بانکداری سایه چگونه کار میکند

کلاب اقتصاد

چگونه می توان از بانکداری سایه برای رونق بیشتر اقتصاد بهره گرفت؟

بانک های در سایه اگر به صورت قانونمند عمل کنند، می توانند به کاهش زمان موجود برای به ثمر نشستن سپرده ها کمک کنند. به این صورت که فاصله ی زمانی بین ورود سپرده ها به بانک و اعطای آن ها به صورت وام به متقاضیان را تا حد زیادی کاهش می دهند و بدین وسیله از خاک خوردن سپرده ها در بانک جلوگیری می شود.

بانکداری سایه چگونه کار می کند؟

در حالی که ارزش بانکداری سایه ی تا یک دهه قبل حدود 26 تریلیون دلار بود، اکنون از 80 تریلیون دلار نیز فرارتر رفته است.

در ماه ژانویه ی امسال، سناتور برنی سندرز در سخنانی توفانی و تاثیرگذار بر لزوم کنترل و مهار بانک هایی صحبت به میان آورد که «آنقدر بزرگ و بی در و پیکر هستند که می توان آن ها را کنترل و مهار کرد». و از همه بدتر این که آن ها داری «همزادهایی هستند که در سایه کار می کند و اصلا به چشم نمی آیند.» جنت يلن، رئیس فدرال رزرو آمریکایی تایید می کند که بانک های در سایه به عنوان چالشی جدی و خطرناک برای اقتصاد جهانی به حساب می آیند و باید برای کنترل آن ها چاره ای اساسی اندیشید.

بیشتر کارشناسان اقتصادی و همچنین سیاستمداران بر ایم موضوع اتفاق نظر دارند که بانکداری سایه با ابزارهای متنوع و پیچیده ای که در اختیار دارد می تواند یک بحران و سقوط مالی جدید را برای اقتصاد جهانی رقم بزند و دنیا را به پرتگاه خطرناکی بکشاند. حال سوال اینجاست که بانک های در سایه اصولا چه هستند و چه می کنند؟

واژه ی «بانک در سایه» برای اولین بار در سال 2007 توسط «پاول مک کولی» از مدیران ارشد یکی از بزرگ ترین صندوق های سرمایه گذاری آمریکا به نام «PIMCO» مورد استفاده قرار گرفت که اشاره داشت به بانک هایی که اقدام به فروش وام هایی می کردند و برای خرید اوراق بهادار مصرف می شدند. امروزه اما واژه ی بانکداری سایه با کمی اغما برای تمامی فعالیت های واسطه ای و دلالی مالی استفاده می شود که ظاهری شبیه به فعالیت های بانک ها دارند اما خارج از ضوابط و مقررات بانکی انجام می شوند. براساس این تعریف جامع می توان بسیاری از سیستم های پرداخت موبایل، وب سایت های قرض دهی فرد به فرد ( (P to P صندوق های سرمایه گذاری جسورانه و پلت فرم های مبادله ی اوراق قرضه که بیشتر به وسیله ی شرکت های تکنولوژیک ارائه می شوند و مهم تر از همه خدمات ارائه شده توسط شرکت های مدیریت سرمایه را در زمره ی فعالیت های بانکداری سایه طبقه بندی کرد. بر اساس آمار، در سال 2012 صندوق های سرمایه گذاری در سراسر جهان با انجام اقدامات دلالی در مورد وام های بانکی توانستند به درآمدی 97 میلیارد دلاری دست یابند. علاوه بر این بانک های در سایه توانستند در  فاصله بین سال های   2007تا 2012 از طریق ایجاد بازارهایی که در این وام های بانکی با بهره های بسیار پایین به منظور دلالی در بازارهای اوراق بهادار عطا می شد، به درآمدی حدود 1.7 تریلیون دلاری بر سند. در بازار چین هم بانک های در سایه به شدت فعال اند. طوری که در فاصله سال های 2013 تا 2015 میزان درآمد این بانک ها چیزی نزدیک به 340 میلیارد دلار بوده است. به همین دلیل هم هیئت ثبات مالی بین المللی که از   نهادهای ارشد بین المللی در زمینه ی کنترل و حفاظت از نظام مالی جهانی به شمار آید، اعلام کرده است که ارزش بازار بانک داری سایه در سرتاسر جهان 80 تریلیون دلار فراتر رفته است، در حالی که این عدد تا یک دهه قبل چیزی حدود 26 تریلیون دلار بود.

بانکداری سایه در شرایطی رشد می کند که بانکداری سنتی و واقعی نتواند به وظایف و عملکردهای خود عمل کند. در واقع این فشارهای سنگین وارد آمده بر بانک ها و مؤسسات مالی پس از بحران مالی یک دهه ی قبل بود که باعث شد تا زمینه برای رشد و شکوفایی بانک های در سایه فراهم آید. تحميل الزامات سخت گیرانه در ارتباط با کفایت سرمایه و ترس بانک ها از جریمه های سنگین، موجب زمین گیر شدن آن ها و فراهم آمدن فرصت رشد و نمو برای بانک های در سایه شده است. به توان مثال در چین که بانک ها به دلیل مقررات سخت گیرانه جدید، دیگر رغبتی برای وام دادن به بعضی از صنایع از خود نشان نمی دهند و از سویی دیگر مجبورند سود ناچیزی به سپرده گذاران خود بدهند، همه چیز برای عرض اندام بانک های در سایه برای جلب نظر سپرده گذاران مهیا شده است، بنا به گزارش اخیر موسسه ی مشاوره ای و تحقیقاتی بروکینز، پرداخت بیش ازد دو سوم وام دهی بانک های در سایه در چین تنها از این مسئله ساده ناشی می شود که بانک های رسمی این کشو ر تمایلی به وام دهی به افراد از خود نشان نمی دهند.

+ دو روی سکه ی بانکداری سایه

بسیاری از صاحب نظران و منتقدان از این مسئله ابراز نگرانی می کنند که ماهیت کار بانک های در سایه به شدت ریسکی و مخاطره آمیز است، زیرا برخلاف بانک ها که با استفاده از سپرده های مطمئن سپرده گذاران اقدام به وام دهی می کنند، بانک های در سایه وجوه نقدی سرمایه گذاران را به دیگران وام می دهند. در این حالت کافی است چند تن از سرمایه گذاران عمده ی این بانک ها و به عبارت روشن تر  دلال ها اقدام به بیرون کشیدن سرمایه هایشان کنند و در این حالت است که همه چیز به هم می ریزد و شرایط بحرانی می شود.

با وجود این، باید پذیرفت که فعالیت های مالی غیر بانکی که بانکداری مشابه یک نوع از آن است. لزوما و تماما پدیده ای منفی و زیان باری محسوب نمی شود، زیرا در کشورهای فاقد نظام بانکی منسجم و گسترده یا در شرایطی که خدمات بانکی بیش از حد پر هزینه و گران تمام می شود، وجود واسطه ای مالی می تواند گره ای از مشکلات مشتریان و سرمایه گذاران باز کند. علاوه بر این بانک های در سایه اگر به صورت قانونمند عمل کنند، می توانند به کاهش زمان موجود برای به ثمر نشستن  سپرده ها کمک کنند، به این صورت که فاصله ی زمانی بین ورود سپرده ها به بانک و اعطای آن ها به صورت وام به متقاضیان را تا حد زیادی کاهش می دهند و بدین وسیله از خاک خوردن سپرده ها در بانک جلوگیری می شود.

بر این اساس به نظر می رسد یکی از اولویت های بانک های مرکزی و نهادهای ناظر بر فعالیت های مالی و بانکی در سطح کشورها و بین الملل باید در راستای قانونمندتر کردن فعالیت و نقش آفرینی بانک های در سایه و بهره گیری از آن ها در راستای پر کردن شکاف ها و کمبودها در سرویس دهی بانک های رسمی و سنتی متمرکز و از افراط و تفریط در این زمینه اجتناب شود.

منبع : مجله اقتصاد