقشی مهم در تاریخ ایران زمین بازی کرده اند که بررسی دوره حکمرانی آنان، گامی مهم برای آشنایی با تمدن عیلام است.
۱. خیتَ
او در حدود ۲۲۷۰ پ.م (۴هزار و ۲۸۰ سال پیش) یازدهمین فرمانروای سلسله «اَوان» بود؛ سلسله ای که ما آن را در دسته بندی تمدن عیلام، در دوره ی عیلام قدیم جای می دهیم. البته نظرها درباره موقعیت جغرافیایی دقیق سرزمین اَوان متفاوت است. بنا به نظر عده ای از محققان، اَوان همان اَنشان بوده، ولی به نظر برخی دیگر، اَوان منطقه ای در «پُشتکوه» لرستان بوده است. در این دوره، «اَکّدی ها» که در جنوب عراق امروزی زندگی می کردند، در حال نبرد با عیلامی ها بودند و در این بین تمدن عیلام با خطر تضعیف مواجه بود. این نبردهای طولانی از زمان «سارگُن» امپراتور اَکّد به جریان افتاده بود و تا سال ها نیز ادامه داشت. سرانجام «خیتَ» موفق شد تا با عقد عهدنامه ای با «نَرام سین» (امپراتور اَکّد و نوه سارگُن) که در حال تصرف تمامی خاور نزدیک بود، استقلال عیلام را حفظ کند.
۲. پوزور این شوشیناک
«پوزور (یا کوتیک) این شوشیناک»، در حدود ۲۱۰۰ پ.م (۴۱۰۰ سال پیش) دوازدهمین فرمانروای سلسله اَوان از تمدن عیلام بود. او از اَوان برخاست و شوش را فتح کرد و به جد به ترویج فرهنگ عیلامی پرداخت؛ نگارش عیلامی خطی را باب کرد، نیایش به درگاه ایزدان و ایزدبانوان عیلامی را احیا کرد و لشگرکشی های نظامی، او را به حوالی مرز امروزی ایران و عراق در حدود قصر شیرین امروز کشاند. از او سنگ یادمان های متعددی در شوش به دست آمده که روی یکی از آنها تصویری از او به چشم می خورد. پوزو این شوشیناک، از مقتدرترین فرمانروایان عیلام محسوب می شود.
۳. کیندَتو
دهمین فرمانروای سلسله «شیماشْکی» بود که حدود ۲۰۰۰ پ.م (۴هزار سال پیش) می زیست. اصلیت فرمانروایان این سلسله، از سرزمین شیماشکی در فراسوی عیلام بود، اما به مرور از نظر سیاسی، نظامی و بومی به عیلام وابسته شده و از شیماشکی فاصله گرفته بودند. کیندَتو، در دوره فرمانروایی خود، با قومی سامی به نام «آموری ها» متحد شد؛ همان قومی که بعدها شهر بابل، عروس شهرهای بین النهرین و سلسله اول بابل را بنیاد نهادند. کیندَتو،‌ سپس به «اور» در شمال غربی بصره امروزی حمله و امپراتوری سلسله سوم اور را سرنگون کرد. این کار زخم تلخی بر خاطره تاریخی بین-النهرینی ها وارد کرد و باعث شد تا به مرور کینه متقابل و تاریخی عیلامی ها و بین النهرینی ها تثبیت شود. اما قصد کیندتو برای حمله به اور چه بود؟ کیندتو همواره امپراتوری اور را تهدیدی جدی برای عیلام می دانست و با این کار این تهدید را مرتفع کرد اما جدای از این، به نظر نگارنده حمله کیندَتو به اور به این دلیل بود تا احتمال پیمان بین اور و سرزمین های پیراعیلامی، مخصوصأ شیماشکی و «مرحشی» در فراسوی عیلام را که کم کم در حال گرم شدن بود، بگیرد. کیندتو می دانست که عواقب این پیمان، احتمالأ منجر به محاصره عیلام از سه طرف خواهد شد؛‌ چیزی که یک کابوس استراتژیک و حیاتی برای عیلام به شمار می رفت.
۴. اِپارتی دوم:
این فرمانروای عیلامی در حدود ۱۹۷۰ پ.م (۱۹۸۰ سال پیش) سلسله «سوکَل مَخ» را بنیان گذاشت؛ سلسله ای که در دسته بندی تمدن عیلام، در دوره عیلام قدیم جای می گیرد. اِپارتی دوم، در سال ۱۹۷۳ پ.م با دختر «ایدی دَگَن»، پادشاه آن زمان شهر «ایسین» ازدواج کرد که در نزدیکی شهر اور قرار داشت و بزرگ ترین قدرت در بین النهرین آن زمان به شمار می رفت. همین نکته که پادشاهی چون ایدی دَگَن پذیرفت که دختر خود را به همسری به اِپارتی بدهد، نشانه مقام شاخص اوست. سلسله ای که اِپارتی بنیاد نهاد، قوی ترین سلسله دوره عیلام قدیم شد و شماری از شاهان آن نقش مهمی در اوضاع سیاسی خاور نزدیک آن سده ها بازی کردند که در ادامه به آنان نیز خواهیم پرداخت. تثبیت سیستم منحصربه فرد حکومت عیلامی ها (که حتی توصیف آن نیازمند فرصتی دیگر است) مدیون اِپارتی است.
۵. سیوه پالارهوپَک:
او که از فرمانروایان سوکَل مَخ حدود ۱۷۶۵ پ.م (۳۷۷۹ سال پیش) بود، قدرت سیاسی عیلام را به اوج خود رساند. از مکاتباتی که بین او و دربار شهر «ماری» در سوریه امروزی به دست آمده، می دانیم که این فرمانروا، نفوذ عیلام را تا سوریه بسط داده است. در ضمن «سیوه پالارهوپَک» حکم ریش سفیدی را هم در خاور نزدیک بازی می کرد، چون می دانیم پادشاهان مختلف بین النهرین هنگام مراجعه به او برای رفع اختلافات شان، او را «برادر بزرگ» خطاب می کردند؛ همچون ما که امروز در نامه های رسمی، افرادی را که از ما مقام و سن بالاتری دارند برادر بزرگوار، جناب آقای و … خطاب می کنیم. بین فرمانروایان بین النهرینی که برای وساطت نزد سیوه پالارهوپَک مراجعه کرده اند، فرمانروایی نوپا به نام «حمورابی» از سلسله «آموری بابل» هم به چشم می خورد؛ همان کسی که بعدها قانون نامه معروف خود را برجای گذاشت و امپراتوری بابل قدیم را بنیان نهاد، اما هیچ گاه جسارت دست اندازی به قلمرو عیلام را نداشت.
۶. اونتاش ناپیریشا:
حدود ۱۳۴۰ پ.م (۳۳۵۴ سال پیش)‌ دوره فرمانروایی «اونتاش ناپیریشا» از سلسله «ایگه هالکی» در دوره عیلام میانه است. این فرمانروا، سازنده بنای معروف زیگورات چغازنبیل و ملحقاتش است؛ بنایی که در زمان آبادانی خود، «دوراونتاش ناپیرشا» به معنای شهر اونتاش ناپیریشا نام داشت.
اونتاش ناپیریشا احتمالأ به دلیل دست اندازی های «کاسی ها»ی بابل به دشت شوشان، به خصوص شهر شوش، با دربار خود به شهر جدید کوچ کرده و در آنجا رحل اقامت افکند. اونتاش ناپیریشا سازنده بزرگی بوده و علاوه بر ساخت وسازهای فراوان که چغازنبیل یکی از آنهاست، نزدیک به ۵۰ بنای قدیمی تر را که شاهان عیلام پیش از او ساخته بودند، مرمت و احیا کرد.
۷. ملکه ناپیر آسو:
همسر اونتاش ناپیریشا که مجسمه توپر مفرغی اش به وزن بیش از یک تن یکی از شاهکارهای فناوری فلزگری جهان باستان به شمار می رود، اولین زن در تاریخ ایران محسوب می شود که از ژرفنای تاریخ با کمک این مجسمه ها با ما حرف زده است. روی دامن این مجسمه، کتیبه ای با ضمیر اول شخص مفرد کنده شده که ملکه درآن خود را معرفی و به کسی که به مجسمه او آسیب برساند لعن و نفرین می کند. این مجسمه از یک مغز مفرغی ساخته شده و بنا به آزمایش ها، در یک نوبت ریخته شده و بعد روی آن پوسته ای مسی کشیده و آن را با قلمزنی تزئین کرده اند. متأسفانه سر مجسمه شکسته و مفقود شده است.
۸، ۹ و ۱۰. شوتروک نخونته اول و دو پسرش:
سه فرمانروای عیلامی «شوتروک نخونته اول» و دو پسرش «کوتیر نخونته دوم» و «شیلهاک این شوشیناک اول»، روی هم از حدود ۱۱۶۰ تا ۱۱۰۰ پ.م، دمار از روزگار بین النهرینی ها درآوردند. کاری که یادآور ماجرای کیندَتو و سلسله سوم اور حدود ۹۰۰ سال پیش از آن بود. این سه تن نه تنها حکومت و سلسله کاسی بابل را مضمحل و ساقط کردند، بلکه بسیاری از یادمان های مهم تاریخ بین النهرین مانند سنگ افراشته نرام سین (امپراتور اَکَد) و قانون نامه حمورابی (امپراتور بابل) را غارت کرده، با خود به عیلام آوردند و به معبد ایزد این شوشیناک (ایزد اعظم شهر شوش) پیشکش کردند. حدود سه هزار سال بعد، حفاران فرانسوی در شوش این اشیا را یافته و به موزه لوور فرستادند. دوره این سه تن، شاهد اوج قدرت عیلام و گستردگی قلمرو و متصرفات عیلام بود، از این رو، پژوهشگران از آن به نام «امپراتوری عیلام» یاد می کنند.
۱۱. هومبان نیکاش یکم:
روز به روز قدرت امپراتوری «آشورنو» در بین النهرین افزایش می یافت و باعث می شد تا تمدن های منطقه از این قدرت احساس خطر کنند. «هومبان نیکاش یکم» در همین دوره یعنی (حدود ۷۴۰ تا ۷۱۷ پ.م) بر عیلام فرمانروایی می کرد. این فرمانروای دوراندیش و باسیاست عیلامی، با توجه به قدرت روزافزون امپراتوری آشور نو، نه تنها دست از کدورت دیرینه عیلام و بابل کشید و با بابلیان علیه آشوریان متحد شد، بلکه بابل را که در این زمان دچار ضعف سیاسی و نظامی بود، زیر بال و پر و حمایت عیلام گرفت و به جنگ دوتن از قوی ترین فرمانروایان آشور یعنی «تیگلات پیلسر سوم» (۷۴۵ تا ۷۲۷ پ.م) و «سارگُن دوم» (۷۲۱ تا ۷۰۵ پ.م) رفت. بنا به منابع بابلی، او در این نبرد موفق شد آشوریان را شکست دهد و بابلیان یعنی دشمنان دیرینه عیلامیان را هم برای اینکه در زمان ضعف یاری شده بودند، ممنون و سپاسگزار خود کند.
۱۲. تمتی هومبان این شوشیناک:
زمان فرمانروایی «تمتی هومبان این شوشیناک» بر عیلام، یعنی حدود ۶۶۳ تا ۶۵۳ پ.م، مصادف بود با بر تخت سلطنت نشستن مشهورترین، قوی ترین و خشن ترین امپراتور آشوری در سال های ۶۶۸ تا ۶۲۷ پ.م، یعنی «آشوربانی پال». در زمان فرمانروایی این امپراتور آشوری، تقریبأ کل خاور نزدیک به علاوه مصر در تصرف آشوریان بود. بنا بر منابع آشوری، تمتی هومبان این شوشیناک، چنان جسور بود که گفته بود: «من دست نخواهم کشید تا وقتی که بیایم، با او [آشوربانی پال] بجنگم و ریشه اش را بکنم.» این حرف برای فردی چون آشوربانی پال چنان ثقیل بود که خود در رأس سپاهی عظیم، عازم جنگ با عیلام شد.
دو سپاه در نبردی در کرانه رود «اولای» (کرخه امروزی) درگیر شدند و در گرماگرم نبرد رویدادی رخ داد که در تاریخ عیلام سابقه نداشت: شاه عیلامی و پسرش در میدان نبرد کشته شدند. با این حال، سپاهیان عیلام تا آخرین نفر جنگیدند و حماسه ای در تاریخ عیلام آفریدند، به طوری که نام «نبرد رودخانه اولای» زبانزد خاص و عام شد. آشوریان که با کسی شوخی نداشتند، سرِ تمتی هومبان این شوشیناک را در همان بحبوبه نبرد بریدند و به «نینوا» (پایتخت آشور) فرستادند تا آشوربانی پال، سر شاه عیلام را در باغ سلطنتی خود از درختی بیاویزد و هنگام میهمانی آن را ببیند و محظوظ شود.
۱۳. آتاهامیتی این شوشیناک:
پس از سال ۶۴۷ پ.م (۲۶۶۱ سال پیش) دوره حکمرانی آتاهامیتی این شوشیناک بر عیلام است. اگر تمتی هومبان این شوشیناک را نماد شجاعت و سرسختی عیلامیان بدانیم، آتاهامیتی این شوشیناک را هم باید مظهر جسارت و ترمیم پذیری عیلامیان بشماریم.
آشوربانی پال که با تمام قدرت امپراتوری خود بر سر عیلام نازل شده بود تا یک باره خود را از شر این پادشاهی مزاحم آسوده کند، هنوز پس از اتمام کار به آشور نرسیده بود که شاهی به نام آتاهامیتی این شوشیناک، در شوش ظاهر شد و نه تنها خود را شاه شوش خواند، بلکه لقب باستانی و پر طمطراق «شاه انشان و شوش» را احیا و در خطاب به خود به کار برد اما به احتمال زیاد، این فرمانروا نفوذی در انشان نداشته، زیرا در این زمان مردمان جدیدی به نام پارسیان در کنار عیلامیان بومی در انشان مستقر شده، کنترل آن را به دست گرفته بودند و در حال تشکیل حکومتی برای خود بودند. همان حکومتی که بعدها به هخامنشیان مشهور شدند.
پایان کار عیلام
با شکست عیلامی ها در برابر آشوربانی پال و تضعیف حکومت مرکزی، پس از آن، عیلام وارد دوره ای از بی سامانی و تفرق گرایی شد؛ دوره ای که طی آن افراد گوناگون در نقاط مختلف همچون دشت شوشان، انشان، رامهرمز، ارجان (بهبهان امروزی)، دشت دهلران، پشتکوه و پیشکوه لرستان، ادعای سلطنت می-کردند. البته به دلیل کمبود مدارک، گروه بندی آنان به صورت «سلسله» تا تحقیقات و کشفیات بیشتر ناممکن است، اما می دانیم که کمتر از یک صد سال بعد، از این کوره گداخته مرکب از عیلامیان و پارسیان و احتمالأ چندین و چند قوم دیگر که ما حتی نام آنها را نمی دانیم، دلاوری برخاست که با شیوه خاص خود پیش رفت و بزرگ ترین و باشکوه ترین امپراتوری زمان خود را بنیاد نهاد. این فرد کسی نبود جز کوروش بزرگ که پیش از این مطلب کاملی درباره او به قلم نگارنده در شماره ۳۷ ماهنامه «سرزمین من» (مهرماه ۹۲) منتشر شده است.
کوروش، به همان اندازه که آریایی بود، عیلامی هم بود و به همان اندازه که از شجاعت و جسارت آریاییان جوان و تازه نفس برخوردار بود، به درایت و ذکاوت عیلامیان کارکشته و باتجربه نیز عنایت داشت. با ترکیب این صفات عالیه بود که ایرانیان موفق شدند، نخستین شاهنشاهی جهانی را برپا کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *