باید خود را در مسیر انقلاب صنعتی چهارم قرار بدهیم

کلاب اقتصاد

چگونه باید نظام آموزشی کشور را بر اساس نیازهای جهان جدیدتنظیم کرد؟

نظام آموزشی یک نظام آموزشی سواد پرور و دانش پرور است. ما به یک نظام آموزشی مهارت پرور نیاز داریم. بسیاری از مشکلات ریشه در نظام آموزشی دارد. باید وزن بیشتر نظام آموزشی را از مقطع دبستان، ضمن توجه به مبحث آموزش، بر مقوله ی پرورش قرار دهیم؛ یعنی کودکان خود را کارآمدتر تربیت کنیم. در این صورت وقتی بزرگ تر می شوند، می توانند این مسائل را به خوبی درک کنند.

باید خود را در مسیر انقلاب صنعتی چهارم قرار دهیم

فعالیت هایی که جهان شمول است مانند موج حرکت می کند و نمی توان در برابر آن ایستادگی کرد؛ انقلاب صنعتی چهارم این چنین است

سال ۱۳۷۵ به همت جمعی از دانشجویان دوردهای کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی و با هدف پایه ریزی یک نهاد علمی غیرانتفاعی متشکل از استادان، دانش آموختگان و دانشجویان کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی و دیگر شاخه ها و گرایش های رشته ی مدیریت. همچنین دیگر مدیران مجرب دانش آموخته ی دوره های کارشناسی مدیریت، انجمن مدیریت اجرایی کشور راه اندازی شد. مرتضی عمادزاده، عضو هیئت مؤسس و اولین رئیس هیئت مدیردی انجمن مدیریت اجرایی ایران در گفت و گو با «همشهری اقتصاده از نقش آموزش در انقلاب صنعتی چهارم می گوید.

در شرایط کنونی، فقدان دانش تنها حلقه ی مفقودهی موفقیت بنگاههای اقتصادی نیست، بلکه دانش نیاز به چاشنی مهارت، الگوسازی، باور به علم، جذب سرمایه های خارجی، واردات تکنولوژی به همراه علم آن و … دارد

چگونه می توان اقتصاد کشور را به دانش بنیان شدن پیش برد؟

بدون شک وجود اقتصاد مقاومتی می تواند قوا و توان اقتصادی کشور را تقویت کند. این که پایه های یک اقتصاد قوی باشد به گذشته، امروز و آینده ی کشور باز می گردد. وقتی به تاریخ اقتصاد کشور نگاه می کنیم یک حلقه ی گمشده به نام نبود علم مدیریت در آن دیده می شود. مدیریت را به اندازه ی کافی نمی شناسیم تا در بخش های مختلف اقتصاد کشور آن را بسط بدهیم. باید به دنبال این باشیم که چگونه می توان با تزریق به موقع دانش، شرایط مطلوب حاصل کرد؛ اما در مورد این که چگونه می توان اقتصادی بر پایه ی دانش و در عین حال مقاوم و مستحکم داشت، باید گفت که مجموعه ای از مسائل و راهکارها هستند که در این موضوع دخالت دارند و می توانند گره از مشکل باز کنند. مجموعه ای از مسائل فرهنگی، مالی، سیاسی و اقتصادی مختلف، شرایط امروز و فردا را رقم می زنند.

اولین اقدامات در این زمینه چه باید باشد؟

اول باید ببینیم چه تولید کنیم؟ چگونه تولید کنیم؟ برای که تولید کنیم؟ چه مقدار و با چه صرفه ی اقتصادی تولید می کنیم؟ به این ها سؤالات اساسی اقتصاد می گویند. سال هاست در کشور موضوع جلوگیری از فروش نفت خام مطرح می شود. می توان با تکیه بر دانش به جای فروش گاز مایع، محصولات پتروشیمی فروخت. با تکیه بر دانش محصولاتی را تولید کرد که در برخی مواقع اختلاف قیمت آن ها یک به هشت هم می شود. یعنی اگر روزی برای گاز مایع مشتری وجود نداشت، محصولی را تولید کنیم که دنیا به آن نیاز دارد؛ اما به طور کلی به زعم بنده منشأ تمامی مشکلات ذکر شده در نظام آموزشی است. نظام آموزشی کشور سواد پرور و دانش پرور است، در حالی که ما به یک نظام آموزشی مهارت پرور احتیاج داریم. این نظام می تواند مهارت  را چاشنی دانش و بسیاری از مسائل را حل کند. بایستی بازبینی فرهنگی در رفتارها داشته باشیم که به باور بنده بازبینی نظام آموزشی را هم می طلبد.

به نظر شما مشکل اقتصاد کشور ریشه در نظام آموزشی دارد؟  

بله، بسیاری از مشکلات ریشه در نظام آموزشی دارد. باید وزن بیشتر نظام آموزشی را از مقطع دبستان، ضمن توجه به مبحث آموزش، بر مقوله ی پرورش قرار دهیم؛ یعنی کودکان خود را کارآمدتر تربیت کنیم. در این صورت وقتی بزرگتر می شوند، می توانند این مسائل را به خوبی درک کنند. نظام آموزشی ما یک نظام آموزشی سواد پرور و دانش پرور است. ما به یک نظام آموزشی مهارت پرور نیاز داریم. معنای بحث این است که یک فرد تحصیل کرده پس از اتمام دوره ی تحصیلی، متقاضی حضور در بازار کار می شود اما نمی تواند کاری را به دست آورد، در نتیجه تصور می کند که مشکل از بازار کار است در حالی که مشکل از بی مهارتی خود فرد است. کار نابلدی فرد دلیل اصلی جذب نشدن در بازار کار است. اگر از این فرد سؤال شود روزی که کنکور شرکت می کردی با چه خط فکری رشته ی تحصیلی خود را انتخاب کردی، می گوید این رشته را قبول شدم. در حالی که تمام کسانی که عاقلانه و هوشمندانه رشته ی تحصیلی خود را انتخاب می کنند، بسیار موفق تر از این افراد می شوند. ریشه ی مسائلی که ما می بینیم حاصل تعامل متغیرهای بسیار فراوانی است که چگونگی تعامل آنها از دید ما بیرون است اما می طلبد که افراد صاحب اندیشه و فکر به آن ورود کنند و رابطهی علت و معلولی این متغیرها را پیدا کنند. سال هاست در بسیاری از کشورهای توسعه یافته بودجه ی آموزش و پرورش را جزو هزینه های جاری محاسبه نمی کنند و آن را یک سرمایه گذاری به شمار می آورند. توسعه و رشد یک فرآیند طولانی مدت است که هر سال وضعیت عمومی را بهتر می کند. این مسیر توسعه نقطه ی انتهایی ندارد. باید به نسبت سال قبل توسعه داشته باشیم و رشد کنیم. همیشه باید در کمیت ها افزایش تولید داشته باشیم اما در کیفیت ها، محتوای تولید و… که تمامی آنها به رضایت مصرف کننده ختم می شود، باید دوام داشته باشیم. این جاست که نقش اقتصاد دانش بنیان و مدیریتی بر اساس اصول دانش همراه با مهارت هویدا می شود. تا زمانی که بخواهیم کارنامه ی صوری بدهیم، هیچ نتیجه ای حاصل نمی شود. کشورهای توسعه یافته نیروهایی را تربیت کرده اند که خود را با نتایج صوری قانع نمی کنند و خودشان را همواره مسئول می دانند. این افراد کسانی هستند که به دانش مسلط شده اند و مبتنی بر مهارت پروری رشد کرده اند.

بسیاری معتقدند که هنوز علم و کار تخصصی در بنگاه های اقتصادی جایگاه خود را نیافته است و این معضل بزرگ باعث ورشکستگی بنگاه ها می شود؛ نظر شما چیست؟

افراد متخصص و صاحب علم در بسیاری از بنگاه های کشور حضور دارند اما نبود باور به علم و دانش و مهارت، باعث عقب ماندگی شرکت ها شده است. وقتی یک شرکت موفق به عنوان یک نمونه بررسی می شود، ممکن است سؤالات و چالش های جدی چند بنگاه دیگر هم پاسخ داده شود. تحقیقات را باید به عنوان یک الگو و مدل در بنگاه ها جاسازی کنیم. گاهی تجربیات هم می توانند راهگشا باشند. در شرایط کنونی، فقدان دانش تنها حلقه ی مفقودهی موفقیت بنگاه های اقتصادی نیست، بلکه دانش نیاز به چاشنی مهارت، الگوسازی، باور به علم، جذب سرمایه های خارجی، واردات تکنولوژی به همراه علم آن و … دارد. این موارد، همه ماژولها و بخش هایی از فعالیت، نگاه و رویکردی است که باید اصلاح شود تا در یک بازه ی زمانی از نقطه ی موجود به یک نقطه ی مطلوب برسیم. انقلاب صنعتی چهارم در دنیا در حال گسترش است و بسیاری از فعالیت های تولید دگرگون شده است. حتی این اتفاق در خاورمیانه هم رخ داده است. دیگر نمی توان بر اساس الگوهای قدیمی تولید، این راه را ادامه داد.

اتفاقی که خواهد افتاد

انقلاب صنعتی چهارم آن چنان که باید در کشورمان مورد توجه قرار نگرفته است مقداری از این اتفاقات در جهان نوعی الزام و اجبار است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، اتفاق می افتد، مانند اینترنت اشیا.

به نظر شما کشورمان در زمینه انقلاب صنعتی چهارم در چه جایگاهی قرار دارد؟

انقلاب صنعتی چهارم آن چنان که باید در کشورمان مورد توجه قرار نگرفته است. مقداری از این اتفاقات در جهان نوعی الزام و اجبار است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، اتفاق می افتد، مانند اینترنت اشیا. فعالیت هایی که جهان شمول است مانند موج حرکت می کند و نمی توان در برابر آن ایستادگی کرد؛ اما جذب آن موج نیاز به آمادگی دارد. باید استعداد جذب این موج ها را داشته باشیم.

به نظر شما این استعداد در کشور ما وجود دارد؟

استعداد خدادادی نیست بلکه فراهم کردن شرایط است. کشورمان از ظرفیت نیروی انسانی بسیار بالایی برخوردار است. اگر زمانی رویکردها را اصلاح کنیم اثر این موضوع بسیار گسترده تر و در زمان کمتری انجام میشود. بخشی از کاستی های ما در مقایسه با کشورهای همسایه به سرعت جبران میشود اما باید این چرخ شروع به حرکت کند. ظرفیتی که ما در نیروی انسانی داریم می تواند به نقطه ی قوت کشورمان در انقلاب صنعتی چهارم تبدیل شود.

تعامل با جهان را باید جدی بگیریم. باید خود را در مسیر انقلاب صنعتی چهارم قرار دهیم. در کشور استعدادهای فراوانی برای جذب تکنولوژی های روز وجود دارد و می توانیم در زمانی بسیار اندک خودمان را توسعه بدهیم.

انقلاب صنعتی چهارم می تواند برای کشور ما یک فرصت باشد؟

بله، حتما اگر یادبگیریم از این فرصت استفاده کنیم، این پدیده ما را از یک بازیگر کاملا منفعل به یک بازیگر فعال تبدیل و گسترش آن بسیار به ما کمک می کند. باید خود را در مسیر تغییرات، تحولات و تعاملات جهان قرار بدهیم.

منبع : مجله اقتصاد