چرا انقراض گونه های حیوانی نگران کننده است؟ از فوک های خزری تا يوز آسیایی

کلاب دانستنیها

تعداد و تنوع گونه های یافت شده روی کره زمین، از آغاز حیات تاکنون افزایش یافته است. این افزایش ها پیوسته نبوده اما از ویژگی های مشخص آن می توان به دوره هایی با نرخ های بالای گونه زایی و در پی آن دوره های طولانی با تغییرات حداقلی اشاره کرد. در عین حال وقوع پنج انقراض بزرگ در گذشته قابل ‌تشخیص و محرز است که بزرگ‌ ترین آن ها در اواخر دوره زمین شناسی پرمین، یعنی قریب ۲۵۰ میلیون سال قبل رخ ‌داده است. سنگواره ها نشان می دهند که در آن زمان بالغ ‌بر ۵۰ درصد از خانواده های جانوری و ۹۵  درصد از گونه های دریایی منقرض‌ شده اند. این احتمال وجود دارد که بعضی آشفتگی های بزرگ همچون فوران های آتشفشانی گسترده یا تصادم چندین شهاب سنگ با زمین باعث بروز چنان تغییرات عظیمی در اقلیم و سطح آب دریاها شده باشند، بدیهی است در پی آن‌ گونه های بسیاری دیگر توانایی بقا را نداشته اند اما یک فرض دیگر هم این است که آزاد سازی حجم عظیم گاز متان از بستر اقیانوس ها که از آن به اصطلاح به عنوان «برگرداندن بزرگ» یاد می شود، در این مسئله نقش داشته باشد. لازم به ذکر است که در این رویداد نه تنها حجم انبوهی مواد سمی آزاد خواهد شد بلکه مطمئناً بر اقلیم نیز تأثیر خواهد گذاشت، چراکه گاز متان حتی نسبت به دی اکسید کربن هم گاز گلخانه ای نیرومند تری است. یافته ها نشان می دهد که پس از انقراض بزرگ دوران پرمین، بیش از ۵۰ میلیون سال طول کشید تا تنوع زیستی از طریق فرآیند تکامل مجدد احیاء شود.

چرا گونه ها منقرض می شوند؟ مسئله این جاست که حتی اگر آشفتگی شدیدی هم در محیط ایجاد اختلال نکند، گونه ها باز هم به سمت انقراض پیش می روند. یک گونه ممکن است با یک گونه دیگر بر سر یک منبع حیاتی رقابت کند، از طرف دیگر شکارچیان طبیعی یا همان طعمه خوران هم ممکن است که گونه های طعمه را به ‌سوی انقراض سوق دهند.

انقراض هم مثل گونه زایی جزو مهمی از چرخه حیات طبیعی است. سؤال این جاست که اگر انقراض بخشی از یک فرآیند طبیعی است، پس چرا از بین رفتن گونه ها اکنون باعث نگرانی شده؟ پاسخ این پرسش در نرخ های نسبی انقراض و گونه زایی نهفته است. گونه زایی به طور معمول فرآیندی کند و آهسته است که در اصل حاصل جهش های تدریجی و انتقال مکرر آلل ها، اگر نگوییم طی میلیون ها سال، دست کم طی بیش از هزاران سال است.

تا زمانی که میزان گونه زایی برابر یا بیشتر از نرخ اصلی انقراض باشد، آنگاه تنوع زیستی یا ثابت باقی خواهد ماند یا این‌که افزایش پیدا خواهد کرد. منظور از نرخ انقراض، همان نرخ های ثابت نسبی است که در بخش اعظم تاریخ زمین شناسی هم مشاهده شده است.

در دوره های زمین شناسی پیشین، نرخ از دست رفتن گونه ها، سرانجام متعادل شد و سپس این تکامل گونه های جدید بود که سبب شد تا این اتفاق در عمل پشت سر گذاشته شود اما با این همه امروز این باور وجود دارد که نرخ های انقراض کنونی به دلیل تأثیرات انسانی، ۱۰۰ تا هزار بار بیشتر از نرخ های معمول و طبیعی است و ضمناً بالغ بر ۹۹ درصد انقراض گونه های امروزی می تواند به نوعی در ارتباط با فعالیت های انسانی باشد، دانشمندان می گویند که ما اکنون در میانه ششمین عصر بزرگ انقراض قرار داریم اما فراموش نکنید که این دوران بیشتر از آن‌که حاصل بلایای طبیعی باشد، ناشی از فعالیت های انسانی است،

تاثیر فعالیت های انسانی بر انقراض گونه ها

تنوع زیستی جهان طی ۳۰ هزار سال گذشته دستخوش یک زوال شتابنده شده و علت آن هم این است که انسان مدعی و متملک بخش وسیعی از این کره خاکی شده است. انسان ها به دلیل نیاز به مصرف منابع طبیعی، به طور فزاینده ای محیط های خشکی و آبی را دگرگون ساخته اند و این مسئله به ضرر دیگر گونه ها تمام شده است. نخستین تأثیر قابل توجه فعالیت های انسانی حذف پستانداران بزرگ از استرالیا و آمریکای شمالی و جنوبی بود. اندکی پس از ورود انسان به هر یک از این قاره ها، ۷۴ تا ۸۶ درصد از مگافون ( پستاندارانی با وزن بیش از ۴۴ کیلوگرم با حدوداً ۱۰۰ پوند) منقرض و برای همیشه از دست رفت، احتمالاً این انقراض ها به شکل مستقیم با شکار و به شکل غیرمستقیم با آتش سوزی و پاک سازی جنگل ها و علفزارها در ارتباط بوده اند.

دیرین شناسان و باستان شناسان در همه قاره‌ ها جز قطب جنوب و بسیاری جزایر اقیانوسی، شواهد گسترده ای از دگرگونی و تخریب زیستگاه ها از سوی انسان در دوران پیش تاریخی یافته اند که البته با انقراض بالای گونه ها نیز هم زمان است. فعالیت های انسانی که نتیجه آن انقراض گونه هاست، در حال حاضر به شدت افزایش یافته اند. چنانچه پیش تر نیز اشاره شد، نرخ انقراض در دو قرن گذشته سریع و پرشتاب تر شده است. جدول ذیل وضعیت گونه های در معرض خطر انقراض را در جهان نشان می دهد.

 

 

فوک خزری و چالش های بقا

فوک خزری تنها پستاندار آبزی و عضو راسته فوک ها و شیرهای دریایی است که فقط در دریای خزر پراکنش دارد. نگرانی های جدی جهانی نسبت به احتمال ابتلای گونه های در معرض خطر به بیماری هایی نظیر دیستمپر وجود دارد، چرا که شیوع ناخواسته چنین بیماری هایی نه تنها کل جمعیت یک گونه ارزشمند مانند فوک ها را آسیب پذیرتر می کند بلکه در عین حال نشان می دهد که کل اکوسیستم از نظر زیستی در یک وضعیت متعادل قرار ندارد و این عدم تعادل از آن دست مواردی است که انسان را هم متأثر می سازد.

مطالعه روی وضعیت زیستی فوک ها و میزان آسیب پذیری آن ها نسبت به این ویروس به دلیل آن که جزو شکارچیان رأس هرم غذایی دریای خزر هستند، نه تنها از جنبه زیست محیطی بلکه در عین حال از نظر اولویت بهداشتی و اقتصادی قابل تعمق است. اگر فوک ها را به عنوان معیار یا شاخص سلامت در نظر بگیریم، مشخص می شود که چرا مسئله آلودگی دریای خزر تا به این اندازه جدی و مستلزم بذل توجه بیشتر است. این نکته اثبات شده که افزایش آلودگی دریای خزر منجر به کاهش مقاومت موجودات آبزی و در نتیجه آسیب پذیری بیشتر آن ها نسبت به بیماری های عفونی شده و به آن معناست که بیماری که سال های قبل می توانست تلفات کمتری از خود به جا بگذارد، امروز به دلیل کاهش مقاومت سیستم ایمنی، خیلی راحت طیف وسیعی از جمعیت یک گونه ارزشمند را نظیر فوک های خزری متأثر می سازد.

 

 

یوز آسیایی در معرض انقراض

حدود ۲۰۰۰ سال پیش، پراکندگی پوز بسیار گسترده بوده و مناطق وسیعی از قاره آفریقا و آسیا را در بر می گرفت. دکتر باقر نظامی، عضو هیأت علمی دانشکده محیط زیست در کتاب «یوز آسیایی، بوم شناسی و وضعیت یوز آسیایی در ایران» می نویسد:

«متأسفانه آرام آرام يوز در بخش های زیادی از گستره پراکندگی قدیمی اش ناپدید شد. Ray و همکاران (۲۰۰۵) برآورد کرده اند که یوز از ۷۶ درصد از محدوده گسترش تاریخی اش ناپدید شده است اما با این حال هنوز در سطح وسیعی اما به صورت پراکنده و لکه ای پراکندگی دارد. جنوب و شرق آفریقا جایی است که یوز در آن شرایط بهینه تری دارد، اگر چه که محدوده های مهمی از زیستگاه های یوز از بین رفته و اکنون تنها در شش درصد از زیستگاه های تاریخی خود در شرق آفریقا (۳۱۰۵۸۶ کیلومتر مربع) زیست می کند و در محدوده حدود ۸۹۲۶۵۸ کیلومتر مربع احتمال حضور آن می رود ( 2007.Anon). پراکندگی پوز در تعداد زیادی از کشورها با ابهام زیادی رو به روست به طوری که اکنون کاملا مشخص شده که جمعیت یوز در شمال و غرب آفريقا شدیداً در حال کاسته شدن است.»

نظامی در ادامه خاطر نشان می سازد: «در آسیا، یوز تقریباً از تمام گستره تاریخی اش در قرن گذشته، از ساحل مدیترانه شبه جزیره عربستان، شمالی ترین محدوده خزر تا آرال، تمام محدوده غربی ازبکستان، پاکستان تا هند مرکزی حذف شده است ( NoWell & Jackson 1996 ; Habibi2004 ; Mallon2007)

بخش زیادی از این انقراض و ناپدید شدن در آسیا به دلیل زنده گیری برای اشراف و شاهزادگان برای تربیت آن ها بوده است (1995 Divyabhanusingh). همزمان با این کاهش جمعیت طعمه های وحشی آن، به ویژه آهو، به شدت کاهش یافته همچنین کشته شدن خود یوز و توسعه در محدوده های طبیعی گونه، به جمعیت آن آسیب وارد کرده است.

 

 

اردک های سرسفید و تالاب های خشك

اردک سرسفید از زیر مهره اردک ها و زیرگروه اردک های ماهیخوار است. نر و ماده این پرنده با یکدیگر تفاوت دارند. نرها در نوروز و بهار بدن قهوه ای خرمایی مایل به خاکستری، پشت مدور، سری بزرگ و گرد، گونه های سفید خالص و نوک آبی رنگ مشخصی دارند اما در زمستان نوک آن ها به سیاه تغییر رنگ داده و بدنشان به خاکستری قهوه­ای متمایل می شود. نرها دم شق و رقی دارند که در بخش های فوقانی زاویه دار بوده و بیشتر هم در آب آن را بالا نگه می دارند، چنانچه پوشپرهای سفید زیر دم معمولا قابل رویت است.

 اردک های سرسفید برای انتخاب زیستگاه معمولا شرایط خاصی نظیر تالابه ای اوتروفیک (غنی از مواد غذایی آلی و معدنی، دارای اکسیژن بسیار کم و میزان فساد بالا در لایه های فوقانی) و آب های قلیایی با pH بالا و بیشتر از هفت را ترجیح می دهند. این پرنده بیشتر از بتوزها (موجودات زنده کف تالاب) و بخشی از گیاهان آبی تغذیه می کند.

اردک سرسفید که در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی (ای یوسی ان) در رده در معرض خطر انقراض قرار دارد، در کل دنیا در جمعیت با نام های جمعیت آسیایی و جمعیت اروپایی وجود دارد. تهدیدات پیش روی جمعیت آسیایی در ایران از جنس دیگری است. خوشبختانه تاکنون شواهدی از حضور هیبریدهای اردک سرسفید در اسیا به ثبت نرسیده در حالی که جمعیت اروپایی را همین مسئله به شدت تهدید می کند، جمعیت آسیایی اردک های سرسفید را در ایران شکار غیر مجاز و خشکی تالاب ها تهدید می کند.

نویسنده : فرناز حیدری / منبع : مجله دانستنیها